اهمیت یکتاپرستی

از دیدگاه قرآن، یکتاپرستی شرط لازم برای بخشیده شدن در روز قیامت است:

مسلماً خدا، این را که به او شرک ورزیده شود نمی‌بخشاید و غیر از آن را برای هر که بخواهد می‌بخشاید، و هر کس به خدا شرک ورزد، به یقین گناهی بزرگ بربافته‌است. (نسا ۴۸)






توسل

توسل به معنی یافتن وسیله‌ای برای نزدیکی به خداوند است و ارتباط نزدیکی با مبحث شفاعت دارد. توسل به این معنی نزد شیعیان، صوفیان و بعضی اهل سنت مورد پذیرش و نزد عده ای دیگر از شیعه، اهل سنت و سلفیان رد می شود. و این گروه توسل را از «وسیله»، به معنای تقرّب جستن به غیر و جایز نمی‌دانند. هر دو گروه برای حقانیت خود شواهدی از قرآن و حدیث ذکر کرده اند در ظاهر قرآن و حدیث شواهدی دال بر توسل و رد آن هر دو وجود دارد که مذاهب اسلامی با تفاسیر متفاوت و تجمیع برداشتها به یک دیدگاه کلامی مشخص و متفاوت می رسند.






در دیدگاه شیعه

در عقاید شیعه توسل به معنی یافتن وسیله‌ای برای نزدیکی به خداوند است و ارتباط نزدیکی با مبحث شفاعت دارد. توسل در میان شاخه‌های مختلف مسلمانان در طی قرون گذشته رواج داشته، ولی در میان شیعیان و صوفیان از اهمیت بیشتری برخوردار است. از قرن هشتم هجری قمری، انتقادات سلفیان از توسل درگیری‌هایی را بین آنان و شیعیان و اهل سنت معتدل به وجود آورده‌است.






توکل

توَکّل در اسلام به معنی آن است که بندهٔ خدا، خدا را وکیل در امر خود قرار دهد. شخصی که بر خدا توکل کرده، کارهای خود را به خدا حواله کرده و از هر عامل دیگری در امور خود دوری می‌جویند. شخص توکل کننده را «متوکل» می‌نامند. شخص متوکل تنها به خدا وابسته‌است و او را اساس اعمال می‌داند. توکل ضد حرص دانسته شده که یکی از گناهان اولیه در اسلام است. حرص گناهی است که باعث رانده شدن آدم و حوا از بهشت گردید.

در قرآن، خدا دوست‌دار کسی که به او توکل می‌کند قلمداد شده‌است: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ» توکل به معنی آن است که بنده امر خود را به خدایش واگذار کند. در مذهب شیعه دوازده‌امامی، احادیث بسیاری در ستایش توکل وارد شده‌است.موسی بن جعفر امام هفتم شیعیان می‌گوید: «هر که می‌خواهد قوی‌ترین مردم باشد، به خدا توکل کند»






تکبیر

تکبیر به معنای یاد کردن (خدا) به بزرگی است و اغلب به صورت الله اکبر بیان می شود و شعاری اسلامی است.

تکبیر بخشی از اذان بوده و مسلمانان در بسیاری مواقع به عنوان شعار از آن استفاده می‌کنند. علاوه بر اذان تکبیر بخشی از سایر ادعیه اسلامی نیز می‌باشد.






معنی

الله اکبر از دو واژه الله به معنی خدا و اکبر که یک صفت برتر به معنای بزرگتر است، ساخته شده‌است.

در ترجمه الله اکبر به فارسی باید دقت کرد که الله مبتدا و اکبر خبر مربوط به آن است و لذا ترجمه فارسی آن به صورت خدا بزرگتر است(از آن که وصف شود) می‌باشد.

امام محمد غزالی در کتاب کیمیای سعادت در تفسیر این واژه می‌گوید:«معنی الله اکبر آن است که گویی که خدای بزرگتر است و حقیقت این آن باشد که بزرگتر از آن است که خلق وی را به قیاس خویش بتوانند شناخت، نه معنی آن است که وی از آن بزرگتر باشد. الله اکبر یعنی که خداوند بزرگتر از آن است که به قیاس عقل، آدمی وی را بتواند شناخت.»






کاربرد

الله اکبر به عنوان شعار در تظاهرات بین مسلمانان کاربرد دارد. برای مثال می‌توان به تکبیرهای مردم آزادی خواه ایران در قبل از انقلاب ۵۷ اشاره کرد. همچنین در موقع تعجب کردن نیز توصیه شده است که مسلمانان این عبارت را به کار برند. این ذکر برای یاد کردن عظمت خدا در هنگام نماز و غیر آن و نیز گاهی در هنگام شادی مسلمانان کاربرد دارد.






تکبیر بر روی پرچم‌ها

در پرچم‌های کشورها و مناطق مختلف مسلمان نشین نیز این عبارت بکار رفته از جمله پرچم‌های زیر. الله اکبر یا تکبیر به معنای بزرگ خواندن خداوند و توکل به اوست. هنگامی که مسلمانی تکبیر می‌گوید این حس به او داده می‌شود که چون کسی از خدا بزرگتر نیست(به اندازه خداوند قدرتمند نیست)اگر در حال انجام دادن کار نیکی باشد خداوند به او کمک خواهد کرد





جهاد

جِهاد یکی از مفاهیم دین اسلام است.

واژه «جهاد» از ریشه «ج-ه-د» به معنی کوشش و مبارزه و فعالیت است. جهاد برعکس آنچه که امروزه توسط سیاست‌مداران مطرح می‌شود تنها به معنی جنگ و خون‌ریزی نیست. بلکه در اصل به معنی کوشش و مبارزه می‌تواند در عرصه‌های گوناگون باشد. جهاد، مصادیق دیگری چون جهاد اصغر، جهاد مالی و جهاد زبانی دارد. برخی از عبادات نیز همسنگ جهاد دانسته شده‌اند. متصدی امر جهاد، حکومت دینی است. بزرگ‌ترین جهاد «جهاد با نفس» است که با نام (جهاد اکبر) شناخته می‌شود و تلاش در راه دفاع از دین اسلام یا گسترش قلمرو اسلام، جهاد کوچک (جهاد اصغر) نام دارد.

