استان چهارمحال و بختیاری

استان چهارمحال و بختیاری یکی از استان‌های کشور ایران است. مرکز این استان شهرکرد است.زبان این استان عموماً لری است.ولی به مقتضای مهاجرت‌ها زبان ترکی و ارمنی در بعضی از روستاها رایج است همچنین در مرکز استان(شهر کرد) و بروجن و شهرهای کوچک استان فارسی لری جای خود را با فارسی بی لهجه عوض کرده است.





این استان با ۱۶٬۳۳۲ کیلومتر مربّع وسعت معادل یک درصد از کل وسعت ایران، بیست و دومین استان کشور از نظر مساحت می‌باشد. استان چهارمحال و بختیاری از جمله مناطق کوهستانی فلات مرکزی ایران محسوب می‌شود و بین ۳۱ درجه و ۹ دقیقه تا ۳۲درجه و ۳۸ دقیقه عرض شمالی و ۴۹ درجه و ۳۰ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۲۶ دقیقه طول شرقی گرینویچ قرار دارد. این استان از شمال و مشرق به استان اصفهان، از مغرب به استان خوزستان، از جنوب به استان کهگیلویه و بویراحمد و از سمت شمال غربی به استان لرستان محدود می‌شود.

مرکز این استان شهرکرد است با ۲۰۷۰ متر ارتفاع از سطح دریا، مرتفع ترین مرکز استان کشور ایران است..
تقسیمات کشوری
بر اساس آخرین تقسیمات سیاسی کشور، استان چهار محال و بختیاری دارای دارای نه شهرستان، ۳۱ شهر، ۲۲ بخش و ۴۵ دهستان است.




پیشینه در تقسیمات کشوری
چهارمحال و بختیاری تا قبل از سال ۱۳۳۲ خورشیدی در قالب شهرستان شهرکرد و بختیاری از شهرستانهای استان اصفهان به شمار می‌آمد. در این سال، شهرستان شهرکرد از استان اصفهان جدا و به عنوان فرمانداری مستقل بختیاری در تقسیمات سیاسی کشور قرار گرفت.در دههٔ ۳۰ با تغییر رویکردهای حکومت در سال ۱۳۳۷ شمسی فرمانداری مستقل بختیاری و چهارمحال به فرمانداری کل ارتقاء می‌یابد و در محدوده آن فرمانداری‌های جدید بروجن و نیز بخش‌های جدید شوراب و گندمان ایجاد می‌گردند. در مصوبه سال ۱۳۵۲ هیئت وزیران، فرمانداری کل چهارمحال بختیاری به‌استانداری چهارمحال بختیاری ارتقا یافت.




در مورد نام استان

وجه تسمیه

نام چهارمحال و بختیاری اشاره به دو بخش منطقه چهارمحال و منطقه بختیاری دارد. چهارمحال بخشی روستانشین میان اصفهان و منطقه ایل نشین بختیاری بود. محال جمع مکسر کلمه محل به معنی ناحیه و مکان است و چهار محال یعنی چهار ناحیه که عبارت بودند از: لار، کیار، میزدج و گندمان. در تقسیمات کنونی استان، لار و کیار در شهرستان شهرکرد، میزدج در شهرستان فارسان و گندمان در شهرستان بروجن قرار می‌گیرد. منطقه بختیاری نیز که از دیر باز کوچ گاه ایل بزرگ یختیاری بوده و هست، هم اکنون شامل شهرستان‌های کوهرنگ، فارسان، اردل و لردگان می‌باشد.




اشتباهات رایج در مورد نام استان

نام کامل و صحیح این استان چهار محال و بختیاری است اما به غلط گاه به صورت‌های دیگر هم خوانده می‌شود، مانند


چهار محال

چهار محالِ بختیاری

بختیاری

هرچند معمولاً دلیل این کار سادگی در نوشتار و گفتار است اما در برخی موارد هم از روی تعصب‌های‌های قومی است که از طرف برخی افراطیون هر دو طرف چهار محالی و بختیاری انجام می‌شود تا نام طرف دیگر از اسم استان حذف شود. باید دانست نقش هیچ کدام از اقوام ساکن این استان در تاریخ و شکل گیری فرهنگ و هویت مردمان آن قابل چشم پوشی نیست. گاه چهار محالی‌ها و شهرکردی‌ها به سبب روابط نزدیک با اصفهان کانون توجه بوده‌اند و گاه بختیاری به دلیل نفوذ زیاد در حکومت پهلوی و روابط قوی با انگلیسی‌ها مود توجه بیشتری فرار گرفته‌اند. چهارمحال،و بختیاری دو واقعیت تاریخی و اجتماعی غیرقابل انکار هستند که به سبب مراودات و ارتباط‌های تنگاتنگی که از دیرباز بین این دو بخش برقرار بوده‌است ،همواره به مثابه دو بال یک پیکر یکدیگر را کامل کردند اما در هیچ زمانی یکی به دیگری تعلق نداشته‌اند و کاربرد تعبیرهای چهار محال ، چهارمحال بختیاری یا بختیاری نادرست و چالش آفرین می‌باشد. در گذشته نیز این منطقه با هر نامی که خوانده شده‌است به هر دو گروه عمده ساکن این منطقه اشاره داشته‌است مانند



شهرستان شهرکرد و بختیاری (تا سال ۱۳۳۲)
فرمانداری بختیاری و چهار محال (۱۳۵۲)
استان چهار محال و بختیاری (از سال۱۳۵۲)




تغییر نام استان

برخی از اهالی استان و مسئولین استانی و کشوری معتقد به تغییر نام این استان هستند. دلیل اصلی این گروه طولانی بودن نام استان است. طولانی بودن نام استان سبب حذف یکی از بخشهای نام استان می‌شود ، گاه چهار محال خوانده می‌شود و گاه بختیاری و در هر صورت باعث می‌شود که مقصد اصلی از آن حاصل نشود. در برخی موارد هم در مکاتبات از نام مختصر شده چ و ب استفاده می‌کنند که چوب خوانده می‌شود. برخی دیگر بر این عقیده‌اند که نام استان باعث ایجاد شکاف بین مردم استان می‌شود و با وجود کوچکی استان، آن را به دو قسمت تقسیم می‌کند. این عده معتقدند هویت یک استان باید همانند هویت یک کشور از وحدت کامل برخوردار باشد و مردم آن بر اساس نژاد تقسیم بندی نشوند.
تغییر نام استان به دلیل نگرانی از واکنش بختیاری‌ها استان هنوز عملی نشده‌است.




تاریخ

نام بختیاری برای اولین بار در ذیل طوایف لر بزرگ توسط حمدلله مستوفی ذکر شده‌است. اما به عنوان یک نامجا و یک نام جغرافیایی در روزگار صفویه به زیستگاه ایل بزرگ بختیاری اطلاق شده‌است.




تاریخ بختیاری

تاریخ بختیاری (یا خلاصة الاعصار فی تاریخ البختیار). کتابی درباره تاریخ ایل بختیاری و سکونت‌گاه آنان به فارسی. در ۱۳۲۷ «عبدالحسین خان سپهر» ملقب به لسان السلطنه و ملک المورخین به فرمان «علیقلی بختیاری سردار اسعد» وزیر جنگ و زیرنظر او تحریر کتاب را آغاز کرد. در تألیف «تاریخ بختیاری» افزون بر منابع معتبر از نوشته‌ها و خاطرات خارجیانی که به منطقه بختیاری رفته بوده‌اند با ذکر نام نویسنده و مترجم آنها استفاده شده که همین امر سبب تکرار برخی از مطالب شده‌است. از جمله این آثار است: «سفرنام لیرد» که نویسنده‌اش در ۱۲۵۸/۱۸۴۰ به منطقه بختیاری رفته و مدتی در آنجا زیسته بوده‌است. «سفرنامه بارون دو بد» به ترجمه سلطان محمد نائینی جهانگرد روسی که هم زمان با لیرد در میان بختیاری‌ها بوده‌است و «خاطرات سرتیپ هوتم شیندلر» صاحب منصب انگلیسی ترجمه علیرضابن محمدحسین بن کیخسروبن فتحعلی شاه. نگارش «تاریخ بختیاری» حدود هفت سال طول کشید زیرا سردار اسعد برای معالجه چشم به اروپا سفر کرد و تألیف کتاب متوقف شد. در ۱۳۳۳ سلطان محمد نائینی به فرمان سردار اسعد کتاب را به پایان رساند.





