رباط زردان

رباط زردان که به کاروانسرای شاه عباسی نیز معروف است مربوط به دوره صفوی - دوره سلجوقی است و در شهرستان قائنات، روستای زردان واقع شده معماری کنونی بنا منسوب به دوره صفویه است ولی بقایای سفالینه‌های متعلق به دوره‌های پیش از آن که از درون دیوارها و منطقهٔ اطراف رباط یافته شده است قدمت بنا را تا دوره سلجوقی وایلخانی تائید می‌کند.





این رباط توسط استاد و معمار ازبک برخرابه‌های اتشکده زرتشت بنا شده است ودر گذشته در مسیر فرعی جاده ابریشم وراه ارتباطی کاروانیان وتجاری بوده که در مسیر هرات به شهرهای مرکزی ایران در رفت‌وآمد بوده‌اند. این اثردر تاریخ ۵ آذر۱۳۸۰ به شماره ۴۴۵۶به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بنا با نقشه چهارضلعی دارای ورودی، هشتی، صحن و اتاقها و تالارهای اطراف صحن می‌باشد. ورودی بنا در ضلع غرب آن قرار گرفته و حدود ۵/۱ متر از دیوار کاروانسرا جلوآمدگی دارد. پس از ورودی، هشتی بنا قرار دارد که دارای نقشه چهارضلعی بوده و در سه طرف آن، سه فضای مختلف واقع شده است. حیاط کاروانسرا در مرکز آن واقع شده و چهار طرف آن اتاقهای سکونت کاروانیان و محل نگهداری احشام قرار دارد. در چهار گوشه بنا نیم برجهایی به منظور نگهبانی وجود داشته. مصالح بکار رفته در ساخت این بنا شامل آجر و سنگ است. در پایه‌ها، پی و مغز دیواره‌ها از سنگ استفاده شده و در طاقها، پوشش فضاها، گنبدها و در نمای دیوارها از آجر استفاده شده است. طاقها هم طاقهای جناغی است که به صورت رومی آجرچینی شده‌اند. پوشش فضاها گنبدی بوده و با آجرکار شده است. گنبدها به سبک کلمبو اجرا شده‌اند که بهترین شیوه گنبدزنی برای مناطق کویری و بخصوص برای کاروانسراها بوده است. اما نحوه آجرچینی دیوارها، طاقها و گنبدها آنقدر استادانه و با ظرافت اجرا شده که خود نوعی تزئین نیز به شمار می‌رود بخصوص در گوشه سازی به منظور تبدیل فضای چهارضلعی به هشت ضلعی، آجرچینی علاوه بر جنبه کاربردی، نوعی تزیین نیز محسوب می‌شود. این بنا پلانی مربع شکل دارد که طول هر ضلع آن ۵/۲۷ متر می‌باشد. رباط زردان ایوانی مرتفع به بلندی تقریبی ۸ متر دارد که طاق و پیشانی آن فروریخته. در دو سوی ایوان دو راهرو وجود دارد که طاقنماهایی در آنها ساخته شده و پوشش راه روها طاق و چشمه است. این راهروها نیز به دو راهرو در اضلاع شمال و جنوب بنا عمود شده‌اند. در ضلع شرقی بنا دیوار انتهایی رباط قرار دارد لیکن هیچ نشانه‌ای از ساخت و ساز راهرو، اصطبل و بارانداز در رباط به چشم نمی‌خورد. بر اساس شواهد در زمان قاجاریه ساخت و سازهایی در بنا انجام شده و شکل معماری رباط را به قلعهٔ دفاعی بدل نموده که از آن جمله می‌توان به ساخت چهار برج در چهار گوشه خارجی رباط اشاره کرد. رباط زردان دارای ایوان ورودی زیبایی ست که پیشانی طاق آن با تزئینات آجری راسته و خفته آراسته شده. در این بنا گنبدها به صورت عرقچین کار شده و کلیه سطوح آجری و سنگی دیوارها بند کشی شده و نمای آجری ساده آن لطافت خاصی به بنا بخشیده است.

آدرس:روستای تاریخی زردان -فاصله ۷۰کیلومتری شرق قاین (دهستان افین-بخش زهان)






بنای حمام کارشک

ابن بنای تاریخی حمامی از نوع خزینه‌ای می‌باشد که ثبت ملی نیز گردیده است.






سرایندگان (شعرا)

بزرگمهر قائنی
مولانا ولی دشت بیاضی
سری قائنی
خلیل قائنی
ملاریس شاهرختی
عبدالسلام دشت بیاضی
محمد حسین قاصر زهانی
محتشم قائنی
کربلایی علی اکبر اسماعیل‌زاده
خسروی قائنی
حسن مختاری







سوغات

زعفران
زرشک
بادام
عناب





غار خونیک

غارخونیک در شمال شرق روستای خونیک بر ارتفاعات مشرف به روستا در ۲۰ کیلومتری جنوب قاین قرار دارد. ابزار سنگی به دست آمده از این غار مربوط به دوران موسترین یا پارینه سنگی میانه‌است که تقریباً سی هزار سال قدمت دارند.آثار زندگی در غار خونیک از دوران پارینه سنگی تا عصر اسلامی باقی مانده. این آثار از طبقات زیرو رو شده غار در اثر زلزله به دست آمده که موید نظریه قدمت این غار می‌باشد. غار خونیک دارای دهانه‌ای در حدود ۲ متر وفضای داخلی به طول۵/۱ و عرض ۳ متر می‌باشد. دیواره‌های آن از سنگ‌های توروس تشکیل شده‌اند که به زیبا یی ویژه‌ای به محیط داخلی ان داده‌اند.اولین گمانه زنی‌های باستان‌شناسی در این غاربه سال ۱۹۴۹ میلادی توسط پروفسور کالتون استانلی کوون انجام شد. ابزار به دست آمده از غار خونیک عبارت بود از انواع تیغه‌های سنگی که به وسیله انسان‌های عصر پارینه سنگی میانه تراشیده شده بودند و به ابزار یافت شدهٔ موسترین در فلات ایران شباهت کامل داشتند. (شماره ثبت آثار ملی:۹۵۹۲)

از دیگر غارهای جالب توجه منطقه قائنات می‌توان به غار جوجه، غار فارسان، ترشو، نوغاب و غار پهلوان اشاره کرد.






خرده نوشته‌ها

پروفسور «کارلتون کون»، باستانشناس آمریکایی نخستین کاوشهای خود را درباره دوران «پارینه سنگی متوسط»، در چند غار باستانی ایران به نامهای:

کمربند و هوتو (در نزدیکی بهشهر)، شکارچیان (واقع دربیستون)، تمتمه (در حوالی شهر ارومیه) و خونیک (در خراسان جنوبی) انجام داد. وی به نتایج سودمندی از ادوار سنگی ایران و فرهنگ «بارادوستیان» دست یافت و پس از چند سال کاوش در ایران نتایج کار خود را در کتاب ارزشمند «هفت غار» و نیز کتابها و مقالاتی دیگر چاپ و منتشر کرد.