جهاد یکی از فروع دین و از واجبات اسلامی است. کلمهٔ جهاد حدود ۱۰۸ بار در قرآن آمده‌است.






انواع جهاد

جهاد به صورت کلی به دو نوع جهاد دفاعی و جهاد ابتدایی تقسیم می‌گردد. جهاد دفاعی، جنگ و مبارزه‌ای است که در صورت تجاوز دشمنی به حریم مسلمین واجب و لازم می‌گردد و آیات متعدد قرآن به آن دستور دارد. جهاد ابتدایی، جهادی است که مسلمانان ابتداءاً به جنگ وارد می‌شوند، بدون اینکه طرف مقابل ابتدا جنگ را آغاز کرده باشد. بر خلاف فقهای سیاسی یا جهادگرا همچون روح الله خمینی , علی خامنه ای و اصولاً اندیشه فقهی حکومت ایران و فقهای مایل به اسلامگرایی انقلابی، فقهای سنتی و غیر ایدئولوژیک جهاد ابتدایی را تنها در زمان پیامبر یا امام معصوم ممکن می‌دانند و انجام آن را بدون اجازه معصوم خطا می‌دانند. برخی اندیشمندان اسلامی مثل سیدمصطفی محقق داماد جهاد را در اسلام حتی در زمان امام معصوم تنها محدود به جهاد دفاعی می‌دانند.






اهداف جهاد

به دیدگاه مسلمانان جهاد اسلامی دارای اهداف مقدسی مانند براندازی شرک و کفر، مبارزه با تبهکاران و گمراهان، پاسداری از نظام اسلامی و دفاع از مرزها است و از نگر ایشان این اهداف موجب برتری این نوع جنگ نسبت به دیگر جنگ‌ها می‌شود.






غرب و مسألهٔ جهاد

«استیون ورتووک» یکی از جامعه شناسان غربی دربارهٔ رویکرد رسانه­ها نسبت به اسلام می­گوید: «از پایان دهه ۱۹۷۰، مسلمانان همواره در عملیات خرابکارانه و تروریستی در نقاط مختلف جهان، به عنوان یک گروه هدف قرار گرفته‌اند ... در ۱۷ ژانویه سال ۱۹۹۱، عنوان پرفروش‌ترین روزنامة ایتالیا- کوریر دلامرا- چنین بود: "ترس بازشدن جبهة دومی در میان جهان مسلمان، به نام جهاد اسلامی" این دیدگاه، با عناوینی مانند"خطر تروریسم، وضعیت قرمز!"، "نقشه­ای برای جبهة داخلی" و یا "اعلام خطر! تروریسم گسترش می‌یابد" ادامه یافت ... ایدهٔ "تروریست عرب مسلمان"، مدام تولید می­شد؛ زیرا از آن دسته اخباری بود که مردم دوست داشتند بشنوند و در ضمن، افکار عمومی را علیه اعراب مهاجر، تقویت می‌کرد».

«دن کوئل» از معاونین سابق دولت آمریکا بنیادگرایی اسلامی را یک خطر جهانی و جایگزین کمونیسم مطرح ساخت. از سوی دیگر، ویلی گلاس دبیر کل سازمان ناتو نیز در یک کنفرانس امنیتی در آلمان، اعلام کرد که بنیادگراییِ اسلامی اکنون برای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به اندازهٔ خطر کمونیسم در گذشته، تهدید آمیز است.






جهاد در منظر قرآن

در قرآن آیاتی بسیار دربارهٔ عظمت و جایگاه رفیع جهاد در میان عبادات به چشم می‌خورد که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:


أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَآجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْأَخِرِ وَجَهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَایَهْدِی الْقَوْمَ الظَّلِمِینَ.«سوره توبه آیه ۱۹»

ترجمه فارسی آیه: آیا آبرسانی به حاجیان و تعمیر مسجدالحرام را همانند «عملِ» کسی قرار داده‌اید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟ این دو نزد خداوند یکسان نیست و خداوند گروه ستمگر را هدایت نمی‌کند.


إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْو لَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوْرَیةِ وَالْإِنجِیلِ وَالقُرْءَانِ وَمَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَ لِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ.«سوره توبه آیه ۱۱۱»

ترجمه فارسی آیه: در حقیقت خدا از مؤمنان جان و مالشان را به بهای اینکه بهشت برای آنان باشد خریده است همان کسانی که در راه خدا می‌جنگند و می‌کشند و کشته می‌شوند این به عنوان وعده حقی در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسی از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معامله‌ای که با او کرده‌اید شادمان باشید و این همان رستگاری بزرگ است.


إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ.«سوره صف آیه ۴»

ترجمه فارسی آیه: همانا خداوند کسانی را دوست دارد که صف بسته در راه او پیکار کنند، چنانکه گویی بنای بسیار مستحکم سربی هستند.






جهاد در روایات

روایاتی بسیار در عظمت و اهمیت جهاد در راه خدا نقل شده‌است که به عنوان نمونه به چند روایت بسنده می‌کنیم: ابوذر غفاری از محمد پرسیده‌است:

کدام یک از اعمال نزد خداوند دوست داشتنی تر است؟ محمد پاسخ داده‌است:ایمان به خدا و جهاد در راه او. ابوذر غفاری دوباره سوال نموده‌است که کدامین جهاد از همه جهادها برتر است؟، پیامبر خدا که درود بی پایانش بر او و خاندانش باد، پاسخ داده‌است: جهاد کسی که اسبش پی شود و خونش در راه خدا بر زمین ریزد.



امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب دربارهٔ جهاد این چنین گفته‌است:

جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند تنها به روی اولیاء خاص خویش گشوده‌است و آن لباس تقوا و زره نفوذ ناپذیر و سپر اطمینان بخش الهی بر پیکر مجاهدان است.



در روایت دیگری امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب در رابطه با اهمیت جهاد اینطور می‌فرماید:

خداوند عزوجل جهاد را واجب کرده، و آن را بزرگ شمرده و یاری و یاورش قرار داده‌است. به خدا سوگند که دنیا و دین جز با جهاد اصلاح نمی‌شود.