جمعیت‌شناسی

جمعیت این استان در سال۱۳۹۰ ، ٨٩۵٢۶٣ نفر گزارش شده است.



زبان

مردم استان چهار محال و بختیاری به دو قسمت چهارمحالی ها و بختیاریها تقسیم می‌شوند. چهار محالی‌ها عموماً به زبان فارسی و ترکی و با لهجه خاص خودشان صحبت می‌کنند و بختیاری‌ها هم به گویش بختیاری که شاخه‌ای از گویش لری است صحبت می‌کنند . در ۵ شهرستان از ۷ شهرستان این استان زبان بختیاری رایج است که این شهرستان‌ها عبارتند از اردل، کوهرنگ، فارسان، لردگان و کیار . در شهرستان‌های شهرکرد و بروجن لهجه‌های محلی فارسی و ترکی رایج است. به طور خاص مردم شهرهای شهرکرد، بروجن و فرخ‌شهر و برخی دیگر مناطق به زبان فارسی صحبت می‌کنند ، ، . مردم مناطق لردگان، اردل، کوهرنگ و فارسان به گویش بختیاری زبان لری تکلم می‌کنند و زبان ترکی قشقایی در برخی از روستاها و شهرها(شهرهای کیان، بلداجی، سامان، بن، فرادنبه، جونقان) رایج است ، .

ارامنه: نواحی شرقی استان چهار محال و بختیاری شامل شهرستان‌های شهرکرد و بروجن از دیرباز سکونت گاه گروه‌هایی از ارامنه بوده‌است. هر چند در دهه‌های اخیر تعداد بسیاری از ارامنه چهار محال و بختیـــاری به اصفهان مهاجرت کردند هنوز تعداد کمی از آن‌ها در این استان مشغول زندگی هستند. روستاها ارامنه نشین چهار محال عبارت بودند از تشنیز ،واستیگان، گیشنیگان، احمدآباد، شالمزار، قلعه کشیش، لیواسیان، ده ارمنی و غیره.





اقوام
طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور





وضعیت اقتصادی

هرچند استان چهار محال و بختیاری در زمینه کشاورزی، باغداری و دام داری در سطح کشور مطرح تر است اما صنعت هم در این استان از رونق خوبی برخوردار است.




صنعت

از مهمترین کارخانه‌های صنعتی استان می‌توان به کارخانه‌های زیر اشاره کرد:

فولادشهرکرد
خمیر مایه ناغان
گچ چلیچه
آرد چلیچه
فولاد فرخ شهر (قهفرخ)
فولاد بروجن
ورق خودرو چهارمحال
بروجن خودرو
لوازم خانوادگی برفاب شهرکرد
سیمان شهرکرد
سیمان لردگان
گچ لردگان(سردشت)
پتروشیمی لردگان
گاز کربنیک شهرکرد
قند شهرکرد
نساجی حجاب شهرکرد
ریسندگی بروجن
صنایع شیر و لبنی شهرکرد
نهان گل بروجن
ظریف مصور بروجن





محصولات گوشتی
گوشت مرغ

استان چهار محال و بختیاری از استان‌های مطرح در زمینهٔ تولید گوشت سفید است به طوری که هم اکنون ۲۱ درصد از کل گوشت سفید (مرغ) کشور ایران در استان چهارمحال و بختیاری تولید می‌شود.




گوشت ماهی

استان چهار محال و بختیاری با داشتن منابع آبی غنی از استان‌های مطرح در پروش ماهی است به طوری که مطابق آمار سال ۱۳۹۰، ۲۰ درصد ماهی سردآبی کشور در استان چهارمحال و بختیاری تولید شده‌است. استان چهار محال و بختیاری برای پنج سال متوالی است که به عنوان قطب تولید ماهیان سردآبی ایران شناخته می‌شود.،




گوشت قرمز

استان چهار محال و بختیاری با مجموع تولیدات گوشت قرمز به اندازهٔ ۳۵ هزار تُن در سال، ۲٫۵ درصد از مجموع تولیدات گوشت قرمز کشور ایران را به خود اختصاص داده‌است.




محصولات باغی

استان چهارمحال و بختیاری به سبب موقعیت جغرافیایی ویژه و در اختیار داشتن منابع آبی غنی یکی از مساعدترین مناطق برای کشت، پرورش و تولید بادام در کشور ایران است. استان چهار محال و بختیاری با تولید بیش از 20 درصد از مجموع محصول بادام کشور ، رتبه اول تولید بادام در ایران را به خود اختصاص داده‌است. بیشتر باغ‌های بادام این استان در شهرستان شهرکرد و اطراف شهر سامان قرار دارند.




جغرافیا

استان چهارمحال و بختیاری از جمله مناطق کوهستانی فلات مرکزی ایران محسوب می‌شود که در بخش مرکزی رشته کوههای زاگرس بین پیش کوههای داخلی و استان اصفهان واقع شده‌است. به علت جوان بودن دوره کوه‌زایی و شرایط تشکیل گسل‌های خاص، دراین منطقه وجود بلایا و مخاطرات طبیعی بسیاری چون سیل، زلزله و رانش زمین در اکثر نقاط آن مشاهده می‌شود.




ارتفاعات

استان چهارمحال و بختیاری دارای ۱۶ قلهٔ مرتفع با ارتفاع بیش از سه هزار و ۵۰۰ متر مربع است. این کوهها از شمال غرب استان به جنوب شرق آن کشیده شده‌اند و هر چه از غرب استان به طرف شرق آن و استان اصفهان پیش رویم از میزان ارتفاعات کاسته می‌شود و در نهایت به دشتهای نسبتاً وسیع همچون دشت لار، فرادنبه، کیار و گندمان می‌رسیم. این دشتها در مجموع نزدیک به ۲۴ درصد وسعت استان را شامل می‌شوند و انباشتهٔ رسوبات در آن‌ها زمینه مساعدی برای کشاورزی به وجود آورده‌است. «زردکوه بختیاری» دومین کوه بلند رشته کوه زاگرس (پس از کوه دنا) در این استان قرار گرفته‌است.





آب‌ها

به علت ماهیت کوهستانی مرتفع، که در مسیر بادهای مرطوب سیستم‌های مدیترانه‌ای قرار داشته و موجب صعود و تخلیه بار این سامانه‌ها می‌گردد، این استان دارای بارش نسبتاً مناسب است به حدی که این منطقه با وجود داشتن تنها یک در صد از مساخت ایران، ده درصد از منابع آب کشور را در اختیار دارد. ریزشهای جوی و برف و باران درکوه‌های این استان منشاء معروفترین رودخانه‌های دائمی جنوب غربی و مرکزی ایران یعنی کارون و زاینده رود هستند و آبخیزهای این دو رودخانه را به ترتیب ۱۳۸۰۰ و ۲۷۲۰ کیلومتر مربع شامل می‌شود. در این استان چشمه‌های مختلفی نیز وجود دارد که علاوه بر ایجاد جاذبه‌های گردشگری و زیبایی‌های طبیعی زمینه مناسبی را برای ایجاد کارخانه‌های آب معدنی فراهم کرده‌است. برخی چشمه‌های بزرگ و معروف این استان عبارت‌اند از:



چشمه دیمه
چشمه شلمزار معروف به دریاچه
چشمه کوهرنگ
چشمه مایک
چشمه برم
چشمه‌های مولا و سرداب
چشمه سیاسرد
دروغ زنان در بالادستی پارک سرچشمه فرخ شهر
جشمه گلکوشکک در شهرستان کوهرنگ

10.چشمه سبزکوه توابع ناغان



جنگل‌ها

جنگلهای استان چهار محال و بختیاری در گروه جنگلهای غرب و جنوب غرب کشور قرار می‌گیرند. بخش زیادی از این جنگل‌ها در پنج منطقه بازفت، اردل،ناغان، لردگان، دوراهان و فلارد قرار گرفته‌اند. این جنگل‌ها با مساحتی در حدود ۳۰۷ هزار هکتار به صورت نواری از کوه‌های بازفت در شهرستان کوهرنگ به سمت کوه‌های فلارد در شهرستان لردگان کشیده شده‌اند. پوشش عمدهٔ جنگلی این مناطق، تقریباً ۹۸ درصد، بلوط غرب است.