قدیمی‌ترین آثار حیات انسانی در ایران، شامل تعدادی ادوات و دست افزارهای سنگی. با قدمت تخمینی ۸۰۰ هزار سال قبل، متعلق به دوران پارینه سنگی قدیم، از بستر رودخانه کشف رود مشهد بدست آمده‌است. در حالی که قدیمی‌ترین مکانهای استقرار انسان، حداکثر با قدمت ۱۰۰ هزار سال در نواحی دیگر ایران نظیر آذربایجان، لرستان و … شناسایی شده‌اند.

دومین مکان از نظر قدمت، پناهگاه سنگی (غار) ((خونیک)) در نزدیکی بیرجند است که متعلق به دوره پارینه سنگی میانه با قدمتی بین ۵۰تا۶۰ هزار سال می‌باشد.





آرامگاه بزرگمهر قائنی
در ۵ کیلومتری جنوب قائن بر دامنهٔ کوه بزرگمهر، مقبره‌ای قرار دارد که متعلق به یکی از عرفای نامدار، سیاست‌مدار و شاعر قرن چهارم و پنجم هجری قمری به نام قسیم بن ابراهیم بن منصور معروف بزرگمهر قائنی است. آرامگاه بزرگمهر قائنی بر اساس شواهد، از بناهای ساخته شده در قرن ۶ و ۷ هجری قمری می‌باشد. این بنا به شکل چلیپایی و با معماری زیبایی ساخته شده. بقعه آن چهار ایوانی ست و گنبد بر فراز این ایوانها استوار شده است.





آرامگاه شیخ ابوالمفاخر

مقبره شیخ ابوالمفاخر مربوط به سدهٔ سیزدهم است و در ۲ کیلومتری جنوبشهرستان قائنات واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۳۷۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.





قلعه کوه قائن

قلعه کوه قائن دژیست تاریخی در ۳ کیلومتری جنوب قائن این دژ یکی از بزرگترین دژهای خراسان جنوبی است و سال‌ها مرکز حکومت حکام ایالت قهستان بود.این قلعه مشرف بر منطقه قهستان بوده بطوریکه حکام آن در هنگام خطر یا حمله دشمن از مناطق شرقی ،با نور آتشی که برفراز قلعه کوه زردان،درفاصله 65کیلومتری آن توسط قوای نظامی خودی برافروخته میشد،آگاه می شدند





خانه سلطانی

خانه سلطانی مربوط به دوره قاجار است و در بروجرد، محله چنارسوخته، کوچه ثقة الاسلامی، پلاک ۴۸، ۵۰، ۵۲ واقع شده و این اثر در تاریخ ۶ دی ۱۳۵۵ با شمارهٔ ثبت ۱۳۲۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.





رباط زردان

رباط زردان مربوط به دوره صفوی - دوره سلجوقی است و در شهرستان قائنات، روستای زردان (zordan&zardan) واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۴۵۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. معماری کنونی بنا منسوب به دوره صفویه است ولی بقایای سفالینه های متعلق به دوره های پیش از آن که از درون دیوارها و منطقه ی اطراف رباط یافته شده است قدمت بنا را تا دوره سلجوقی وایلخانی تائید می کند..این رباط توسط استاد و معمار ازبک برخرابه های اتشکده زرتشت بنا شده است ودر گذشته در مسیر فرعی جاده ابریشم وراه ارتباطی کاروانیان وتجاری بوده که در مسیر هرات به شهرهای مرکزی ایران در رفت‌وآمد بوده‌اند . این اثردر تاریخ ۵ آذر1380 به شماره 4456به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بنا با نقشه چهارضلعی دارای ورودی، هشتی، صحن و اتاقها و تالارهای اطراف صحن می باشد. ورودی بنا در ضلع غرب آن قرار گرفته و حدود 5/1 متر از دیوار کاروانسرا جلوآمدگی دارد. پس از ورودی، هشتی بنا قرار دارد که دارای نقشه چهارضلعی بوده و در سه طرف آن، سه فضای مختلف واقع شده است. حیاط کاروانسرا در مرکز آن واقع شده و چهار طرف آن اتاقهای سکونت کاروانیان و محل نگهداری احشام قرار دارد. در چهار گوشه بنا نیم برجهایی به منظور نگهبانی وجود داشته. مصالح بکار رفته در ساخت این بنا شامل آجر و سنگ است. در پایه ها، پی و مغز دیواره ها از سنگ استفاده شده و در طاقها، پوشش فضاها، گنبدها و در نمای دیوارها از آجر استفاده شده است. طاقها هم طاقهای جناغی است که به صورت رومی آجرچینی شده اند. پوشش فضاها گنبدی بوده و با آجرکار شده است. گنبدها به سبک کلمبو اجرا شده اند که بهترین شیوه گنبدزنی برای مناطق کویری و بخصوص برای کاروانسراها بوده است.اما نحوه آجرچینی دیوارها، طاقها و گنبدها آنقدر استادانه و با ظرافت اجرا شده که خود نوعی تزئین نیز به شمار می رود بخصوص در گوشه سازی به منظور تبدیل فضای چهارضلعی به هشت ضلعی، آجرچینی علاوه بر جنبه کاربردی، نوعی تزیین نیز محسوب می شود.. . این بنا پلانی مربع شکل دارد که طول هر ضلع آن 5/27 متر می باشد. رباط زردان ایوانی مرتفع به بلندی تقریبی 8 متر دارد که طاق و پیشانی آن فروریخته. در دو سوی ایوان دو راهرو وجود دارد که طاقنماهایی در آنها ساخته شده و پوشش راه روها طاق و چشمه است. این راهروها نیز به دو راهرو در اضلاع شمال و جنوب بنا عمود شده اند. در ضلع شرقی بنا دیوار انتهایی رباط قرار دارد لیکن هیچ نشانه ای از ساخت و ساز راهرو، اصطبل و بارانداز در رباط به چشم نمی‌خورد. بر اساس شواهد در زمان قاجاریه ساخت و سازهایی در بنا انجام شده و شکل معماری رباط را به قلعه ی دفاعی بدل نموده که از آن جمله می توان به ساخت چهار برج در چهار گوشه خارجی رباط اشاره کرد.قسمت اعظم برج شرقی که 5طبقه بود است بر اثر زمین لرزه سال 1376 زیرکوه وزلزله اخیر زهان (آذر1391)بکلی ویران شده است. رباط زردان دارای ایوان ورودی زیبایی ست که پیشانی طاق آن با تزئینات آجری راسته و خفته آراسته شده. در این بنا گنبدها به صورت عرقچین کار شده و کلیه سطوح آجری و سنگی دیوارها بند کشی شده و نمای آجری ساده آن لطافت خاصی به بنا بخشیده است. .





دق پترگان

دَقّ ِ پـِتـْر ِگان نام پدیده‌ای بیابانی در خاور ایران است. این بیابان در دهستان پترگان از بخش زیرکوه یکی از بخش‌های شهرستان قائنات در استان خراسان جنوبی قرار گرفته‌است.