امام محمدباقر از امامان شیعه در حدیثی خطاب به سلیمان بن خالد می‌گوید: «آیا می‌خواهی از اصل، فرع و قلهٔ اسلام برایت بگویم؟» سلیمان بن خالد می‌گوید: «آری، ای فرزند رسول خدا.» حضرت اینچنین می‌فرمایند:

اصل و عمود «خیمه ی» اسلام، نماز و فرع آن زکات و قله و اوج عظمتش جهاد است.





حلال

حلال در اسلام به معنای مجاز و مقابل آن حرام به معنای غیر مجاز است.

اسلام به دو بخش تقسیم می شود: اعتقادات، احکام یا تشریعیات.

منظور ازاعتقادات ، اصول فکری و مبانی ایدئولوژیک است که باید با تفکر و تدبر به آنها رسید مثل توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد و... اما منظور ازاحکام و تشریعیات مطالبی است که از طریق وحی بر پیامبر نازل شده و اطاعت از آنها برای فرد معتقد به اسلام واجب است.






مباحث مشمول حلال و حرام شامل

خوردنی ها و آشامیدنی ها.







معاملات و کسب و کار

ازدواج و طلاق
ارتباط با مردم(اعم از خانواده و همسایگان و همشهریان و حکومت)
ارتباط با طبیعت و حیوانات و محیط زیست
جنگ و صلح

و خلاصه همه ابعاد زندگی انسان در قالب حلال و حرام در شرع دارای دستور است.





حرام

حرام در لغت به معنای ناروا شدن و ممنوع کردن چیزی است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که ترک آن بر مکلَف لازم و انجامش عذاب دارد. مانند: دروغ





واجب

واجب در لغت به معنای لازم، ناگریز و حتمی است و در اصطلاح فقه اسلام عملی است که انجامش بر مکلَف لازم است و ترک آن عذاب دارد. مانند:نماز

در مواردی که مساله با دلیل نقلی همراه است و مستقیماً به شرع منتسب است به «واجب» تعبیر می شود. در صوررتی که با دلیل عقلی باشد بطوریکه نتوان به شرع منتسب دانست معمولاً از آن به «لازم» تعبیر می شود.






اقسام واجب

واجب عینی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار فاعل آن به دو قسم واجب عینی و واجب کفایی تقسیم می‌شوند.که واجب عینی، آن است که از همه مکلفین خواسته شده و با انجام یک یا چند نفر از دیگران ساقط نمی‌شود مانند: نماز و روزه

واجب کفایی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار فاعل آن به دو قسم واجب عینی و واجب کفایی تقسیم می‌شوند.که واجب کفایی، آن است که اگر عده‌ای به قدر کفایت آن را انجام دهند، از دیگران ساقط می‌شود. مانند: نماز میت، امر به معروف و نهی از منکر

واجب تعیینی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار نفس وجوب به دو قسم واجب تعیینی و واجب تخییری تقسیم می‌شود.که واجب تعیینی، آن است که یک عمل مشخص از مکلفین خواسته شده است و بدل و جایگزین ندارد. مانند: نماز مغرب و عش

واجب تخییری: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار نفس وجوب به دو قسم واجب تعیینی و واجب تخییری تقسیم می‌شود.که واجب تخییری، آن است که دو یا چند عمل از مکلَف خواسته شده و او اختیار دارد هرکدام را بخواهد انجام دهد. مانند: اختیار در اقامه نماز جمعه یا نماز ظهر در روز جمعه






مستحب

مستحب در لغت به معنای دوست داشته شده و پسندیده شده است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجامش بر مکلَف مطلوب است و پاداش دارد ولی ترک آن عذاب ندارد. مانند: نماز شب





مکروه

مکروه در لغت به معنای ناپسند، ناخوشایند و ناگوار است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که ترک آن مطلوب است و پاداش دارد ولی انجامش عذاب ندارد. مانند: پوشیدن لباس سیاه در نماز





مباح

مباح در لغت به معنای روا و جایز است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجام و ترک آن بر مکلَف مساوی است؛ نه عذابی دارد و نه پاداشی. مانند: راه رفتن





رمضان
رمضان یا رَمَضان المُبارَک (به عربی: رمضان) نام نهمین ماه سال قمری است. در این ماه، روزه بر مسلمانان واجب شده‌است. ماه رمضان در دین اسلام ماهی مبارک است. در قرآن از این ماه به عنوان ماهی که در آن قرآن نازل شده یاد شده‌است. مسلمانان معتقدند که شب قدر در این ماه واقع است. روزه داری در ماه رمضان بر مسلمانان واجب بوده و به همین دلیل خوردن غذاهای مقوی برای سحری و افطاری که مستحب است، تأکید می شود.






مناسبت‌ها

۱۰ - درگذشت خدیجه، همسر پیامبر اسلام (۳ سال قبل از هجرت)
۱۵ - ولادت حسن بن علی، دومین امام شیعه (۳ قمری)
روز اکرام (در ایران)
۱۷ - معراج پیامبر اسلام (۶ ماه قبل از هجرت)
۱۸ - از شب‌های قدر
۱۹ - ضربت خوردن علی بن ابی طالب، خلیفه چهارم مسلمین و امام اول شیعه (۴۰ قمری)
۲۰ - از شب‌های قدر
۱۵ - فتح مکه بدست مسلمانان (۸ قمری)
۲۱ - درگذشت علی بن ابی طالب، خلیفه چهارم مسلمین و امام اول شیعه (۴۰ قمری)
۲۲ - از شب‌های قدر
نزول قرآن در شب قدر (۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ ماه رمضان)







اعمال

در این ماه بر تمام مسلمانان واجب است که روزه بگیرند و علاوه بر آن اعمال مستحبی بسیاری وجود دارد که از جمله ی آنها می توان به تلاوت قرآن (که خواندن هر آیه در این ماه پاداشی معادل ختم قرآن در ماه های دیگر در نزد خداوند دارد.)،خواندن ادعیه(از جمله "یا عظیم و .." و ادعیه روزانه) و همچنین افطاری دادن اشاره کرد.خواندن نماز تراویح نیز که زمان آن بعد از نماز عشاءاست از عبادات مخصوص این ماه نزد اهل سنت میباشد. به گفته مسلمانان، در ماه رمضان درهای بهشت باز و در های جهنم بسته میباشد. شیاطین در غل و زنجیر هستند و دعاها مستجاب میگردد.