مخاطرات محیط زیستی

این استان نیز همچون سایر نقاط کشور دستخوش مسائل زیست محیطی گوناگونی است. از سویی خشکسالی منابع آبی این استان را تهدید می‌کند و پربارش‌ترین استان کشور را به رده یازدهم کم‌بارش‌ترین استان‌ها رسانیده است و از سوی دیگر طرح‌های گوناگون انتقال آب تهدیدات مختلفی را علیه محیط زیست استان بسیج کرده است.




جاذبه‌های طبیعی و گردشگری
تالاب چغاخور

تالاب بین‌المللی چغاخور حدود دوهزار و ۳۰۰ هکتار مساحت دارد و در دامنه ارتفاعات سه هزار و۸۳۰ متری'برآفتاب' و 'کلار' در نزدیک شهر 'بلداجی' از توابع شهرستان بروجن قرار دارد. فاصله تالاب تا مرکز چهارمحال و بختیاری ۶۰ کیلومتر است و ویژگی منحصربه‌فرد این تالاب، زیست نوعی ماهی به نام 'ماهی گورخری' است.

چشم‌انداز بدیع و پرواز پرندگان مهاجر و بومی، این تالاب را در ردیف یکی از کانونهای مهم جذب گردشگری کشور و چهارمحال بختیاری قرار داده‌است.

با این حال چغاخور نیز مانند بسیاری از تالاب‌های کشور با خطر رو به روست، اما خطری که چغاخور را تهدید می‌کند نه بی‌آبی که غرق شدن در آب است.

به گفته هومان خاکپور، کارشناس منابع طبیعی، می‌خواهند از جایی که فرسایش آبی بالاست آب را به این تالاب منتقل کنند و به این ترتیب آبی که وارد تالاب خواهد شد پر از رسوب است. اگر این آب داخل تالاب بیاید علاوه بر این که ارتفاع آب بیش از شش متر می‌شود و ویژگی تالابی چغاخور از بین می‌رود، خسارات دیگری هم وارد می‌شود. خود آب با این سرعتی که وارد تالاب می‌شود یک جریان رودخانه‌ای درست می‌کند که به دلیل جریان تند آب کل اکوسیستم تالاب را از بین خواهد برد. علاوه بر این، آن رسوباتی که با حجم زیاد وارد تالاب می‌شود کل رویشگاه کف تالاب را از بین می‌برد.

=====چشمه شلمزار در فاصله 40 کیلومتری مرکز استان در جنوب غربی شلمزار با متوسط آب دهی 1500 لیتر در ثانیه واقع شده است که یکی از سرچشمه‌های اصلی کارون می‌باشد سه رودخانه یا کانال از چشمه منشعب می‌گردد.




چشمه دیمه

چشمه دیمه، سرچشمه اصلی زاینده رود قبل از ایجاد تونل‌های کوهرنگ، در ۱۰ کیلومتری 'چلگرد' و مجاور روستای دیمه قرار دارد. آب این چشمه از گواراترین آبهای جهان است وخواص درمانی از قبیل جلوگیری از پوسیدگی دندان و درمان سنگ کلیه دارد.

مناظر چشمگیر و فضاسازی اطراف چشمه، این مکان را در ردیف زیباترین گردشگاه‌های شهرستان کوهرنگ قرار داده‌است. فاصله این جاذبه گردشگری تا شهرکرد ۱۲۰ کیلومتر است.




چشمه کوهرنگ

چشمه کوهرنگ با دبی آب زیاد از دامنه‌های 'زردکوه' سرچشمه می‌گیرد و پس از گذر از پیچ و خم فراوان به دریاچه سد کوهرنگ می‌ریزد و از تونل اول کوهرنگ وارد زاینده رود می‌شود. مناظر بسیار زیبای طبیعی اطراف چشمه و حضور عشایر در منطقه، زیبایی آن را دوچندان کرده‌است.

چشمه کوهرنگ نیز تا شهرکرد ۱۲۰ کیلومتر فاصله دارد.





چشمه برم لردگان

چشمه 'برم' در شهر لردگان با شهرکرد ۱۵۰ کیلومتر فاصله دارد.

این چشمه علاوه بر تامین آب کشاورزی، یکی از سرشاخه‌های کارون است و چشم‌انداز زیبایی را برای شهر لردگان بوجود آورده‌است. اطراف این چشمه به صورت پارکی برای تفرج گردشگران است. این چشمه در محله ی ساطح لردگان واقع است که مظهر شهر لردگان است .





آبشار آتشگاه

این آبشار در۱۹۰ کیلومتری شهرکرد و در۴۰ کیلومتری شهر لردگان در دره‌ای روح افزا به طول دو کیلومتر قرار دارد. مسیر این آبشار از محل چشمه تا اتصال به رودخانه'خرسان' را فضای سرسبز و بی‌نظیری از انواع درختان و گیاهان جنگلی فراگرفته و شیب زیاد و پستی و بلندی‌های دره، آبشارهای کوچک متعددی را در آن ایجاد کرده‌است.

پیوند عناصر زیبای طبیعی مانند دره، سبزه زار و اقلیم مناسب، فضای بسیار فرح بخشی را برای تفرج در این مکان پدیده آورده‌است.




آبشار دره عشق

آبشار'دره عشق' در منطقه 'مشایخ' شهرستان اردل در مجاورت روستای 'دره عشق' در۱۱۰ کیلومتری شهرکرد واقع است. این آبشار بیش از یکصد متر ارتفاع دارد و در کنار آن رود کارون جاری است.

این آبشار در ترکیب با شالیزارهای روستاهای' دره عشق' و' دورک شاهپوری' فضای شگفت انگیزی را به وجود آورده‌است.




پارک جنگلی پروز

این پارک در منتهی‌الیه جنوب چهارمحال بختیاری و در فاصله 50 کیلومتری شهر لردگان قرار دارد. گردشگاه زیبای 'پروز' با طبیعت بهشتی خود در امتداد دره‌ای سبز قرار گرفته‌است. فضای دنج و خلوت، سایه سار درختان بلند و قد کشیده پارک، چشمه‌های زلال متعدد، شالیزارهای پراکنده و درختان جنگلی اطراف، تصویری زیبا از طبیعت زیبا را جلوی چشم بیننده به نمایش می‌گذارد.





این پارک جنگلی فضای مناسبی برای استراحت و گردش خانواده‌هاست.

سیاسرد، گردشگاهی در 6 کیلومتری جنوب بروجن است که هوایی خنک، مفرح و مطبوع و درختانی زیبا و کهنسال با قدمتی بیش از 500سال دارد. هوای خنک و مطبوع و سایه‌سار درختان کهنسال موجود در اطراف چشمه سیاسرد مکانی بسیار زیبا برای تفرج و استراحت باشندگان شهر بروجن و سایر گردشگران پدید آورده است، به طوری که همه روزه و به ویژه در روزهای تعطیل این مکان شاهد حضور شمار زیادی از مسافران و گردشگران از استان‌های هم‌جوار می‌باشد. فضاسازی‌های مناسب اطراف چشمه، نزدیکی راه و دسترسی آسان، بر طرف‌داران این کانون گردشگری افزوده و میل به بازدید از این گردشگاه را دوچندان نموده است: امکانات و تسهیلات تفریحی، گردشگری، حمل و نقل، اسکان و جاده آسفالته، فضای سبز، سرویس بهداشتی، سکوی نشیمن، دسترسی به واحدهای اقامتی و پذیرایی شهر بروجن، تجهیزات بازی کودکان، پارکینگ، آب آشامیدنی. این تفریحگاه، دارای چشمه‌ای است که منابع آبی آن در زیر کوه سیاسرد واقع شده‌اند. این چشمه در سال‌های آبسالی دارای حجم آب زیاد و گوارایی است. در اطراف این چشمه، باغ‌ها و ویلاهای زیادی ساخته شده‌اند که کوچه‌باغ‌های باصفایی را تشکیل داده‌اند. این تفریحگاه در تابستان، به علت خنکا و مطبوعیت هوا، مورد توجه شهروندان شهر بروجن و شمار زیادی از شهروندان شهر اصفهان و شهرستان‌های تابع آن (همچون شهرضا، دهاقان، مبارکه و نجف‌آباد که آب و هوای گرمتری دارند.) قرار گرفته است. در فصل زمستان، پیست اسکی طبیعی و آماتور بر روی کوه سیاسرد توسط علاقه‌مندان برپا می‌شود. طی چند سال اخیر سیاسرد زیبا و زیباتر شده است به طوری که در سال 86 به عنوان گردشگاه ملی معرفی گردید و در سال‌های اخیر گردشگاه نمونه استان برگزیده شد. از دیگر جذابیت‌های سیاسرد پیاده‌روی در جاده منتهی به آن است که همیشه ورزشکاران این راه را پیاده یا با دوچرخه طی می‌کنند تا به سیاسرد برسند و پس از استراحت در زیر درختان تنومند آن و آشامیدن آب گوارا از چشمه آن دوباره مسیر 6 کیلومتری ان را باز می‌گردند.