دق پترگان با ۵/۲۱۲ کیلومتر مربع وسعت در طول جغرافیایی ۶۰ درجه و ۳۰ دقیقه الی ۶۰ درجه و ۵۶ دقیقه شرقی و در عرض ۳۳ درجه و ۱۰ دقیقه الی ۳۳ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و در شرق زیرکوه در منطقه مرزی واقع شده و از قاین ۱۳۵ کیلومتری فاصله دارد. ارتفاع این دق ۶۱۰ متر از سطح آبهای آزاد می‌باشد.

دق‌ها در اصطلاح فارسی به زمین‌هایی گفته می‌شود که علف و گیاه در آن نروید و زمینی سخت و کوبیده شده داشته‌باشد که کنده نشود.

البته در دق پترگان به صورت پراکنده درختچه‌های تاغ و گز می‌روید. دق پترگان زهکش شبکه‌های سطحی منطقه بوده و بخش عمده آن در خاک ایران است.

در این دق رد پاهای حیوانات بزرگ‌جثه‌ای یافت می‌شود که حدود ۵۰ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند. این منطقه در زمان ایجاد ردپاها مکانی پرآب و باتلاقی بوده‌است. بررسی ۴۰ رد پا نشان داده که حرکت جانوران به صورت گروهی و جهت حرکت آن‌ها در وضعیت فعلی محل از سوی خاور به باختر بوده‌است. شناخت دقیق گونه و خانواده این حیوانات پیشاتاریخ نیازمند بررسی و مطالعات بیشتر است.





استان خراسان جنوبی

استان خراسان جنوبی یکی از استان‌های ایران است. این استان در شرق ایران واقع شده و مرکز آن، شهر بیرجند است. استان خراسان جنوبی، با مصوبه مجلس شورای اسلامی و پس از تقسیم استان خراسان به سه استان، در سال ۱۳۸۲ ایجاد شد.

مساحت این استان ۱۵۱٬۱۹۳ کیلومتر مربع است که از این نظر سومین استان ایران است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰، جمعیت آن برابر با ۷۳۲٬۱۹۲ نفر می‌باشد و از این نظر ۲۸اُمین استان کشور است.






موقعیت جغرافیایی

این استان از شمال با استان خراسان رضوی، از غرب با استان‌های یزد، اصفهان و سمنان، از شرق با کشور افغانستان و از جنوب با استان‌های سیستان و بلوچستان و کرمان هم‌مرز است.






پیشینه

خراسان جنوبی شامل محدوده‌ای از خراسان بزرگ است که در سده‌های پیش قهستان نامیده می‌شده‌است. شهرهای مهم ایالت قهستان، تون (فردوس امروزی) و قائن بوده‌اند. مارکوپولو نیز در سفرنامه خود، از این منطقه با نام تونوکاین (تون و قاین) یاد کرده‌است.

در سده‌های اخیر و به ویژه از دوران قاجار، دو شهر فردوس و قائن به دلیل حوادث طبیعی مختلف به تدریج موقعیت جمعیتی خود را از دست داده و بیرجند مرکزیت و اهمیت بیشتری یافت.

تشکیل خراسان جنوبی از سال ۱۳۴۲ مطرح بوده است ولی دیدیم که سالها بازیچه سیاستمداران ماند و در میدان سیاست پاسکاری شد تا اینکه در سال ۱۳۸۳ بعد از اتمام انتخابات مجلس و فروکش کردن بحث‌های سیاسی پاس نهایی داده شد و خراسان جنوبی تشکیل شد (آنهم با سه شهرستان که تا چند سال قبل بخشی از بیرجند بودند).

استان خراسان جنوبی در سال ۱۳۸۳ و پس از سال‌ها کشمکش سیاسی در استان خراسان تاسیس شد. مرکز این استان جدید شهر بیرجند تعیین گردید. در زمان تاسیس این استان شامل سه شهرستان بیرجند، نهبندان و سربیشه بود. این استان در حالی ایجاد شد که عملا کمکی به سبک تر شدن امور سیاسی استان خراسان نمی‌کرد و بسیاری از شهرستان‌هایی که پیش بینی شده بود در این استان قرار گیرند حاضر به تبعیت از تغییر در تقسیمات کشوری وعضویت در آن نشدند.

قاین در ابتدای تاسیس استان حاضر به پیوستن به خراسان جنوبی نشد و تا ۵۵ کیلومتری بیرجند یعنی بعد از آرین شهر در محدوده خراسان رضوی باقی ماند. در سال ۱۳۸۳ و پس از تقسیم خراسان ادامه مباحث الحاق قاین به خراسان جنوبی بین مسولین محلی و مردم نقل هر مجلس و محفل بود. ادامه این بحث در نهایت در اواخر همان سال ۸۳ منجر به رضایت مسولین و پذیرش این امر شد که قاین تکمیل کننده استان خراسان جنوبی است. با الحاق قاین، خراسان جنوبی نگاهش را به فردوس انداخت.

فردوس که در قضیه تقسیم خراسان بیشترین آسیب را دید نیز حاضر به پیوستن به استانی با مرکزیت بیرجند نشد. در چند راهپیمایی اعتراض آمیز که منجر به کشته و زخمی شدن چند شهروند فردوسی قبل از تقسیم خراسان شد مردم این شهرستان نشان دادند که در تقسیم خراسان رضوی سهم بیشتری خواهان هستند، اگر چه نتیجه‌ای برای مردم در بر نداشت. در مرحله اول تقسیم خراسان شکل گیری استان ناقص خراسان جنوبی، تنها بخش سرایان فردوس با پذیرش این امر که با پیوستن به خراسان جنوبی از بخش به شهرستان ارتقا می‌یابد حاضر به جدایی از فردوس و خراسان رضوی شد و مدتی را به عنوان یکی از بخش‌های شهرستان بیرجند در خراسان جنوبی به سر برد تا اینکه در سال ۱۳۸۴ اولین ارتقا در خراسان جنوبی با ارتقای بخش سرایان به شهرستان صورت گرفت. در همین سال با ارتقای بخش درمیان به مرکزیت شهر اسدیه (اسدآبادسابق) دومین شهرستان جدید استان خراسان جنوبی به وجود آمد.

ادامه تلاش‌ها برای الحاق فردوس در سال ۱۳۸۶ به نتیجه رسید و این شهرستان هم علیرغم میل باطنی بسیاری از مردم، به خراسان جنوبی ملحق شد و خراسان جنوبی روز به روز بزرگتر شد.

در سال ۱۳۸۷ بخش بشرویه شهرستان فردوس هم در جواب قبول الحاق به خراسان جنوبی توانست ارتقا پیدا کند و هشتمین شهرستان استان تاسیس شد.

با الحاق فردوس بیرجند یها شادمان از تکمیل تر شدن استان شان نگاهی ویژه به طبس داشتندو خواهان الحاق طبس به استان خود بودند. حتی مانند داستان شهرستان سرایان به مردم دیهوک طبس هم قول داده‌اند که اگر به خراسان جنوبی بپیوندند آنان را هم به شهرستان ارتقا می‌دهند. دیهوک در ۱۹۰ کیلومتری بیرجند واقع شده و یکی از بخش‌های سه گانه طبس می‌باشد این رویا در سال ۱۳۹۱ ودر روزهای پایانی این سال برآورده شد و طبس به خراسان جنوبی پیوست. این پیوستن واکنش‌هایی همچون امضای طومار را در پی داشت. همچنین فرمانداری این شهر نیز به فرمانداری ویژه و معاونت استانداری ارتقا یافت.. الحاق طبس یعنی محقق شده بخش اعظم رویای اولیه تشکیل خراسان جنوبی، البته اگر گناباد و بجستان هم ملحق شوند این رویا صد درصد به واقعیت پیوسته است.