سنت

واژه سنت ((به عربی: سنة), جمع سنن عربی) از ریشه (سن عربی) به معنای جریان ملایم و روان آب یا مسیر مستقیم شارش است. معنای عینی واژه مسیر مشخص و به خوبی پیموده است. سنت هنگام بحث منابع دین، سیره محمد پیامبر است که می آموخت و به عنوان معلم و بهترین نمونه شریعت عملاً اجرا می کرد. بنا بر باورهای اسلامی، برای اجرای احکام دین و مناسک دینی و شکل دادن زندگی در تطبیق با خواست خدا تمسک به این شیوه لازم است. قرآن یکی از وظایف پیامبر به عنوان فرستاده خدا را اجرای این اعمال می داند.

در دین اسلام و منابع دینی، سنت به سنت محمد امین پیامبر اسلام گفته می شود و به معنای تمامی رفتارها و گفتارهایی است که در حضور و زمان ایشان انجام می شده و نهی از آن نفرموده است.

در مذهب شیعه، علاوه بر پیامبر اسلام، امامان شیعه نیز داخل تعریف سنت دانسته شده اند. در مجموع؛ سنّت در اصطلاح شیعیان یعنی گفتار و کردار و تقریرِ چهارده معصوم و در اصطلاح اهل سنّت یعنی گفتار و کردار و تقریرِ پیامبر. گفتار به معنای قول چهارده معصوم و کردار به‌معنای عمل و رفتار چهارده معصوم است. تقریر به‌معنای سکوتی است که علامت رضایت باشد..






شرک

شِرک واژه‌ای عربی است که از سه حرف ش‌رک به معنی شریک‌بودن تشکیل شده‌است. در دین شرک در برابر توحید قرار دارد و مفهوم آن اعتقاد داشتن به چندخدایی (وجود چند خدا) یا فرض نمودن شریک برای خدا است. شرک تنها گناه نابخشودنی در قرآن عنوان شده است:

«الله شرک به خود را نمی‌بخشد و گناهان دیگر جز آن را برای هرکه بخواهد می‌آمرزد. آنکه برای الله شریکی قرار می‌دهد گناه بسیار عظیمی مرتکب شده است.» (۴:۴۸)

برای شناخت درست شرک و شرک ورزیدن، رجوع به قرآن و آیات موجود پیرامون آن راهگشا خواهد بود. در زیر آیاتی بعنوان نمونه درج می‌شوند:

«کسی را که هوای نفس خود به خدایی گرفته دیده‌ایی؟ آیا می‌توانی حامی و کارساز او باشی؟» (۲۵:۴۳)

«می‌بینی آنهایی را که گمان می‌کنند به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از آن نازل شده ایمان دارند اما می‌خواهند که طاغوت برایشان حکم کند؛ و به آنها دستور داده شده که به اینان کافِر باشند. شیطان می‌خواهد که به شدت گمراه‌شان سازد.» (۴:۶۰)

«و الله گفت: ای عیسی بن مریم، آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به غیر از الله به خدایی بگیرند؟ گفت: ستودن برازنده توست، خود را جایز نمی‌بینم سخنی بگویم که در خور آن نیستم. اگر چنین چیزی گفته بودم بدان آگاه می‌شدی. تو به آنچه در نفس من است آگاهی و من به آنچه در نفس تو ست بی اطلاع، توئی دانای نهان‌ها.» (۵:۱۱۶)

«شما یک به یک به سوی ما آمده‌اید، همانطوری که در آغاز شما را آفریدیم؛ و هر آنچه که برای شما فراهم کرده بودیم پشت سر نهاده‌اید. شفیعانتان را که فکر می‌کردید با شما شریک‌اند، همراهتان نمی‌بینیم. پیوندهای شما از هم بریده و آنچه می‌پنداشتید دور و گم شده است.» (۶:۹۴)

«و برای الله شریکانی از جن قرار داده‌اند، حال آنکه او آنان را خلق کرده است. بی هیچ علم و دانشی دختران و پسرانی را برای او تصور کرده‌اند. الله ستودنی و برتر از چیزی است که وصفش می‌کنند.» (۶:۱۰۰)

«آیا موجودی را شریک خدا قرار می‌دهند که چیزی خلق نکرده و خود مخلوق است؟» (۷:۱۹۰)

«هر آنکه جز الله فرا می‌خوانید، بندگانی امثال شما هستند. اگر راست می‌گویید، آنها را بخوانید تا پاسخی بدهند.» (۷:۱۹۴)

«در آن زمان همه آنان را جمع می‌کنیم، پس به آنانی که شریکی قائل شده‌اند می‌گوییم شما و شریکانتان مکان یابید. سپس میانشان جدایی می‌افکنیم و شریکان آنها گویند شما ما را عبادت نمی‌کردید. * شهادت الله بین ما و شما کافی است که ما از عبادت شما آگاه نبوده‌ایم.» (۲۸-۱۰:۲۹)

«بگو کیست پروردگار آسمان‌ها و زمین؟ بگو الله، بگو غیر از او برای خود اولیائی برگزیده‌اید که قادر نیستند سود و زیانی به حال خود داشته باشند؟ بگو آیا کور و بینا مثل هم اند، یا تاریکی و روشنایی؟ آیا شریکانی که برای الله قائل شده‌اند، چیزی شبیه آنچه او خلق کرده، آفریده‌اند که اینان درباره آفرینش به اشتباه افتاده‌اند؟ بگو الله خالق همه چیز است و اوست یگانه قهار.» (۱۳:۱۶)

«و چون آنان که شریکانی قائل شده‌اند، شریکان خود را ببینند، گویند پروردگار ما اینان شریکانی اند که در کنار تو فرا می‌خواندیم. آنان در جواب پاسخ می‌دهند که شما دروغ می‌گویید.» (۱۶:۸۶)

«آنهایی که فرا می‌خوانند، خود درصدد اند برای تقرب به پروردگارشان وسیله‌ای بیابند، به رحمت او امید بسته‌اند و از عذابش می‌ترسند. عذاب پروردگارت وحشتناک است.» (۱۷:۵۷)