آبشار تونل کوهرنگ

این آبشار از سرازیر شدن آب تونل اول کوهرنگ به وجود آمده‌است. این تونل به منظور انتقال آب چشمه کوهرنگ و دیگر چشمه‌ها به زاینده رود ایجاد شده‌است. تلاش برای انتقال این آب به زمانهای قدیم برمی‌گردد. (البته در مورد انتقال آب کارون به زاینده رود باید گفت که در سالهای اخیر به شکل بسیار ناعادلانه‌ای این کار سرعت گرفته و به نظر می‌رسد سرچشمه‌های کارون در چهارمحال و سایر استانهای مجاور باید فدای اصفهان گرد.)




غار سراب

'غار سراب' در ۵۶ کیلومتری جنوب غربی شهرکرد و هفت کیلومتری شهر 'باباحیدر' در مسیر دره‌ای زیبا و در مجاورت روستای'امیدآباد' قرار گرفته‌است. این غار شگفت انگیز دو دهانه دارد و بدلیل وجود موانع طبیعی بیش از ۶۰۰ متر از آن قابل دسترسی نیست. از یکی از دهانه‌های غار، آبی خروشان و خنک بیرون می‌آید.

ارتفاع سقف غار در بعضی از نقاط به ۱۵ متر می‌رسد. در دالان طویل غار قندیل‌های آهکی زیبا وجود دارد.




پیر غار

در جنوب روستای'ده چشمه' به فاصله شش کیلومتری فارسان و ۳۸ کیلومتری جنوب غربی شهرکرد گردشگاهی با صفا قرار دارد که به' پیرغار'شهرت یافته‌است. بر روی قسمتی از تپه سنگی مشرف به این گردشگاه سه کتیبه به خط نستعلیق به دستور 'خسروخان' سردار ظفر بختیاری حک شده‌است. متن این کتیبه‌ها مجملی از شرح لشکرکشی بختیاریها به اصفهان و تهران و نقش سرداران بختیاری در سرکوب استبداد صغیر و سقوط محمدعلی شاه در واقعه مشروطیت است.

مجموعه عوامل گردشگاه از جمله کتیبه‌های ارزشمند تاریخی، چشمهٔ پر آب، سایه سار درختان، آبشار زیبا و بلند، کوه‌های اطراف و غار موجود در محل، روزانه پذیرای صدها گردشگر است.





تاریخ بختیاری (کتاب)

تاریخ بختیاری عنوان کتابی اثر سردار اسعد بختیاری است.

تاریخ بختیاری (یا خلاصة الاعصار فی تاریخ البختیار) اثری برجسته در حوزه قوم نگارانه شمارمی آید. در ۱۳۲۷ عبدالحسین خان سپهر ملقب به لسان السلطنه و ملک المورخین به فرمان علیقلی بختیاری سردار اسعد وزیر جنگ و زیرنظر او تحریر کتاب را آغاز کرد.

بخش اعظم این اثر نوشته اوست اما مجموعاً چهارده تن در تحریر و تدوین و ترجمه برخی از منابع آن نقش داشته‌اند که در فصول کتاب نام‌شان ذکر شده‌است. سردار اسعد شخصاً در منابع جستجو می‌کرده و پس از بررسی و انتخاب فصول راجع به بختیاری‌ها مطالب را برای تحریر یا ترجمه در اختیار تحریرکنندگان و مترجمان قرار می‌داده‌است. علاوه بر آن بخش‌هایی را برای سپهر تقریر می‌کرده و او آنها را عیناً می‌نوشته و گاهی در پانویس توضیحاتی درباره مطالب نقل شده از منابع می افزوده است.

در تألیف تاریخ بختیاری افزون بر منابع معتبر از نوشته‌ها و خاطرات خارجیانی که به منطقه بختیاری رفته بوده‌اند با ذکر نام نویسنده و مترجم آنها استفاده شده که همین امر سبب تکرار برخی از مطالب شده‌است. از جمله این آثار است: سفرنام لیرد که نویسنده‌اش در ۱۲۵۸/۱۸۴۰ به منطقه بختیاری رفته و مدتی در آنجا زیسته بوده‌است. سفرنامه بارون دو بد به ترجمه سلطان محمد نائینی جهانگرد روسی که هم‌زمان با لیرد در میان بختیاری‌ها بوده‌است و خاطرات سرتیپ هوتم شیندلر صاحب منصب انگلیسی ترجمه علیرضا بن محمدحسین بن کیخسرو بن فتحعلی شاه.

نگارش تاریخ بختیاری حدود هفت سال طول کشید زیرا سردار اسعد برای معالجه چشم به اروپا سفر کرد و تألیف کتاب متوقف شد. در ۱۳۳۳ سلطان محمد نائینی به فرمان سردار اسعد کتاب را به پایان رساند.

تاریخ بختیاری دربردارنده اطلاعاتی وسیع و بی نظیر درباره تاریخ جغرافیای تاریخی آداب و رسوم باستان‌شناسی ساختار ایلی مردم و سرزمین بختیاری است. نثر کتاب به طور کلی ساده و روان است اما یکدست نیست، زیرا برگرفته از منابع مختلف و با ترجمه‌های گوناگون است.

بخش اصلی کتاب نخستین بار میان سال‌های ۱۳۲۹ و ۱۳۳۱ در ۵۴۱ صفحه با تصاویر و نقشه‌ای از منطقه بختیاری در قطع رحلی به طور ناقص چاپ سنگی شد. این چاپ دربردارنده آن بخش از تاریخ بختیاری بود که در ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ تألیف شده بود و سردار اسعد خود آن را دیده و تأیید کرده بود. این نسخه بدون تغییر در ۱۳۵۵/۱۳۱۵ش تجدید چاپ شد. قسمت دوم تاریخ بختیاری که از کوه رنگین تا رود کارون را دربرمی‌گیرد جداگانه به چاپ رسیده‌است، اما سردار اسعد که پیش از نابینا شدن این نسخه را خوانده بود دستور جمع‌آوری و سوزاندن آن را داد زیرا این قسمت را خلاف واقع و بی اعتبار می‌دانست. چاپ دیگری از تاریخ بختیاری در دست است که از ترجمه کتاب شش ماه در ایران تألیف «ادوارد استاک» صاحب منصب انگلیسی در حکومت هندوستان شروع می‌شود و وقایع کشته شدن ناصرالدین شاه و محاکمه «میرزا رضا کرمانی» را دربردارد و با یادداشت سردار اسعد درباره کتاب تاریخ بختیاری پایان می‌یابد.766

تاریخ بختیاری مشتمل بر سه بخش مذکور در ۱۳۳۳ چاپ سنگی شد و در ۱۳۶۱ش با مقدمه «جواد صفی نژاد» و با فهرست‌های گوناگون در تهران چاپ افست گردید. در ۱۳۷۶ش نیز به کوشش «جمشید کیان فر» در تهران منتشر شد.