در اردیبهشت ۱۳۹۱ نهمین و دهمین شهرستان‌ها تاسیس گشتند. بخش زیر کوه قاین همراه با بخش زهان قاین و تبدیل دهستان شاسکوه این شهرستان به بخش با سه بخش به شهرستان زیر کوه ارتقا یافت و حاجی آباد زیرکوه پس از حاجی آباد هرمزگان و حاجی آباد فارس (زرین دشت) سومین حاجی آباد کشور شد که به خود فرماندار می‌بیند. بخش خوسف بیرجند هم پس از تبدیل دهستان جلگه ماژان به بخش به شهرستان ارتقا یافت و و با دو بخش مرکزی و و جگله ماژان به جمع شهرستان‌های کشور پیوست.






تقسیمات کشوری
استان خراسان جنوبی، دارای ۱۱ شهرستان، ۲۵ بخش، ۶۱ دهستان و ۲۸ شهر است.شهرها

مهم‌ترین شهرهای استان خراسان جنوبی، بیرجند، فردوس، طبس و قائن هستند.






جاذبه‌های گردشگری

استان خراسان جنوبی، در مسیر محورهای ارتباطی استان‌های جنوبی ایران با مشهد قرار دارد. محور اصلی ارتباطی استان‌های یزد، کرمان، اصفهان، فارس، بوشهر و هرمزگان به مشهد، از فردوس می‌گذرد. همچنین محور ارتباطی استان سیستان و بلوچستان به مشهد از شهرهای نهبندان، سربیشه، بیرجند و قائن عبور می‌کند. یکی از قدیمی ترین جاذبه های گردشگری ثبت شده در استان خراسان جنوبی سنگ نگاره کال جنگال در ۵ کیلومتری جنوب شهر خوسف و متعلق به دوره اشکانی است که در بررسی های جدید 14 سنگ نگاره در نزدیکی آن شناسایی شده است . دیگر جاذبه های گردشگری استان عبارت اند از:

حرم مطهر حسین بن موسی الکاظم (ع) طبس
آرامگاه حکیم نزاری
ارگ کلاه فرنگی
بند دره
بند عمرشاه
عمارت اکبریه (میراث جهانی یونسکو)
قلعه بیرجند
کنسولگری انگلیس (باغ منظریه)
مدرسه شوکتیه
مدرسه معصومیه
مصلی بیرجند
یخدان رحیم آباد
آبگرم معدنی فردوس
آرامگاه ابن حسام خوسفی
باغ گلشن طبس
باغستان علیا
چنشت
خراشاد
شوکت‌آباد
غار خونیک
قلعه فورگ
کوچ
ماخونیک
مجموعه تاریخی کوشک فردوس
مدرسه علمیه علیا
مسجد جامع تون
مصعبی
مسجدجامع قاین
مقبره بوذر جمهرقاینی
مسجد جامع افین
قلعه کوه قاین
رباط زردان
قلعه کوه زردان
غار خونیک







کشاورزی

استان خراسان جنوبی رتبهٔ اول تولید محصولات باغی زرشک و عناب و رتبه دوم تولید زعفران و پنبه را در سطح ایران داراست. همچنین این استان، ششمین تولیدکنندهٔ انار در بین استان‌های ایران است و شهرستان فردوس پس از شهرستان‌های ساوه و نی‌ریز، سومین تولیدکنندهٔ انار در ایران است. پسته، بادام، سیب، گلابی، به، گیلاس، آلبالو، زردآلو، هلو، خرما، توت، شاتوت، گردو، انجیر و سنجد از دیگر محصولات باغی این استان است.

در بخش محصولات زراعی، این استان در تولید چغندرقند، رتبه هشتم کشور را داشته و همچنین گندم، جو، پنبه، حبوبات، محصولات جالیزی و گیاهان علوفه‌ای در این استان کشت می‌شوند.

در بخش دامپروری، پرورش مرغ گوشتی و تخم‌گذار، گاو شیری و گوشتی، گوسفند، بز و شتر به صورت سنتی و صنعتی انجام می‌پذیرد.






اقلیم

میانگین بارندگی سالانه استان خراسان جنوبی، ۱۳۴ میلیمتر و میانگین دمای سالانه، ۱۷٫۵ درجه سلسیوس است. ۹۵ درصد وسعت این استان را عرصه‌های طبیعی در بر می‌گیرد که از این میزان، ۲۲٫۷ درصد بیابانی، ۶۳٫۳ درصد مراتع بیابانی، ۷٫۲ درصد مراتع خوب و متوسط و ۶٫۸ درصد جنگلی است. ۸۸۰٬۳۳۴ هکتار از مساحت این استان، جزء کانون‌های بحرانی فرسایش بادی است که شهرستان قاینات با ۲۴۲٬۴۷۲ هکتار مساحت کانون‌های بحرانی، دارای بیشترین سطح و شهرستان سرایان با ۲۷٬۷۸۷ هکتار، دارای کمترین سطح کانون بحران فرسایش بادی است.

پس از الحاق شهرستان طبس به این استان، با توجه به وسعت زیاد بیابان‌های طبس، خراسان جنوبی از ششمین استان بیابانی ایران، به دومین استان بیابانی تبدیل شد.






مردم

نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان خراسان جنوبی به قرار زیر بود: ۹۹٫۳ فارس (۱۰۰٪ مرد، ۹۸٫۵٪ زن)، ۰٫۷ بلوچ (۱٫۵٪ زن) بودند.






صنعت

کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولید ماشین‌آلات و تجهیزات، وسایل نقلیهٔ موتوری، محصولات فلزی، تجهیزات حمل و نقل، اکسید منیزیم، محصولات لاستیکی و پلاستیک، ماشین‌آلات و دستگاههای برقی، محصولات کانی غیرفلزی، کاغذ و محصولات کاغذی، ابزار پزشکی و اپتیکی، ساعت، رادیو و تلویزیون، فلزات اساسی، چوب و محصولات چوبی، منسوجات، مبلمان و صنایع غذایی و آشامیدنی در سطح استان و نیز در ۵ شهرک صنعتی در بیرجند، فردوس، قاین، نهبندان و سربیشه مشغول فعالیت می‌باشند. همچنین به تازگی خبر از افتتاح کارخانه شمش منیزیم در شهرستان فردوس به گوش می‌رسد.(صدا و سیمای خراسان جنوبی)

قالی‌بافی، سفالگری، رنگرزی، آهنگری، مسگری، حصیربافی، سبدبافی، نمدمالی، زیلوبافی، پارچه بافی، نوغان داری، ریسندگی، گلیم بافی، جاجیم بافی، زرگری، دباغی و سوزن‌دوزی، از جمله صنایع دستی استان خراسان جنوبی هستند.