«شما و آنچه جز الله می‌پرستیدید، سوخت جهنم خواهید بود. این سرنوشت مختوم شماست.» (۲۱:۹۸)

«زمانی همه آنان را جمع می‌کنیم، سپس به آنان که شریکی قائل شده‌اند می‌گوییم، کجایند شریکانی که نزد خود می‌پنداشتید؟ * پاسخ و عذر آنان چیزی نیست جز اینکه گویند به الله سوگند ما مشرک نبوده‌ایم. * ببین که چگونه به خود دروغ می‌گویند. آنچه افترا می‌بستند از آنها دور و گم شده اند.» (۲۴-۶:۲۲)

«زمانی همه و آنچه جز الله می‌پرستیدند را جمع می‌کنیم؛ پس می‌گوید آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا خود آنها راه را گم کردند؟ * گویند ستودن برازنده توست. ما خود را جایز نمی‌بینیم که جز تو اولیائی برگزیده باشیم، اما تو آنان و پدرانشان را برخوردار ساختی در نتیجه ذکر را فراموش کردند و مردمی نابکار شدند.» (۱۸-۲۵:۱۷)

«زمانی که آنان را ندا می‌دهد و گوید کجایند شریکانی که برای من می‌پنداشتید؟ * آنان که مستحق مجازات‌اند گویند پروردگار ما، اینان کسانی‌اند که ما گمراه کرده‌ایم، گمراه‌شان کرده‌ایم چون خود گمراه شده بودیم. از اینان بیزاری می‌جوییم و به تو روی می‌آوریم. آنان ما را نمی‌پرستیدند.» (۶۳-۲۸:۶۲)





صله رحم
«صله» در لغت به معنای احسان و دوستی آمده‌است و مراد از «رَحِم» خویشاوندان و بستگان می‌باشد.در اصطلاح، صله رحم محبت و سلوک داشتن با خویشان و نزدیکان است.






در اسلام

در اصطلاح، صله رحم (یا پیوند خویشاوندی) محبت و سلوک داشتن با خویشان و نزدیکان است.اسلام تحکیم پیوندهای خویشاوندی واستحکام روابط خانوادگی را مورد تأکید و توجه قرار داده و صله رحم و رسیدگی به بستگان را به عنوان یک ارزش الهی واجب کرده‌است .صله رحم، تنها به رفت‌وآمد و دیدار نیست، همان گونه که قطع رحم، به ترک آمدوشد نیست. هدف از صله رحم برقرار کردن ارتباط و پیوند عاطفی با خویشاوندان است و این ارتباط از راه‌های گوناگونی امکان پذیر است:

کمک جانی: در جایی است که جان یکی از بستگان در خطر باشد که در این صورت وی باید تا پای جان بایستد و از خویشاوندان خود ـ در چارچوب اسلام و معیارهای مکتبی ـ دفاع کند، تا ضرر را از او دفع نمایند.
کمک مالی: اگر در مواردی میان بستگان انسان افراد نیازمند وجود دارد، رسیدگی مالی به ایشان لازم است.
کمک فکری: در جایی است که یکی از بستگان انسان نیاز به راهنمایی دارد.
ترک آزار: یکی از بهترین روش‌های صله رحم با خویشاوندان، ترک اذیت و آزار آنان است. بدین معنا پرهیز از غیبت، تهمت، زخم زبان و شماتت آنان، دخالت نکردن در زندگی آنها به عناوین مختلف، عیبجویی نکردن از آنان و... از بهترین موارد صله رحم است. اگر کسی نمی‌تواند به بستگان خود کمک مالی کند، لااقل باید زمینه اذیّت و آزار آنان را فراهم نکند.
کمک عاطفی: اگر عضوی نیاز به توجه و محبت دارد، از او دریغ نکند.







قطع صله رحم

از دید مسلمانان و طبق روایت‌های مذهبی آنها صله رحم مطلقاً واجب و قطع صله رحم مطلقاً حرام و از گناهان کبیره است.

کفر و فسق دلیلی بر قطع حق رحم نیست. ابن حمید از حضرت صادق پرسید: بستگان من بر غیر دین من هستند. آیا باز برای ایشان حقی بر عهده من است؟ حضرت فرمود: بلی، حق رحم به هیچ چیز ساقط نمی‌شود. اگر بستگانت بر دین تو بودند، دو حق بر تو داشتند: حق رحم و حق اسلام.

مقابله به مثل دلیلی بر قطع حق رحم نیست. شخصی از امام صادق می‌پرسد: «پسر عمویی دارم که هر چه با او می پیوندم، از من می‌بُرَد. آیا اجازه می دهید با او قطع رابطه کنم؟» حضرت فرمود: «اگر تو با او رابطه برقرار کنی و او از تو بِبُرَد، خدا شما را به هم می‌پیوندد و اگر تو از او بِبُری و او از تو ببرد، خدا از هر دو ببرد.»






واجب

واجب در لغت به معنای لازم، ناگریز و حتمی است و در اصطلاح فقه اسلام عملی است که انجامش بر مکلَف لازم است و ترک آن عذاب دارد. مانند:نماز

در مواردی که مساله با دلیل نقلی همراه است و مستقیماً به شرع منتسب است به «واجب» تعبیر می شود. در صوررتی که با دلیل عقلی باشد بطوریکه نتوان به شرع منتسب دانست معمولاً از آن به «لازم» تعبیر می شود.
اقسام واجب

واجب عینی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار فاعل آن به دو قسم واجب عینی و واجب کفایی تقسیم می‌شوند.که واجب عینی، آن است که از همه مکلفین خواسته شده و با انجام یک یا چند نفر از دیگران ساقط نمی‌شود مانند: نماز و روزه

واجب کفایی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار فاعل آن به دو قسم واجب عینی و واجب کفایی تقسیم می‌شوند.که واجب کفایی، آن است که اگر عده‌ای به قدر کفایت آن را انجام دهند، از دیگران ساقط می‌شود. مانند: نماز میت، امر به معروف و نهی از منکر

واجب تعیینی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار نفس وجوب به دو قسم واجب تعیینی و واجب تخییری تقسیم می‌شود.که واجب تعیینی، آن است که یک عمل مشخص از مکلفین خواسته شده است و بدل و جایگزین ندارد. مانند: نماز مغرب و عش

واجب تخییری: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار نفس وجوب به دو قسم واجب تعیینی و واجب تخییری تقسیم می‌شود.که واجب تخییری، آن است که دو یا چند عمل از مکلَف خواسته شده و او اختیار دارد هرکدام را بخواهد انجام دهد. مانند: اختیار در اقامه نماز جمعه یا نماز ظهر در روز جمعه







حق‌الله

در لغت به معنایی «حق خدا» می‌باشد.