تاریخ بختیاری (یا خلاصة الاعصار فی تاریخ البختیاری) به عنوان یکی ازسه اثر برجسته درحورزه قوم نگارانه درکنار دواثر حکومتگران بختیاری اثرمهراب امیری و نظری به تاریخ بختیاری درعصرافشار اثرمهرزادقنبری سرداراکبری خرادآذربه شمارمی آید





مردم بختیاری

مردم بختیاری یا لرهای بختیاری شاخه‌ای از مردم لر به شمار می‌آیند و در جنوب غربی ایران ساکن هستند. بختیاری‌ها به گویش بختیاری که یکی از گویش‌های زبان لری است تکلم می‌کنند.
دانشنامه ایرانیکا جغرافیای سکونت لرهای بختیاری را از فریدن در غرب استان اصفهان تا اهواز و گویش بختیاری‌ها را گویشی از زبان لری معرفی می‌کند. سکونتگاه بختیاری‌ها، لرهای کهگیلویه و لرهای بویراحمدی پیش از صفویان لرستان خوانده می‌شد اما پس از به قدرت رسیدن صفویان سکونتگاه لرهای بختیاری را منطقه بختیاری نام‌گذاری کردند و جغرافیای نام لرستان به حدود استان لرستان و ایلام کنونی محدود شد.



تاریخچه
شواهد تاریخی و باستانشناسی

سرزمین کنونی بختیاری هزاران سال است که سکونت‌گاه گروه‌های مختلف انسانی می‌باشد. شواهد گوناگون نشان می‌دهد که سرزمین باستانی قوم لر ده‌ها هزار سال پیش، مسکونی بوده‌است. منابع و امکانات طبیعی از قبیلِ آب، جنگل، مراتع، بارندگی مناسب، آبگیرهای فراوان و درّه‌های مستعد برای کشاورزی، این سرزمین را به یکی از بهترین زیستگاه‌ها و محل تجمع و سکونت گروه‌های انسانی در گذشته تبدیل نموده بود. افزون بر این امکانات، در بلندی‌های زاگرس و دامنه‌های آن، محیط مناسبی برای رویش نباتات علوفه‌ای و گونه‌های مختلف حیوانات فراهم کرده بود.




شواهد باستانشناسی

کاوش‌های باستان شناسی نشان می‌دهد که قدمتِ سکونتِ انسان در این منطقه به چهل هزار سال می‌رسد. بازمانده‌های فرهنگیِ دورانِ پارینه سنگی، میان سنگی، نوسنگی و شهرنشینی در این ناحیه به چشم می‌خورد. سرزمین بختیاری، از جمله محدود سرزمین‌هایی است که انسان برای اولین بار به اهلی کردنِ حیوانات و نباتات پرداخته یا به دیگر سخن، زندگی ده نشینی و کشاورزی را که لازمهٔ پیدایش تمدن می‌باشد، آغاز نموده‌است.





در کتاب خلاصه تاریخ هنر آمده‌است:

از دوره پارینه سنگی ایران در کاوش غاری در تنگ پبده (کوه‌های بختیاری در شمال شرق شوشتر)، ابزارها و سلاح‌هایی از سنگ ناصاف (چکش، پیکان، تیغه و تبرسنگی) و در نواحی همیان، میرملاس و دوشه از توابع لرستان تصاویر جانوران و آدمیان منقوش بر صخره‌های قائم به رنگ‌های سیاه و زرد و سرخ یافت شده‌است که قدمتشان به حدود ۱۵ هزار سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد. صاحبانِ این آثار از راه شکار دسته جمعی و صید ماهی و گردآوری ریشه و بَرِ گیاهان، غذای خود را بدست می‌آورده‌اند.




پیدایش کشاورزی

انسان شناسان معتقدند که انقلاب بزرگ نوسنگی یا پیدایش کشاورزی و تولید خوراک در نواحی شمال خلیج فارس تا سوریه اتفاق افتاده‌است که به هلال حاصلخیز شهرت دارد. کشت نباتات و غلات از این ناحیه آغاز گردید. تپه ماهورها و دامنه‌های شمال و شمال شرق خوزستان که بخشی از قلمرو بختیاری‌ها می‌باشد با ارتفاع نسبی ۳۰۰ تا ۱٫۵۰۰ متر از سطح دریا و متوسط بارندگی ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلی‌متر بر مترمربع در سال، شرایط مساعدی برای رویش نباتات و کشت غلات فراهم ساخته‌است که در محدوده هلال حاصلخیز قرار دارد.

همچنین برخی از حیوانات، بویژه بز برای نخستین بار، در کوه‌های بختیاری اهلی گردید. هنری تی رایت باستان شناس آمریکایی در سال‌های ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶ میلادی در شمال شرقی خوزستان در دشت ایذه و دشتگل به مطالعات باستان شناسی مبادرت نمود و از حیات مستمر و فعال گروه‌های انسانی در ۶ تا ۷ هزار سال پیش از میلاد، در این مناطق گزارش داد.




هزاره پنجم تا سوم پیش از میلاد

در هزاره پنجم تا سوم پیش از میلاد در دوره مس و عصر سنگ، شاهد ظهور قوم عیلام هستیم که از کوه‌ها به دشت سرازیر شده و تمدّن تکامل یافته‌ای را تأسیس نمودند.

حدود چهارهزار سال پیش از میلاد در سرزمینی که شامل خوزستان، لرستان، پشتکوه و کوه‌های بختیاری است، حکومت عیلام رشد و تکامل یافت. مردم عیلام، دولت خود را اَنشان یا آنزان می‌خواندند و ظاهراً به زبان آنزانی تکلم می‌کردند.

بیشترین آثار برجای مانده از دوره عیلامی، در محدوده شهرستان ایذه قرار دارد که شامل چندین کتیبه به خط میخی و صدها نقش برجسته بر روی سنگ‌ها، صخره‌ها و کوه‌ها می‌شود و به همین علت باستان شناسان، این منطقه را سرزمین سنگ نگاره‌ها نام نهاده‌اند.





عصر آهن

مصنوعات فلزی فراوانی مربوط به عصر آهن شامل: انواع سلاح‌ها، پیکره‌های کوچک اندام آدمی، ابزارهای مخصوص اسب، سنجاق‌ها و ده‌ها ابزار و وسیلهٔ دیگر در بخش‌هایی از لرستان و خوزستان کشف شده‌است که از زندگی گروه‌های بسیاری از انسان‌ها حکایت دارد.




هزاره دوم پیش از میلاد

در هزاره دوم پیش از میلاد، اگوم حکومت کاسیان را در بخش علیای سرچشمه‌های کارون، در کوه‌های بختیاری، تأسیس نمود.





پارسوماش و انشان

از حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح نیز پیشینیان بختیاری‌ها در منطقه پارسوماش (مسجدسلیمان کنونی) و انشان (ایذه کنونی) دولت جدیدی تأسیس نمودند. دولت عیلام دیگر در این زمان آن قدرت را نداشت که از استقرار آنان در این ناحیه مخالفت کند. چیش پیش پسر و جانشین هخامنش، پیشتر عنوان پادشاه شهر انشان یافته و ناحیه مزبور را تا شمال پارسوماش اشغال کرده بود.

رومن گیرشمن، باستان شناس فرانسوی، در کتاب ایران از آغاز تا اسلام می‌نویسد: من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا نگذاشته‌ام، مگر اینکه عیلامی را یافته‌ام.

اما بختیاری‌ها دراین منطقه، تبدیل به قوم غالبی شدند که فرهنگ و زبان خود را غالب کرده و رواج دادند. محکم ترین دلیل، گویش بختیاری هاست که امتداد زبان پهلوی رایج، در بین پارسیان قبل از اسلام است. آداب، رسوم و سنن فراوان دیگری نیز، پیوستگی بختیاری‌ها را، با پارسیان روایت می‌کند. تا جایی که برخی از منابع عقیده دارند که لرها و بختیاری‌ها بازماندگان قبیله‌های مارافیان و ماسپیان پارسی هستند که نخستین قبیله‌هایی بودند که به کوروش پیوستند. شاید هم، بازماندگان قبیله اسه گرته (اسه = سنگ، گرته = غار) باشند، که در کوهستان‌های زاگرس و درون غارها زندگی می‌کردند.

با به قدرت رسیدن کورش بزرگ در پارسوماش و انشان، از پارسوماش تا استان فارس کنونی به نام پارس نامبردار شد و در دوره اشکانیان به الیمایید تغییر کرد. دوباره در زمان ساسانیان به پارسه تغییر یافت و پس از زوال ساسانیان، در سده‌های نخستین اسلام، مورخین تازی همة زاگرس نشینان را کرد نامیدند و منطقه آنها را جبال خواندند... !از سال سیصد هجری قمری به بعد، به لر بزرگ مشهور شد و از زمان صفویه به بعد نیز، کهگیلویه و بویراحمد، از آن جدا شد و مانده آن به نام بختیاری در جغرافیای ایران نمایان گردید.