معدن

این استان دارای پتانسیل بالایی در بخش معادن می‌باشد به طوری که دارای تنها ذخایر منیزیت ایران (شهرستان بیرجند و شهرستان سربیشه)، بزرگ‌ترین ذخیره و تنها معدن آزبست ایران (معدن حاجات نهبندان) بوده و ذخایر و معادن مهم بنتونیت (شهرستان سرایان، سه قلعه)، گرانیت (بیرجند و سربیشه)، گل سفید (بیرجند)، بازالت (شهرستان سربیشه) در خراسان جنوبی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. یکی دیگر از مهمترین معادن این استان، معدن مس قلعه زری واقع در جنوب غرب این استان (خوسف) است که به علت عیار طلای بالای آن در سطح جهان شناخته شده است.

معادن ولاستونیت، کائولن، تراورتن، فلدسپات، بوکسیت، مارن، گچ، آهک، دولومیت، مرمریت، خاک صنعتی، سنگ لاشه و توف از دیگر معادنی هستند که در این استان در حال بهره‌برداری هستند.





استان خراسان رضوی

استان خراسان رضوی یکی از استان‌های خراسان در شمال شرقی ایران به مرکزیت مشهد است که از شمال با ترکمنستان و استان خراسان شمالی، از غرب با استان سمنان، از جنوب غربی و جنوب با استان خراسان جنوبی و از شرق با افغانستان همسایه است. این استان در سال ۱۳۸۳ با تقسیم استان خراسان به سه استان ایجاد شد.

واژهٔ رضوی در نام این استان، به مقبرهٔ علی بن موسی الرضا در مرکز این استان اشاره دارد.

مساحت این استان ۱۱۸٬۸۵۴ کیلومتر مربع بوده که از این نظر جهارمین استان بزرگ کشور است.

خراسان رضوی از ۲۵ شهرستان و ۶۵ بخش تشکیل شده‌است.






تاریخچه

خراسان، در طول تاریخ شاهد ظهور و سقوط سلسله ها و دولت های بسیاری در قلمرو خود بوده است. اقوام مختلف اعراب، ترک ها، کردها، مغول ها، ترکمن ها و افغان ها زمان به زمان به این منطقه تغییرات را به ارمغان آورده اند.

جغرافیدانان باستان ایران، ایران را به هشت بخش تقسیم کرده که خراسان بزرگ شکوفا ترین و بزرگترین قلمرو بوده است. اسفراین نیز، در میان دیگر شهرهای استان، یکی از نقاط کانونی برای اقامت اقوام آریایی پس از ورود به ایران محسوب می گردد.

امپراتوری اشکانیان برای چندین سال در نزدیکی مرو در خراسان مستقر بوده است. در دوران ساسانیان نیز استان توسط یک سپهبد که "پادگوسبان" نامیده می شده و چهار مرگراوس (margraves) که هر یک فرمانده یکی چهار بخش استان بوده اند حکومت می شده است.

در دوران فتوحات مسلمانان در ایران خراسان به چهار بخش تقسیم گردید و هر بخش به اسم شهر بزرگ خود یعنی نیشابور، مرو، هرات و بلخ نامیده شدند.






آمار جمعیتی

تعداد کل جمعیت استان بر اساس آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ تعداد ۵٬۹۹۴٬۴۰۲ نفر بوده که شامل ۲٬۹۹۹٬۵۲۹ نفر مرد و ۲٬۹۹۴٬۸۷۳ نفر زن می‌باشد.






شهرستان قائنات

شهرستان قاینات(پارسی باستان: آرتاگوان)، به مرکزیت شهر قائن، در شرق ایران و شمال استان خراسان جنوبی در حد فاصل ۱۵ و ۳۳ تا ۱۲ و ۳۴ عرض جغرافیایی و ۳۸ و ۵۸ تا ۵۶ و ۶۰ طول جغرافیایی قرار دارد.

شهرستان قائنات، تا سال ۱۳۵۸، یکی از بخش‌های شهرستان بیرجند بود که در ۲۷ بهمن ۱۳۵۸ با تصویب هیأت وزیران از شهرستان بیرجند جدا شده و به صورت شهرستان مستقل درآمد. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۳۷٬۳۵۷ نفر بوده‌است.

این شهرستان به نام پایتخت زعفران جهان معروف است.






تقسیمات کشوری

این شهرستان دارای سه بخش است:

بخش مرکزی با جمعیت ۶۲٬۰۴۰ نفر
دهستان پیشکوه (قائنات)
دهستان قائن
دهستان مهیار

شهرها: قائن و اسفدن

بخش نیمبلوک با جمعیت ۱۸٬۳۹۶ نفر
دهستان کرغند
دهستان نیمبلوک

شهرها: خضری دشت بیاض و نیمبلوک

بخش سده با جمعیت ۱۸٬۷۹۲ نفر
دهستان آفریز
دهستان پسکوه
دهستان سده

شهرها: آرین شهر






جغرافیا

شهرستان قائنات در شمال استان خراسان جنوبی قرار گرفته‌است. این شهرستان از شمال به شهرستان‌های خواف و گناباد از استان خراسان رضوی، از غرب به شهرستان سرایان و از جنوب به شهرستان بیرجند محدود شده و از جانب شرق، مرزی به طول تقریبی ۱۳۰ کیلومتر با کشور افغانستان دارد.

مساحت این شهرستان بالغ بر ۱۷٬۷۲۲ کیلومتر مربع می‌باشد. شهرستان قائنات، براساس آخرین تقسیمات کشوری مشتمل بر ۵ بخش و ۱۳ دهستان بوده و ۳۷۳ روستا و ۱۲۹۳ آبادی خالی از سکنه دارد. فاصله غربی‌ترین تا شرقی‌ترین در امتداد خط مستقیم ۲۲۵ کیلومتر و از شمال به جنوب ۹۰ کیلومتر و با شکل متناسب یک مستطیل که از استانهای قم، کهکیلویه و بویر احمد، چهار محال و بختیاری و گیلان بزرگتر می‌باشد.

مرکز این شهرستان شهر قائن که برروی دشتی به همین نام می‌باشد. شهر قاین در مسیر بزرگراه آسیای مشهد به زاهدان تا مرز افغانستان ۱۸۰ کیلومتر فاصله داشته و از سطح دریا ۱۴۴۰ متر بلندی دارد و از دو شهر بیرجند و گناباد فاصله‌ای مساوی ۱۰۵ کیلومتر در ۳۷۲ کیلومتری جنوب مشهد و از تهران ۱۳۰۰ کیلومتر فاصله دارد.

رشته کوه قهستان در غرب و شاسکوه و آهنگران در شرق آن سر به آسمان سوده و بلندترین قله منطقه کمر سرخ با ۲۸۴۲ متر در نیم بلوک و پست‌ترین نقطه با ۶۱۰ متر در پترگان قرار دارد.