در دین اسلام حقوق به دو قسمت تقسیم می‌شوند: حق الله و حق الناس.

حق الله حقوقی است که فرد در مقابل خدا بر گردن دارند. حقوقی که فرد قبال خود دارد نیز جزء این گروه حساب می‌شوند. مانند نماز و روزه.

بر مبنای اعتقادات اسلام حق الناس از حق الله مهم تر است. و پاسخ دادن حق الناس در روز قیامت دقیق تر از پاسخ دادن به حق الله است. چرا که خداوند حق خود را می‌بخشد ولی حق مردم را باید صاحبان آن (مردم) ببخشند.
8:34 am
بروجرد
بُروجـِرد مرکز شهرستان بروجرد، دومین شهر پرجمعیت استان لرستان و سی و دومین شهر پرجمعیت ایران است. این شهر در شمال دشتی حاصلخیز به نام سیلاخور قرار گرفته و قله‌های مرتفع گرّین از مجموعه رشته کوههای زاگرس مانند نواری شمال غربی تا جنوب شرقی آن را در بر گرفته‌اند و سرابهای دائمی متعددی که از دامنه این کوهها جاری است در اقتصاد منطقه و توسعه شهر بروجرد نقش اساسی داشته‌اند.
شهرهای ملایر و نهاوند در استان همدان، شازند در استان مرکزی و نیز خرم‌آباد و الشتر در مجاورت بروجرد قرار دارند.از گذشته‌های دور، این شهر دارای موقعیت ویژه ارتباطی بوده‌است. قرارگیری بر سر شاهراه تهران - جنوب یکی از عوامل رونق اقتصادی شهر به شمار می‌رود.
جمعیت شهر بروجرد بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی مرکز آمار ایران ۲۴۰،۶۵۴ نفر گزارش شده‌است. مردم بروجردکه به گویشی از زبان فارسی میانه به نام گویش بروجردی سخن می‌گویند و این شهر یکی از مراکز مهم صنعت در استان است.





ریشه‌شناسی

بروجرد با نامهای گوناگون در درازای تاریخ خوانده شده است ؛بروجرد را با نامهای زیر خوانده اند:

اُرُجِرد-اُرُگِرد-اُرُذکَرد-اُروگِرد-الوکرد-بَرجود-بَردُجِرد-بَرگود-بَروجِرد-بُروجِرد-بروکرد-بَروگِرد-بکاگِرد-بوک گرد-پیروزگرد-پیروزه گِرد- فُروجِرد-فُلوُگِرد-فیروزگرد-فیروزه جرد- فیروزه گرد-وَرجرد-وَردگرد-وَروجِرد-وَروگِرد-وِروگرد-وِلوگرد-ووریِ گرد-ویروگرد-یزدجرد-یزدگرد.

گرد و کرد در اسامی شهرهای ایرانی به معنای شهر، آبادی و ساخته و اثر هستند. اشکانیان و ساسانیان شهرها را بیشتر با پسوند گرد می‌ساخته‌اند همانند سوسنگرد، بروگرد و دارابگرد. عده‌ای نام درست بروجرد را ویروگرد دانسته‌اند که به معنای شهر و ساخته ویرو شاهزاده اشکانی است. کوهی در غرب بروجرد با نام ولاش نیز یاد آور نام شاهان اشکانی است. اما معتبرترین نوشته‌ها، بروجرد را پیروزگرد دانسته‌اند که آن را به فیروز ساسانی منتسب می‌کند. سعید نفیسی بروجرد را از شهرهای ساسانیان و اصل آن را بروگرد و ساخته از «بر» + «گرد» دانسته‌است که به معنای شهری است که گرد است و بر و میوه فراوان دارد. یزدگرد سوم پادشاه ساسانی پس از شکست از اعراب به منطقه بروجرد گریخت و سپاهیانش در آن محل بر + او + گرد آمدند و به این ترتیب نام این محل بَروگرد شد. در کتاب‌های تاریخی از بروجرد با نامهای گوناگون نام برده شده‌است مانند بَروجرد، فلوجرد، اردکرد، یزدگرد، ولوگرد. روحبخشان در کتاب «جغرافیای تاریخی بروجرد» بیش از سی مورد از صورتهای مختلف نام این شهر را به تفصیل ذکر نموده‌است.

امروزه بروجرد در گویش بروجردی وُوری یرد vūriyerd و در لری خرم‌آبادی وُروگرد vorūgerd نامیده می‌شود. بروگرد borūgerd نام روستایی آن و نیز نام به کار رفته در نوشته‌های پارسی سره و بروجرد borūjerd نام رسمی این شهر است. از اثار باستانی باقی‌مانده در این شهر می توان به خرابه های مانده در قلعه یزدگرد بر بالای تپه یزد گرد و قبرستان باستانی روستای دره گرم اشاره نمود که هردو مکان ذکر شده متأسفانه دستخوش حفاریهای غیر قانونی سوداگران میراث فرهنگی شده است.

در منابع مختلف گاه به شهر بروجرد لقب‌هایی منتسب شده است. از جمله آنها شهر سبز حضرت سلیمان است که توسط ظل السلطان داده شد.
به دلیل اینکه شجاع الدین لر مدتی در این شهر سکونت داشت لقب شهر شجاعان را به آن دادند.همچنین زادگاه فرزانگان از لقب‌های دیگر این شهر است. اما لقبی که بیشتر منابع بر آن تصریح دارند دارالسروربه معنای سرای شادمانی است که محمد تقی خان حکیم صفای شهر در فصل بهار را علت آن دانسته است.همچنین لقب دیگری با نام دارالشوکه در پشت سکه‌های ضرب بروجرد در دوره قاجار دیده شده است.