دراین باره مازیار اشرفیان بناب -که تخصص وی در رشته ژنتیک پزشکی است- می‌گوید:

بر پایه پژوهش‌های ژنتیکی، عموم اقوام و گروه‌های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی کنونی ایران) زندگی می‌کنند، با اینکه دارای تفاوت‌های اندک فرهنگی هستند و حتی گاه به زبان‌های گوناگون هم سخن می‌گویند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند. این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که نزدیک به ۱۰ تا ۱۱هزار سال پیش در بخش‌های جنوب باختری فلات ایران ساکن بوده‌اند، بر می‌گردد.





دیگر بررسی ها

بنابر بررسی‌های ژنتیکی، ایرانیان با اروپایی‌ها، نه به شَوَندِ (علت) کوچ اقوامی از اروپا به ایران (در حدود ۴ هزار سال پیش) که به شوندِ کوچ کشاورزان ایرانی به سوی اروپا (در حدود ۱۰ هزار سال پیش) است. اسناد تاریخی و باستان شناسی نشان می‌دهد که آریایی‌ها اقوامی کوچنده نبوده‌اند، بلکه از ۱۰ هزار سال پیش، در سرزمین ایران بوده و منشأ بزرگ ترین نوآوری‌های انسان مُدرن بوده‌اند. امروزه شواهد گوناگونی همچون یافته‌های باستان شناسی و ژنتیکی، درستی این فرضیه، که اقوامی از سرزمین‌های دور اروپایی، به فلات ایران کوچ کرده‌اند را، مورد پُرسش قرار داده و آن را رد می‌کند... !

برخی انسان شناسان و زبان شناسان اروپایی، برای فرضیه نژادپرستانه خود، که قصد توضیح و توجیه ریشه مشترک و شیوه گسترش زبان‌های هند و اروپایی و حتی برتریِ نژادیِ برخی اروپایی‌ها را داشته‌است و برای اصالت بخشیدن به این فرضیه خود، نیاز به یک نام اصیل و باستانی داشته‌اند و نام آریایی، که ریشه در زبان‌های سانسکریت و ایران باستان دارد را، به امانت گرفته و به نوعی مورد سوءاستفاده قرار داده‌اند.

هم‌زمانی این سوءاستفاده علمی دانشمندان اروپایی در سده‌های نوزدهم و بیستم میلادی با سیاست‌های ملی گرایانه وقت و تبلیغاتِ گسترده و آموزش اینکه ایرانیان ریشه در جمعیت‌های آریایی اروپایی دارند در درازای چندین دهه، این باور نادرست را در ایرانیان پدید آورده که نزدیک ۴ هزار سال پیش، قبایلی که به زبان‌های هند و اروپایی سخن می‌گفته‌اند، از شمال، وارد فلات ایران شده و جایگزین اقوام بومی ایران شده‌اند و ما ایرانیان امروزی، دنبالهٔ این آریایی‌های کوچنده هستیم.

همه ما ایرانیان از آریایی‌هایی هستیم که از بیش از ۱۰ هزار سال پیش، در این سرزمین (ایران) می‌زیسته‌اند و تئوری کوچ اقوامی از اروپای خاوری به ایران (که به نادرست و حتی به عمد توسط شماری از دانشمندان اروپایی نام آریایی بر آن‌ها گذاشته شده) و جایگزینی اقوام بومی توسط آنان، یک فرضیه نادرست و وارداتی است.




وجه تسمیه بختیاری

خسرو خان سردار ظفر معتقد است، که بختیاری‌ها در زمان صفویه (۱۳۷۲- ۱۵۰۱ میلادی) به این نام شهرت جسته‌اند.

برای نخستین بار، حمدلله مستوفی در شمارش تبارهای لر بزرگ از بختیاری‌ها نام برده‌است. تباری که پس از نیرومند شدن آوازه بیشتری یافت و سرانجام به بیشتر سرزمین‌هایی که امروزه محل سکونت لر بزرگ است، چیره شد. حمدلله مستوفی بختیاری‌ها را از تبارهای بزرگ ایران می‌داند، که به لر بزرگ نیز شناخته شده‌اند.

تقسیم‌بندی مردم لر به لربزرگ و کوچک، به زمان حکومت هزاراسپیان در منطقه لرستان بازمی‌گردد. نام لر کوچک نیز به مردمان استان لرستان و ایلام امروزی داده شده بود.

احتمال می‌رود واژه بختیاری دگرگون شده واژه باختری باشد و بختیاری، به معنی باختری‌ها باشد. برخی نیز بر این باورند که ریشه تباری لرها، از سکاها می‌باشد.

رومن گیرشمن باستان‌شناس سرشناس فرانسوی می‌نویسد:

من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا نگذاشته‌ام، مگر اینکه عیلامی را یافته‌ام.

این نشان از این دارد، که پیش از چیرگی مردمان هند و اروپایی تبار سرزمینی که، هم‌اکنون مردم بختیاری در آن سکونت دارند، جزئی از کشور عیلام بوده‌است.

حسین پژمان بختیاری، شاعر معاصر می‌نویسد:

کلمه بختیاری، به تنهایی، خوشبخت معنی می‌دهد و شاید هم بعضی از رؤسای طوایف به این نام شهرت داشته‌اند، که احتمالاً بعدها تمام افراد ایل به این نام شناخته شده‌اند.

در آغاز پادشاهی فتحعلی‌شاه قاجار، بختیاری بخشی از خاک استان فارس بود و رود کارون جداکنندهٔ فارس و عراق عجم به‌شمار می‌آمد. از سال ۱۲۵۲ قمری بختیاری، گاهی بخشی از اصفهان و گاهی بخشی از خوزستان بود. نخستین کسی که برآن شد تا تاریخ بختیاری‌ها را به نگارش درآورد، سردار اسعد بختیاری بود که در نگاشته‌های او به نام تاریخ بختیاری به دانسته‌های ارزشمندی درباره بختیاری‌ها بر می‌خوریم.





محل سکونت

بختیاری‌ها، در بخشی از استان‌های چهارمحال و بختیاری و خوزستان، اصفهان و قسمتی از شرق لرستان ساکن هستند.

چهارمحال و بختیاری، شامل: چهار محلِ لار، کیار، میزدج، گندمان بعلاوهٔ سرزمین‌های بختیاری می‌باشد و از این رو به آن چهار محال و بختیاری گفته‌اند.

سرزمین‌های بختیاری از طرفی شهر سمیرم در استان اصفهان تا شهر دورود در استان لرستان و از طرفی دیگر از شهرستان رامهرمز در استان خوزستان تا شهر داران در استان اصفهان را در بر می‌گیرد.

این سرزمین‌ها به دو بخش ییلاقی و قشلاقی تقسیم می‌شود.


محل سکونت ییلاق و قشلاق ایل چهارلنگ به دو بخش تقسیم می‌گردد:

بخش ییلاقی: یکی در محدوده شهرستان فریدن تا شهرستان دورود و دیگری از شهرستان سمیرم تا لردگان می‌باشد.
بخش قشلاقی: یکی در محدوده شهرستان دزفول و دیگری در محدوده شهرستان ایذه و شهرستان رامهرمز می‌باشد.



محلِ سکونتِ ایل هفت لنگ نیز به دو بخش تقسیم می‌گردد:

بخش ییلاقی: در محدوده شورآب، تنگه گزی و دامنه‌های زردکوه تا اردل به مرکزیت شهرستانهای کوهرنگ و چلگرد می‌باشد.
بخش قشلاقی: در محدوده شهرستان اندیکا و شهرستان مسجد سلیمان می‌باشد.
3:14 am

اقلیم
بروجرد دارای آب و هوای سرد کوهستانی با زمستانهای پر برف و سرد و تابستانهای معتدل است. تعداد روزهای یخبندان در برخی از نقاط این ناحیه به بیش از ۷۰ روز می‌رسد. بیشترین درجه حرارت در تابستان‌ها ۳۸ درجه و کم‌ترین آن در زمستان ۱۸ درجه زیر صفر برآورد شده‌است. میزان باران سالیانه شهرستان بروجرد حدود ۵۰۰ میلی‌متر است که بیشتر در فصل بهار انجام می‌گیرد و میانگین دمای سالانه ۱۴/۶ است. در زمستان بارشها بیشتر به صورت برف است.به اعتقاد بسیاری از کارشناسان آب و هوای شهرستان بروجرد، اقلیم این شهرستان و طول و عرض جغرافیایی آن هم عرض بسیاری از نقاط کشورهای اروپایی است.وجود آب و هوای مطلوب از دیرباز بهار در بروجرد مورد ستایش مردم واقع می‌شد.