گونه‌های گیاهی و جانوری

مراتع قائن از نوع متوسط است و در آن گیاهان دارویی گوناگون، جنگلهای تنگ، پسته کوهی، بنه، قیچ و بادامشک دیده می‌شود. در شهرستان قائن خصوصاً در منطقه شکار ممنوع شاسکوه، قریب به ۵۹ گونه پرنده، ۲۵ نوع پستاندار و ۱۷ گونه از خزندگان و دوزیستان منحصر به فرد زندگی می‌کنند. در این خطه، رودخانه‌های با اهمیتی همچون رود شور، رود مرادنشاه، رود بیهود، افین و آهنگران جریان دارند و گندم، جو، چغندر، پسته و خصوصاً زعفران و زرشک و آلو از محصولات کشاورزی این شهرستان می‌باشند.






پیشینه

چنانچه تذکره نویسان و مورخان نقل کرده‌اند منطقه قائنات با تاریخی سی هزار ساله یکی از اولین خاستگاههای تمدن خراسان است فخرالاسلام پیدایش قائن را به عصر قابیل پسر آدم نسبت داده و در فرهنگ دهخدا بنای اولیه شهر قائن به سام بن نریمان و در احیاء الملوک به کی لهراسب پدر گشتاسب منسوب شده‌است این سخنان اگر چه از اعتباری علمی برخوردار نیستند اما بازگو کننده قدمتی هستند که چون غباری از روزگاران دور بر سنگ سنگ این شهر نشسته‌اند در سفرنامهٔ سرپرسی سایکس آمده در ۳۲۸ قبل از میلاد ۱۳ هزار نفر از مدافعان شهر قائن به مقابله با لشکر انبوه اسکندر در آمدند و دکتر بلووگلدسمید اعتقاد دارد که قلعه کوه قائن در عهد هخامنشیان همان کاخ سلاطین قهستان یا آرتاگوانا بوده‌است.

قائن در عصر زمانداران ساسانیان نیز از مراکز مهم قدرت و از معدود شهرهای استراتژیک ایران به شمار می‌آمده‌است مورخان بسیاری در کتب خویش از قائنات نام برده‌اند اصطخری در ۳۴۰ خورشیدی از قائن به‌عنوان مرکز قهستان نام برده و مذهب آن خطه را شیعه ذکر کرده و جیهانی در ۳۷۵ هجری از سه دروازه شهر به اسامی درکون، در کلاوج و درزقان استخر نام برده‌است. ناصر خسرو قبادیانی در سال ۴۴۰ وارد قائنات شده و قائن را چنین توصیف نموده قائن شهری بزرگ و حصین و گرد آن خندقی و مسجد آدینه به شهر اند است و آنجا که مقصوره‌است تاقی عظیم و بزرگ است که در خراسان از آن بزرگ‌تر ندیدم.

مارکوپولوی و نیزی هوای قائن را در نهایت اعتدال دانسته و یاقوت حموی و عبدا... محمد بن احمد مقدسی آنجا را بندر خراسان و خزانه کرمان معرفی کرده‌اند قائن در جریان تندباد ایلغارهای تاریخی صدمه چندانی ندیده‌است وچنانکه نقل شده در ۷۷۳ هجری امیرتیمور در حوالی قائن اردو زد لیکن به فضل و درایت حاکم شهر بدون جنگ و خونریزی از کنار آن گذشت.

در عصر صفویه نیز به سال ۱۰۰۲ هجری شاه عباس صفوی از قائن دیدن نمود و سالها بعد در زمان سلسله زندیه هنگامی که لطفعلی خان زند از کرمان گریخت و به قائن آمد در آنجا از وی پذیرائی شد. قائنیان در بازگشت نیز تعدادی سوار جهت جنگ با آغا محمد خان قاجار در اختیار وی قرار دادند.

دکتر ژوزف انگلیسی، قائن را از مناطق آباد خراسان و قرار گاه مردان دلیری می‌دانسته که از راه شمشیر زنی و کمان کشی روزگار گذرانده‌اند.





شهرستان بیرجند
شهرستان بیرجَند در استان خراسان جنوبی ایران واقع شده‌است. این شهرستان از شمال به شهرستان قاینات، از شرق به شهرستان‌های درمیان و سربیشه، از جنوب به شهرستان نهبندان و استان کرمان و از غرب به شهرستان‌های سرایان و طبس محدود است.






جمعیت

این شهرستان، پرجمعیت‌ترین شهرستان خراسان جنوبی است و جمعیت آن بر طبق سرشماری سال ۱۳۹۰، ٢۵٩٬۵٠۶ نفر بوده است.






مرکز شهرستان

مرکز این شهرستان، شهر بیرجند است. شهر بیرجند همچنین مرکز استان خراسان جنوبی بوده و در سال 1390، جمعیت شهری بالغ بر 194405 نفر جمعیت داشته‌است. و جمعیت روستایی بالغ بر70977 و جمعیت کل شهرستان بیرجند بالغ بر 265382 نفر جمعیت داشته‌است.

شهر بیرجند، اولین شهر در ایران است که دارای سازمان آبرسانی بوده و بنگاه آبلوله بیرجند به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران شناخته می‌شود. این شهر همچنین دومین شهری در ایران است که در سال ۱۳۰۲ و پیش از تهران، از لوله‌کشی آب شهری برخوردار گردید.

مدرسه شوکتیه این شهر، سومین مدرسه آموزش به سبک جدید، بعد از دارالفنون و رشدیه تبریز است. به علت موقعیت سیاسی و استراتژیک شهر بیرجند، سومین فرودگاه کشور در سال ۱۳۱۲ پس از قلعه مرغی و بوشهر، در این شهر ساخته شد و تا پیش از جنگ جهانی دوم، دو کنسولگری انگلستان و روسیه در بیرجند، مشغول فعالیت بوده‌اند.






تقسیمات کشوری

در سال ۱۳۱۶ طبق قانون تقسیمات کشوری و تشکیل استانها و شهرستانها، ولایت قاینات «شهرستان بیرجند» نام گرفت و یکی از هفت شهرستان استان نهم (خراسان) شد و شهر بیرجند به عنوان مرکز این شهرستان تعیین گردید.

در سال ۱۳۵۸، بخش قائنات از این شهرستان جدا شد و به صورت شهرستان درآمد. همچنین در سال ۱۳۶۸، بخش نهبندان جدا شده و به شهرستان تبدیل شد. در سال ۱۳۸۱ بخش سربیشه و در سال ۱۳۸۴ بخش درمیان نیز به شهرستان ارتقا یافته و از شهرستان بیرجند جدا شدند. همچنین در آخرین تقسمات کشوری در سال 1390 بخش خوسف از این شهرستان جدا شد.

در حال حاضر این شهرستان دارای یک بخش، ۶ دهستان و ۱ نقطه شهری است.

مرکزی با جمعیت ۱۹۶٬۸۳۴ نفر
دهستان القورات
دهستان باقران
دهستان شاخن
دهستان شاخنات
دهستان فشارود
دهستان کاهشنگ







موقعیت

وسعت این شهرستان ۶۸۸۸ کیلومترمربع و مرکز آن شهر بیرجند می‌باشد که در ۵۹ درجه و ۱۳ دقیقه طول جغرافیایی و ۳۲ درجه و ۵۳ دقیقه عرض جغرافیایی ودر ارتفاع ۱۴۷۰ متری از سطح دریا قرار گرفته‌است.