پیشینه تاریخی
آثار پیش از تاریخ
در ناحیه بروجرد به ویژه در دشت سیلاخور، تعداد زیادی تپه های باستانی و تاریخی وجود دارد که از دور های پیش از تاریخ تا قرن معاصر آباد بوده اند. از نظر باستان شناسی، تپه قرق با قدمت عصر مس در دهستان شیروان، از مهمترین تپه های باستانی شهرستان بروجرد است که تا پنج طبقه لایه برداری و مطالعه شده است. اشکال هندسی و رنگ اخرایی سفال های کشف شده قدمت آن را با تپه گیان و کوهدشت همزمان می کند. در لایه های بیرونی، تک سفال هایی از دوره های بعدی از جمله اشکانیان هم در آن دیده می شود تپه قلعه رومیان نیز در سه کیلومتری جنوب بروجرد از تپه های مهم باستانی منطقه است که تا قرن نهم دارای اهمیت نظامی بوده است.



پیش از اسلام
شواهد و اشارات تاریخی حاکی است که بروجرد از شهرهای قبل از اسلام بوده و دلایل زبانشناسی نیز واژه بروجرد را با ترکیب دو جزء برو + گرد موجودیت این شهر را به پیش از اسلام میرساند زیرا که گرد در زبانهای قدیمی ایران به معنای شهر می‌باشد. بروجرد از شهرهای باستانی ایران است که برخی ساخت آن را به منوچهر از سلسله پیشدادیان نسبت می‌دهند اما شواهد کافی در مورد شهر بودن آن تنهااز دوران ساسانیان موجود است که بر اساس کتابهای تاریخی، بروجرد یکی از پایگاههای نظامی ایران به هنگام حمله اعراب و جنگ نهاوند بوده‌است. در گذشته بروجرد از شهرهای آباد و مهم بوده و گاه فرمان‌داری جداگانه و گاه مرکز استان لرستان و خوزستان بوده‌است.مینورسکی نام اصلی این شهر را ویروگرد و آن را منتسب به ویرو شاهزاده دوره اشکانی می داند . در منطقه سیلاخور در دوره مادها و بعدها در دوره هخامنشیان قلعه های نظامی و ارتباطاتی متعددی وجود داشته است و یکی از آنها هم قلعه بروجرد بوده است که با فاصله اندکی از قلعه های مشهور دیگر مانند قلعه رومیان قرار داشته است

. ناحیه بروجرد و نهاوند در پایان دوره ساسانیان به دلیل حمله اعراب به ایران اهمیت نظامی و دفاعی ویژه ای داشتند و محل استقرار سپاهیان ایران بوده اند.

گروهی از کاسی‌ها در هزاره سوم پیش از میلاد در مناطق کوهستانی لرستان مستقر شدند
. بروجرد به عنوان ناحیه واسط لرستان و همدان، ناحیه مرزی بین دو تمدن کاسی و ماد بوده است اما با قدرت گرفتن بیشتر مادها، بروجرد منطقه ای از سرزمین مادها به حساب می آمده است. بروجرد و مناطق پیرامون آن از دوره مادها به این سو، به خاطر مراتع فراوان، پرورشگاه و مراکز تولید و چرای اسب بوده اند و از این جهت نیز برای حکومت ها اهمیت داشته‌اند

.

اشکانیان در غرب ایران در ناحیه کرمانشاه، همدان و بروجرد شهرهایی ساختند و از میان قلعه های نظامی متعدد منطقه سیلاخور، قلعه بروجرد را مورد توجه ویژه قرار دادند و آن را به شهر تبدیل کردند. دلایل متعددی مبنی بر شکل گیری شهر بروجرد در دوره اشکانیان وجود دارد که می تواند از جنبه های زبانشناسی، قرائن تاریخی و نیز آثار باستانی منطقه به دست آید. در واقع، نخستین دوره رونق گیری بروجرد به عنوان یک شهر را باید در دوره اشکانیان جستجو کرد و پیش از آن، بروجرد بیشتر در قالب یک قلعه با اهمیت نظامی و ارتباطی بر سر راه هگمتانه مورد نظر بوده است. اشکانیان از پسوند کرد به معنی ساخته و گرد برای نامگذاری شهرها استفاده می کردند و به همین ترتیب نام این شهر را به افتخار ویرو شاهزاده اشکانی، ویروگرد نهادند
. اُردکرد یکی از نام های تاریخی ثبت شده بروجرد است

و این احتمال وجود دارد که اشکانیان نام اولیه شهر بروجرد را به افتخار اُرد اول یا ارد دوم پادشاهان اشکانی، اردکرد نهاده باشند.

در تقسیمات باستانی ایران، بروجرد و نهاوند دو نقطه شهری ماه نهاوند از توابع پهله از سرزمین ماد بودند
. پهله یا پهلو نام سرزمینی وسیع در غرب ایران بوده‌است که بیشتر شهرها و نواحی زاگرس فعلی را فرا می‌گرفته است.ایالت پهله در زمان ساسانیان به این نام نهاده شده و پهلوی، به مردم، زبان و خط مربوط به پهله اشاره می‌کند..ماه نهاوند بخشی از سرزمین بزرگ پهله در غرب و مرکز ایران بوده است که بعدها به ماه بصره نیز شهرت یافته است. ابن الندیم از قول عبداﷲ بن المقفع آورده است که ماه نهاوند یکی از پنج ناحیه پهله (فهله) است (یادداشت های دهخدا ). بروجرد و نهاوند دو قصبه یا نقطه شهری ماه نهاوند بوده‌اند .رضا قلیخان هدایت در فرهنگ انجمن آرای ناصری نام اصلی شهر بروجرد را فیروزگرد دانسته و در توضیح آن نوشته است «شهریست از بناهای خسرو پرویز که اکنون به بروجرد شهرت دارد» .پیروزگرد به معنای شهر فیروز از نام های ثبت شده بروجرد است که این شهر را منسوب به فیروز پادشاه ساسانی می کند.