زمین‌لرزه
بروجرد از نقاط زلزله خیز کشور است .منطقه بروجرد و نواحی اطراف آن روی کمربند چین خورده زاگرس که نواحی جنوب و جنوب غرب کشور را شامل می‌شود قرار دارد. در سده سیزدهم هجری قمری زمین‌لرزه ای با بزرگای ۴/ ۷ ریشتر دشت سیلاخور در جنوب شهرستان بروجرد را لرزاند که دست کم ۸۰۰۰ نفر کشته برجا گذاشت. این زلزله، یکی از بزرگترین زمین لرزه‌های ثبت شده ایران است .همچنین زمین لرزه فروردین ۱۳۸۵ باقدرت ۶٫۱ ریشتر از جمله زمین لرزه‌های بزرگ این منطقه بوده‌است .این حادثه که با دو پیش‌لرزه و بیش از یکصد و پنجاه پس‌لرزه همراه بود، مخرب‌ترین زمین لرزه این سال در این کشور بود و باعث کشته شدن ۶۳ نفر و زخمی شدن بیش از ۱٬۴۵۰ نفر از مردم شهرستان های بروجرد و دورود شد .




مردم‌شناسی

جمعیت
طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران، جمعیت شهر بروجرد برابر با ۲۴۰،۶۵۴ نفر گزارش شده‌است که رتبه سی و سوم را در شهرهای ایران دارد. انی شهر در سال ۱۳۸۵ جمعیتی برابر با ۲۲۹٬۵۴۱ نفر داشت که از این میزان، ۱۱۴٫۸۸۴ نفر مرد و بقیه زن بودند و تعداد مردان و زنان تقریباً مساوی بود. تعداد خانوارهای این شهر در همین سال ۵۹٫۴۳۱ خانواده بود. جمعیت این شهر در سالهای ۱۳۶۵، ۱۳۷۰ و ۱۳۷۵ به ترتیب ۱۸۶، ۲۰۱ و ۲۱۷هزار نفر بوده‌است .




زبان و گویش
گویش بروجردی یکی از گویش‌های فارسی درون کشور ایران زبان فارسی است که مردم بروجرد و نواحی اطراف آن با آن گفتگو می‌کنند.این گویش با اندکی تفاوت لهجه در میان مردم شهرستان‌های ،تویسرکان، نهاوند و با نام گویش ثلاثی رواج دارد.ریشه نام‌گذاری لری ثلاثی به ولایت ثلاث در دوره قاجار برمی‌گردد. لغت‌نامه دهخدا زبان ساکنان شهرستان بروجرد را فارسی بروجردی دانسته دانشنامه جهان اسلام نیز گویش مردم بروجرد را فارسی با گویش بروجردی عنوان کرده است.دانشنامه ایرانیکا در توصیف شاخه‌های شمالی زبان لری از بروجرد به عنوان یکی از مراکز مهم گویش‌های لری شمالی یاد کرده است.




دین و مذهب
اکثر مردم شهر بروجرد شیعه دوازده امامی هستند. همچنین عده کمی ارمنی و یهودی در این شهر سکونت داشته‌اند.جمعیت کلیمی‌های شهر بروجرد در سال ۱۳۷۵، ۵۳ نفر بود. قبلاً جمعیت یهودیان بروجرد بیشتر از این بوده و در یکی از محلات بروجرد دارای یک مدرسه و یک کنیسه و یک راسته بازار بودند. در کتاب جغرافیای انسانی بروجرد که در سال ۱۳۴۰ توسط مقدس جعفری تالیف شده ذکر گردیده که جمعیت یهودیان بروجرد در آن سال‌ها ۸۰۰ نفر بوده است که همگی تحصیل کرده و نیمی از این جمعیت یعنی ۴۰۰نفر تحصیلات عالیه داشتند، و با این عبارت دقیقاً ذکر گردیده که شما یک یهودی را پیدا نمی‌کند که به شغل‌هایی مانند نانوایی روی آوره باشد و اکثراً به شغل‌های بزازی و خرازی مشغولند.




بروجرد به سبب فرهیختگانی که در خود پرورش داده به نام دیار فرزانگان شهرت پیدا کرده است..از جمله مشاهیر بروجرد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

آیت الله العظمی بروجردی:از مراجع تقلید بزرگ شیعه در ایران و جهان در سده چهاردهم هجری قمری.
مهرداد اوستا(محمدرضا رحمانی):نویسنده و شاعر معاصر ادبیات فارسی
عبدالحسین زرین‌کوب:ادیب، تاریخ‌نگار و منتقد ادبی برجسته در ایران معاصر
سید جعفر شهیدی:رئیس موسسه لغت‌نامه دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی، استاد تمام دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و از پژوهشگران برجسته زبان و ادبیات فارسی، فقه و تاریخ اسلام.
علامه بحرالعلوم:از علمای دینی و فقیهان شیعه در قرن دوازدهم و سیزدهم هجری
جعفر خرسندی: شاعر و موسیقیدان معاصر
محمد بروجردی(شهید بروجردی):از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شرکت کننده در جنگ ایران و عراق
صامت بروجردی:از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران
لوریس چکناواریان: آهنگ ساز و رهبر ارکستر ایرانی
علی عبدُه: بنیانگذار باشگاه ورزشی پرسپولیس

از قرن سوم هجری نام تعدادی از محدثین و راویان با عنوان بروجردی و بعدها با عنوان رازانی (منسوب به محله رازان در شهر بروجرد) به چشم می‌خورد. از میان اینان می‌توان به خطیب بروجردی از واعظان دوره خلفای عباسی (متوفی ۳۸۶ در بغداد)، برادران ابونصر حامد و ابوالمجد صالح رازانی (ق ششم)، ابوالفتح عبدالواحد متوفی ۵۴۶ قمری در بروجرد، شیخ محمدجعفراهل کمره بروجرد در دوره صفوی، شیذله فرزند عزیزبن جبلی بروجردی متوفی ۴۹۴ هجری و حسام الدین حروفی روحانی حروفیه اشاره کرد.

در دوران صفویه عده‌ای از سادات طباطبایی اصفهان به بروجرد مهاجرت کردند و بعدها فقها و عالمان دینی زیادی از بازماندگان اینان در بروجرد متولد شدند به گونه‌ای که به مدت سه سده (قرن دوازده، سیزده و چهارده هجری)، بروجرد به یکی از قطب‌های تعلیمات اسلامی و شیعی تبدیل شد و عده زیادی از روحانیون از سایر نقاط ایران برای فراگیری علوم دینی ساکن بروجرد شدند. از روحانیان بروجرد طی سه قرن گذشته می‌توان به اینها اشاره کرد: اسدالله حجت‌الاسلام مجتهد متوفی ۱۲۷۱ هجری، اسماعیل فقیه الواعظ العارف قرن ۱۲ هجری، محمدرحیم فقیه و نویسنده و متولی آستان قدس رضوی،آیت الله سید محسن شریعتمداری متوفی پنجم بهمن ماه ۱۳۴۴ خورشیدی، مرتضی، سید فقیه و پدر علامه بحرالعلوم، نقی، ملا نویسنده عین البکاء در دوره زندیه.