فاصله شهر بیرجند تا مرکز استان خراسان رضوی ۴۸۱ کیلومتر، تا مرکز استان سیستان و بلوچستان ۴۵۸ کیلومتر و تا مرکز استان کرمان ۵۸۶ کیلومتر می‌باشد.






طبیعت و آب و هوا

بیرجند، شهرستانی کوهستانی است و در آن کوهها و دره‌های عمیق و حاصلخیزی وجود دارد. کوه‌های عمده شهرستان عبارت‌اند از: رشته کوه باقران در جنوب، کوه شاه در غرب (حاشیه کویر)، رشته کوه مؤمن آباد.

آب و هوای این شهرستان بیابانی و نیمه بیابانی است. در شهرستان بیرجند رودخانه عمده‌ای وجود ندارد و رودها که به «کال» معروفند، عموماً فصلی و مسیل می‌باشند.
11:48 pm
بروجرد
بُروجـِرد مرکز شهرستان بروجرد، دومین شهر پرجمعیت استان لرستان و سی و دومین شهر پرجمعیت ایران است. این شهر در شمال دشتی حاصلخیز به نام سیلاخور قرار گرفته و قله‌های مرتفع گرّین از مجموعه رشته کوههای زاگرس مانند نواری شمال غربی تا جنوب شرقی آن را در بر گرفته‌اند و سرابهای دائمی متعددی که از دامنه این کوهها جاری است در اقتصاد منطقه و توسعه شهر بروجرد نقش اساسی داشته‌اند.
شهرهای ملایر و نهاوند در استان همدان، شازند در استان مرکزی و نیز خرم‌آباد و الشتر در مجاورت بروجرد قرار دارند.از گذشته‌های دور، این شهر دارای موقعیت ویژه ارتباطی بوده‌است. قرارگیری بر سر شاهراه تهران - جنوب یکی از عوامل رونق اقتصادی شهر به شمار می‌رود.
جمعیت شهر بروجرد بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی مرکز آمار ایران ۲۴۰،۶۵۴ نفر گزارش شده‌است. مردم بروجردکه به گویشی از زبان فارسی میانه به نام گویش بروجردی سخن می‌گویند و این شهر یکی از مراکز مهم صنعت در استان است.





ریشه‌شناسی

بروجرد با نامهای گوناگون در درازای تاریخ خوانده شده است ؛بروجرد را با نامهای زیر خوانده اند:

اُرُجِرد-اُرُگِرد-اُرُذکَرد-اُروگِرد-الوکرد-بَرجود-بَردُجِرد-بَرگود-بَروجِرد-بُروجِرد-بروکرد-بَروگِرد-بکاگِرد-بوک گرد-پیروزگرد-پیروزه گِرد- فُروجِرد-فُلوُگِرد-فیروزگرد-فیروزه جرد- فیروزه گرد-وَرجرد-وَردگرد-وَروجِرد-وَروگِرد-وِروگرد-وِلوگرد-ووریِ گرد-ویروگرد-یزدجرد-یزدگرد.

گرد و کرد در اسامی شهرهای ایرانی به معنای شهر، آبادی و ساخته و اثر هستند. اشکانیان و ساسانیان شهرها را بیشتر با پسوند گرد می‌ساخته‌اند همانند سوسنگرد، بروگرد و دارابگرد. عده‌ای نام درست بروجرد را ویروگرد دانسته‌اند که به معنای شهر و ساخته ویرو شاهزاده اشکانی است. کوهی در غرب بروجرد با نام ولاش نیز یاد آور نام شاهان اشکانی است. اما معتبرترین نوشته‌ها، بروجرد را پیروزگرد دانسته‌اند که آن را به فیروز ساسانی منتسب می‌کند. سعید نفیسی بروجرد را از شهرهای ساسانیان و اصل آن را بروگرد و ساخته از «بر» + «گرد» دانسته‌است که به معنای شهری است که گرد است و بر و میوه فراوان دارد. یزدگرد سوم پادشاه ساسانی پس از شکست از اعراب به منطقه بروجرد گریخت و سپاهیانش در آن محل بر + او + گرد آمدند و به این ترتیب نام این محل بَروگرد شد. در کتاب‌های تاریخی از بروجرد با نامهای گوناگون نام برده شده‌است مانند بَروجرد، فلوجرد، اردکرد، یزدگرد، ولوگرد. روحبخشان در کتاب «جغرافیای تاریخی بروجرد» بیش از سی مورد از صورتهای مختلف نام این شهر را به تفصیل ذکر نموده‌است.

امروزه بروجرد در گویش بروجردی وُوری یرد vūriyerd و در لری خرم‌آبادی وُروگرد vorūgerd نامیده می‌شود. بروگرد borūgerd نام روستایی آن و نیز نام به کار رفته در نوشته‌های پارسی سره و بروجرد borūjerd نام رسمی این شهر است. از اثار باستانی باقی‌مانده در این شهر می توان به خرابه های مانده در قلعه یزدگرد بر بالای تپه یزد گرد و قبرستان باستانی روستای دره گرم اشاره نمود که هردو مکان ذکر شده متأسفانه دستخوش حفاریهای غیر قانونی سوداگران میراث فرهنگی شده است.

در منابع مختلف گاه به شهر بروجرد لقب‌هایی منتسب شده است. از جمله آنها شهر سبز حضرت سلیمان است که توسط ظل السلطان داده شد.
به دلیل اینکه شجاع الدین لر مدتی در این شهر سکونت داشت لقب شهر شجاعان را به آن دادند.همچنین زادگاه فرزانگان از لقب‌های دیگر این شهر است. اما لقبی که بیشتر منابع بر آن تصریح دارند دارالسروربه معنای سرای شادمانی است که محمد تقی خان حکیم صفای شهر در فصل بهار را علت آن دانسته است.همچنین لقب دیگری با نام دارالشوکه در پشت سکه‌های ضرب بروجرد در دوره قاجار دیده شده است.



پیشینه تاریخی
آثار پیش از تاریخ
در ناحیه بروجرد به ویژه در دشت سیلاخور، تعداد زیادی تپه های باستانی و تاریخی وجود دارد که از دور های پیش از تاریخ تا قرن معاصر آباد بوده اند. از نظر باستان شناسی، تپه قرق با قدمت عصر مس در دهستان شیروان، از مهمترین تپه های باستانی شهرستان بروجرد است که تا پنج طبقه لایه برداری و مطالعه شده است. اشکال هندسی و رنگ اخرایی سفال های کشف شده قدمت آن را با تپه گیان و کوهدشت همزمان می کند. در لایه های بیرونی، تک سفال هایی از دوره های بعدی از جمله اشکانیان هم در آن دیده می شود تپه قلعه رومیان نیز در سه کیلومتری جنوب بروجرد از تپه های مهم باستانی منطقه است که تا قرن نهم دارای اهمیت نظامی بوده است.