پس از اسلام

در تقسیمات باستانی ایران، بروجرد به همراه نهاوند بخشی از دو نقطه شهری ماه نهاوند از توابع پهله از سرزمین ماد بوده است.حموله وزیر حکومت محلی آل ابی دلف از حکمرانان عرب خلفای عباسی که بین سال‌های ۲۱۰ تا ۲۵۸ هجری قمری در کرج ابی دلف ناحیه‌ای بین اراک و بروجرد امروزی (شهر آستانه از توابع شهرستان شازند) ساکن شده بودند، به بازسازی بروجرد پرداخت و در آن منبری برپا کرد.

مرداویج در سال ۳۱۶ قمری، بروجرد را به تصرف درآورد و سی و دو سال پس از آن حسنویه بر این شهر مسلط شد.در ۴۱۴ قمری، سماءالدوله دیلمی قصد بیرون کردن فرهاد بن مرداویج از این شهر را می کند اما با حمایت علاءالدوله دیلمی، ناکام می ماند .در سلجوقیان بروجرد شهری مهم محسوب می شده و اتفاقات متعددی در آن روی داده است که از جمله می توان به کشته شدن نظام‌الملک وزیر آلب ارسلان اشاره کرد. همچنین سلطان سلجوقی برکیارق (فرزند و جانشین ملکشاه سلجوقی) به هنگام سفر از اصفهان به بغداد در راه دچار بیماری می شود و در بروجرد می میرد. در مورد این که آرامگاه وی بقعه زواری‌جان در شمال شهر بروجرد است یا این که در اصفهان به خاک سپرده شده اختلاف نظر وجود دارد.

شهر بروجرد در طول دوره حاکمیت اتابکان لر، معمولاً به عنوان بخشی از عراق عجم شناخته می‌شده است. اما در در قرن هشتم هجری، تحت تسلط و نفوذ اتابکان لر کوچک قرار گرفته و در همین دوران از بروجرد به اشتباه به عنوان یکی از شهرهای لر کوچک نام برده شده است. در سال ۷۹۰ هجری، عزالدین بن شجاع‌الدین محمود از حاکمان لر کوچک در قلعه رومیان بروجرد مستقر بوده است.
در زمان خوارزمشاهیان بروجرد شهری خرم و آباد و دارای مرکزیت دینی با علمای فراوان بوده است. در سال ۶۱۷ قمری و به هنگام فرمانروایی در حمله مغولان به بروجرد، مردم این شهر قتل عام شدند. همچنین سلطان محمد خوارزمشاه به حوالی بروجرد گریخت .در سال ۷۹۰ هجری، امیر تیمور گورکانی که پیش‌تر بروجرد و خرم‌آباد را به تصرف درآورده بود، عزالدین بن شجاع الدین محمود از حاکمان لر کوچک را که در قلعه رومیان بروجرد قرار داشت، به سوی سمرقند روانه کرد تیمور در سال ۸۰۵ هجری و در زمان حرکت به سوی گرجستان، به امیرزاده رستم از فرماندهان خود دستور داد تا به بروجرد برود و قلعه رومیان را بازسازی کند.
از قرن دهم و همزمان با دوره صفویه در بیشتر زمان‌ها[نیازمند منبع] ولایت بروجرد به صورت مستقل اداره می‌شده است و شامل بروجرد و جاپلق بوده است. این ترتیب تا دوره پهلوی اول ادامه داشت. در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری و همزمان با حکومت صفویان، لشکریان عثمانی (رومی) به مناطق غربی ایران حمله های متعددی کردند و بخش هایی از این مناطق را به اشغال خود درآوردند و ایرانیان را در حوالی بروجرد شکست دادند. در سال ۹۹۷ هجری، سپاه ایران به فرماندهی قورخمس‌خان شاملو در حوالی بروجرد از قشون عثمانی شکست خورد.
بر اساس قانون تقسیمات کشوری مصوب ۱۶ آبان ۱۳۱۶ شهر بروجرد در کنار شهرهایی مانند ملایر و خرم‌آباد بخشی از استان غرب به شمار می‌آمد اما پس از تغییر قانون در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۱۶ تعداد استان‌های ایران از شش استان به ده استان تغییر یافت و بروجرد در کنار شهرهایی مانند خرم‌آباد، اهواز، دزفول و آبادان در استان ششم قرار گرفت.

در زمان جنگ ایران و عراق بروجرد پذیرای جمعیت زیادی از جنگزدگان خوزستانی شد و همچنین بارها مورد بمباران هوایی قرار گرفت. در یکی از این بمباران ها که در روز ۲۰ دی ۱۳۶۵ روی داد، هواپیمای عراقی دو مدرسه شهید فیاض‌بخش و مام حسن مجتبی در محله ابراهیم آباد این شهر را بمباران کردند که منجر به کشته شدن ۶۰ دانش آموز شد. با اینکه استان لرستان و شهر بروجرد در جنگ تحمیلی بار ها مورد حملات هوایی و موشکی عراق قرار گرفتند بعد از اتمام جنگ هیچ گونه اعتباری مبنی بر مناطق جنگ زده دریافت نکردند که این خود یکی از دلایل عدم توسعه کمی و نسبی صنعتی در این منطقه است .



جغرافیا
بروجرد در ارتفاع ۱۶۲۰ متری از سطح دریا و در ۳۳/۹ درجه شمالی و ۴۸/۸ درجه شرقی واقع می‌باشد. بلندترین نقطه شهرستان بروجرد قله ولاش با ارتفاع ۳۶۲۳ متر در غرب شهر بروجرد و پست ترین ناحیه در دشت سیلاخور با ارتفاع تقریبی ۱۵۰۰ متر قرار دارد.شهر بروجرد بر کوهپایه‌های زاگرس و در دشت سیلاخور قرار گرفته و از سه جهت شرق، شمال و غرب به کوه ختم می‌شود. کوه گرین ۳۶۲۳ با متر در غرب بروجرد و کوه میش پرور ۳۵۰۰ با متر در جنوب غربی بروجرد قرار دارد. تنها در جهت جنوب و جنوب شرقی است که دشت وسیع سیلاخور قرار گرفته‌است. این شهر و مناطق پیرامون آن به دلیل قرار گیری بر روی گسل سراسری زاگرس، زلزله خیز هستند.
ساعت : 8:34 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
باشگاه خبرنگاران | next page | next page