فرهنگ
آداب و رسوم
مراسم سوگواری واقعه کربلا در بروجرد از تنوع و گستردگی زیادی برخوردار است. آئین سقاخانه که با عنوان قلیچ هم شناخته می‌شود یکی از شاخص ترین مراسم دهه اول محرم است که در آن برخی از خانواده‌های بروجردی بخش عمده‌ای از خانه خود را با پارچه، چراغ و تصاویر مذهبی، سیاه پوش می‌کنند و شب هنگام با گشودن درب و روشن کردن چراغ و نصب پرچم بر سر در منزل، به پذیرایی از میهمانان عزادار می‌پردازند.
خَرّه گیری از دیگر مراسم عزاداری محرم است. صبح عاشورا در محل تجمع هر یک از دسته‌های عزادار، دیگ‌های مسی برای جوشاندن گِل و آماده سازی خَرّه تدارک دیده می‌شود. عزاداران قدری از خَرّه را به لباس، ریش، مو و گونه خود می‌مالند. دسته‌های عزادار از ابتدای صبح در کوچه و خیابان‌ها روانه مجالس عزاداری می‌شوند و در هر مجلس سینه زنی می‌کنند. به نوشته کتاب «تذکره حسین حزین»، گل گیرندگان که به آنها خَرّه گیر گفته می‌شود به طور عمده پیرمردان و سالمندان بوده‌اند که در دسته‌های سینه زنی در جلوی هیات قرار می‌گرفته‌اند و خره گیران بی ریاترین سینه زنان بوده‌اند .چهل منبر، شبیه خوانی، تعزیه دو طفلان مسلم، کتل گیری، قمه زنی، سینه زنی، زنجیرزنی، روضه خوانی و شام غریبان از دیگر مراسم گذشته و حال عزاداری حسین بن علی در محرم و صفر در بروجرد به شمار می‌آیند.




بازی های بومی
بازی های متعددی در شهر بروجرد و مناطق پیرامون آن رواج داشته است که تعدادی از آنها هنوز هم طرفدار دارند. در کنار متل ها و چیستان ها که عمدتاً در فضای خانه و با حضور اعضای خانه اجرا می شده است بازی های میدانی و بیرون از خانه تنوع فراوانی داشته اند. در کتاب تذکره حزین از بازی های سنتی این شهر مانند کفشک بازی، بغچه بازی، تنور بازی، شاه شاهکی، دار دار کنی، فنجان بازی، آهسته برو آهسته بیا، لنگران، گولو بازی (تیله بازی)، گو گوسال (گاو و گوساله)، گوی بازی (جوز و گوی) و الچوب (اله چوب) نام برده شده است (ص. ۱۹۴-۲۰۰) .اله بازی، نجات، سه پر، دست به چاله و نیزدی زدی نیز از دیگر بازی های فیزیکی بروجرد هستند.




کتابخانه‌ها
قدیمی ترین کتابخانه عمومی استان لرستان، کتابخانه شهید باهنر است که در سال ۱۳۳۸ خورشیدی در شهر بروجرد ساخته شد. همچنین کتابخانه‌های شهید صارمی، علامه بحرالعلوم، علامه شهیدی، احسان شهیدی و حضرت ولیعصر نیز از دیگر کتابخانه‌های عمومی شهر می‌باشند.



سینما

در قبل از انقلاب اسلامی ایران شهرستان برو جرد دارای چهار سینما به نام های، سینما ایران واقع در خیابان شهدا(پهلوی)، سینما داریوش میدان شهدا، سینما آریا خیابان بهار روبروی شهرداری، سینما گرین سیتی( فلسطین) واقع در خیابان آیت اله کاشانی فعلی؛ در حال حاضر شهرستان بروجرد دارای دو سینما که یکی از آن ها فعال است و به نام «فلسطین» است. این سینما که در ۱۳۴۱ با عنوان گرین سیتی یا شهرسبز تاسیس شده دارای سالن بزرگی با ۱۰۷۷ صندلی است و مساحت آن ۱۲۲۹ متر مربع است .سینما ایران اولین سینمای بروجرد بوده است که در خیابان پهلوی سابق شهدای امروز ایجاد شده است، سینما داریوش دومین سینمای بروجرد بود که در سال ۱۳۳۸ در میدان پهلوی (شهدا) افتتاح شد و ۵۰۳ صندلی داشت، سومین سینما سینما آریا در خیابان بهار روبروی شهرداری فعلی بوده است، چهارمین سینما سینما گرین سیتی یا همان فلسطین فعلی بوده است. سینما داریوش با عنوان «آزادی» تا سال ۱۳۸۵ فعالیت داشت اما در اثر زمین لرزه فروردین این سال، آسیب دید. و در سالهای اخیر از فضای آن برای برگزاری نمایشگاههای کتاب استفاده شده است




رادیو و مرکز تولید سیمای بروجرد

بروجرد دارای یک ایستگاه رادیوی محلی به نام رادیو بروجرد است که روزانه ۶ ساعت برنامه به صورت زنده پخش می‌کند. بارها توسط نمایندگان بروجرد درخواست هایی مبنی بر ایجاد یک شبکه محلی به صداو سیمای استان و سازمان صدا و سیمای کشور ارسال شده است، اما نتایج مثبتی حاصل نگردیده است تا اینکه توسط یکی از خیرین زمینی به این منظور اختصاص داده شده است و با پیگیری های شخصی در حال ساخت می باشد و اما فعلاً به دلیل پاره ای از مشکلات سیاسی متوقف شده است.




شهرسازی

ساختار شهری فعلی بروجرد به دو بخش تاریخی و مدرن قابل تفکیک است. تا اوایل دوره پهلوی، دور شهر بروجرد حصاری طولانی وجود داشته که خندقی نیز در اطراف آن وجود داشته‌است. بافت تاریخی این شهر وسعت زیادی دارد و بازار بزرگ، چندین مسجد و خانه تاریخی در این بخش وجود دارند. بافت‌های جدیدتر شهر نیز خود به سه دسته متمایز می‌شوند: یک- مناطق غربی شهر شامل یادبود، تختی و بهار که در پنج دهه گذشته رشد یافته اند؛ دو- مناطق کمتر توسعه یافته ابراهیم‌آباد (بروجرد)|ابراهیم آباد]]، دشت لاله، محمودآباد، بهارستان و علی آباد که حاصل مهاجرت روستائیان و حاشیه نشینی هستند؛ و سه - شهرک‌های شمال غربی شهر که در دو دهه گذشته ایجاد شده‌اند.




کوی‌ها و محله‌ها
محله‌های قدیمی تر بروجرد با عنوان کوی شناخته می‌شوند مانند کوی‌های سعدی، رازان، سوزنی، یخچال، قُدغون و جعفری. برخی محله‌ها مانند صوفیان، دانگه، چال قلعه، باغ چال، کُلَه کله و میدان محمدحسن خان قدمت تاریخی دارند و آثار تاریخی قابل توجهی در آنها دیده می‌شود. گسترش شهر در دوره پهلوی و پس از انقلاب اسلامی منجر به ایجاد محله‌های مهاجرنشین و فقیر مانند ابراهیم آباد، علی آباد، اسلام آباد، محمود آباد و دشت لاله در نیمه شرقی شهر و شهرک‌های نور و امام در غرب شهر شد. مناطق مسکونی جدید بروجرد شامل شهرک‌های متعددی است که در شمال غربی شهر ساخته شده‌اند از جمله شهرک‌های اندیشه، ایثار، زاگرس، زیبا، مخابرات و کمپینگ شهرداری .امروزه بیشتر مناطق بروجرد با نام خیابانهای مجاور شناخته می‌شوند مانند تختی، بهار، مدرس، شریعتی و شهدا.



مناطق شهرداری
شهرداری بروجرد دارای دو منطقه شهری و یک ناحیه مستقل شهری است. مناطق یک و دو شهرداری به ترتیب نیمه غربی و نیمه شرقی شهر را شامل می‌شود. جهان آباد که در مجاورت میدان آیت‌الله بروجردی و در میسر جاده ۳۷ بر سر راه شهرهای اراک و خرم‌آباد قرار دارد از سال ۱۳۸۹ از یک روستا به ناحیه شهری ارتقا یافت و با عنوان «ناحیه منفصل شهری جهان‌آباد» به بروجرد الحاق شد.



بافت تاریخی بروجرد

بافت معماری قدیم بروجرد که آخرین بار در دوران قاجاریه ساماندهی شده بسیار زیبا بوده و نمونه‌هایی از آن هنوز باقی است. هسته اولیه این شهر شامل چند کوی و محله بزرگ مانند بروا، صوفیان و دانگه بوده‌است و بازارها، مسجدها و خانه‌های مجللی در آن وجود داشته‌است. بروجرد در طول تاریخ همواره محصور به حصاری بزرگ بوده‌است که اطراف آن نیز خندقی قرار داشته‌است. آخرین بار قلعه بروجرد به دستور حسام السلطنه قاجار بازسازی شد.

ساعت : 3:14 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
باشگاه خبرنگاران | next page | next page