پیش از اسلام
شواهد و اشارات تاریخی حاکی است که بروجرد از شهرهای قبل از اسلام بوده و دلایل زبانشناسی نیز واژه بروجرد را با ترکیب دو جزء برو + گرد موجودیت این شهر را به پیش از اسلام میرساند زیرا که گرد در زبانهای قدیمی ایران به معنای شهر می‌باشد. بروجرد از شهرهای باستانی ایران است که برخی ساخت آن را به منوچهر از سلسله پیشدادیان نسبت می‌دهند اما شواهد کافی در مورد شهر بودن آن تنهااز دوران ساسانیان موجود است که بر اساس کتابهای تاریخی، بروجرد یکی از پایگاههای نظامی ایران به هنگام حمله اعراب و جنگ نهاوند بوده‌است. در گذشته بروجرد از شهرهای آباد و مهم بوده و گاه فرمان‌داری جداگانه و گاه مرکز استان لرستان و خوزستان بوده‌است.مینورسکی نام اصلی این شهر را ویروگرد و آن را منتسب به ویرو شاهزاده دوره اشکانی می داند . در منطقه سیلاخور در دوره مادها و بعدها در دوره هخامنشیان قلعه های نظامی و ارتباطاتی متعددی وجود داشته است و یکی از آنها هم قلعه بروجرد بوده است که با فاصله اندکی از قلعه های مشهور دیگر مانند قلعه رومیان قرار داشته است

. ناحیه بروجرد و نهاوند در پایان دوره ساسانیان به دلیل حمله اعراب به ایران اهمیت نظامی و دفاعی ویژه ای داشتند و محل استقرار سپاهیان ایران بوده اند.

گروهی از کاسی‌ها در هزاره سوم پیش از میلاد در مناطق کوهستانی لرستان مستقر شدند
. بروجرد به عنوان ناحیه واسط لرستان و همدان، ناحیه مرزی بین دو تمدن کاسی و ماد بوده است اما با قدرت گرفتن بیشتر مادها، بروجرد منطقه ای از سرزمین مادها به حساب می آمده است. بروجرد و مناطق پیرامون آن از دوره مادها به این سو، به خاطر مراتع فراوان، پرورشگاه و مراکز تولید و چرای اسب بوده اند و از این جهت نیز برای حکومت ها اهمیت داشته‌اند

.

اشکانیان در غرب ایران در ناحیه کرمانشاه، همدان و بروجرد شهرهایی ساختند و از میان قلعه های نظامی متعدد منطقه سیلاخور، قلعه بروجرد را مورد توجه ویژه قرار دادند و آن را به شهر تبدیل کردند. دلایل متعددی مبنی بر شکل گیری شهر بروجرد در دوره اشکانیان وجود دارد که می تواند از جنبه های زبانشناسی، قرائن تاریخی و نیز آثار باستانی منطقه به دست آید. در واقع، نخستین دوره رونق گیری بروجرد به عنوان یک شهر را باید در دوره اشکانیان جستجو کرد و پیش از آن، بروجرد بیشتر در قالب یک قلعه با اهمیت نظامی و ارتباطی بر سر راه هگمتانه مورد نظر بوده است. اشکانیان از پسوند کرد به معنی ساخته و گرد برای نامگذاری شهرها استفاده می کردند و به همین ترتیب نام این شهر را به افتخار ویرو شاهزاده اشکانی، ویروگرد نهادند
. اُردکرد یکی از نام های تاریخی ثبت شده بروجرد است

و این احتمال وجود دارد که اشکانیان نام اولیه شهر بروجرد را به افتخار اُرد اول یا ارد دوم پادشاهان اشکانی، اردکرد نهاده باشند.

در تقسیمات باستانی ایران، بروجرد و نهاوند دو نقطه شهری ماه نهاوند از توابع پهله از سرزمین ماد بودند
. پهله یا پهلو نام سرزمینی وسیع در غرب ایران بوده‌است که بیشتر شهرها و نواحی زاگرس فعلی را فرا می‌گرفته است.ایالت پهله در زمان ساسانیان به این نام نهاده شده و پهلوی، به مردم، زبان و خط مربوط به پهله اشاره می‌کند..ماه نهاوند بخشی از سرزمین بزرگ پهله در غرب و مرکز ایران بوده است که بعدها به ماه بصره نیز شهرت یافته است. ابن الندیم از قول عبداﷲ بن المقفع آورده است که ماه نهاوند یکی از پنج ناحیه پهله (فهله) است (یادداشت های دهخدا ). بروجرد و نهاوند دو قصبه یا نقطه شهری ماه نهاوند بوده‌اند .رضا قلیخان هدایت در فرهنگ انجمن آرای ناصری نام اصلی شهر بروجرد را فیروزگرد دانسته و در توضیح آن نوشته است «شهریست از بناهای خسرو پرویز که اکنون به بروجرد شهرت دارد» .پیروزگرد به معنای شهر فیروز از نام های ثبت شده بروجرد است که این شهر را منسوب به فیروز پادشاه ساسانی می کند.



پس از اسلام

در تقسیمات باستانی ایران، بروجرد به همراه نهاوند بخشی از دو نقطه شهری ماه نهاوند از توابع پهله از سرزمین ماد بوده است.حموله وزیر حکومت محلی آل ابی دلف از حکمرانان عرب خلفای عباسی که بین سال‌های ۲۱۰ تا ۲۵۸ هجری قمری در کرج ابی دلف ناحیه‌ای بین اراک و بروجرد امروزی (شهر آستانه از توابع شهرستان شازند) ساکن شده بودند، به بازسازی بروجرد پرداخت و در آن منبری برپا کرد.

مرداویج در سال ۳۱۶ قمری، بروجرد را به تصرف درآورد و سی و دو سال پس از آن حسنویه بر این شهر مسلط شد.در ۴۱۴ قمری، سماءالدوله دیلمی قصد بیرون کردن فرهاد بن مرداویج از این شهر را می کند اما با حمایت علاءالدوله دیلمی، ناکام می ماند .در سلجوقیان بروجرد شهری مهم محسوب می شده و اتفاقات متعددی در آن روی داده است که از جمله می توان به کشته شدن نظام‌الملک وزیر آلب ارسلان اشاره کرد. همچنین سلطان سلجوقی برکیارق (فرزند و جانشین ملکشاه سلجوقی) به هنگام سفر از اصفهان به بغداد در راه دچار بیماری می شود و در بروجرد می میرد. در مورد این که آرامگاه وی بقعه زواری‌جان در شمال شهر بروجرد است یا این که در اصفهان به خاک سپرده شده اختلاف نظر وجود دارد.

شهر بروجرد در طول دوره حاکمیت اتابکان لر، معمولاً به عنوان بخشی از عراق عجم شناخته می‌شده است. اما در در قرن هشتم هجری، تحت تسلط و نفوذ اتابکان لر کوچک قرار گرفته و در همین دوران از بروجرد به اشتباه به عنوان یکی از شهرهای لر کوچک نام برده شده است. در سال ۷۹۰ هجری، عزالدین بن شجاع‌الدین محمود از حاکمان لر کوچک در قلعه رومیان بروجرد مستقر بوده است.
در زمان خوارزمشاهیان بروجرد شهری خرم و آباد و دارای مرکزیت دینی با علمای فراوان بوده است. در سال ۶۱۷ قمری و به هنگام فرمانروایی در حمله مغولان به بروجرد، مردم این شهر قتل عام شدند. همچنین سلطان محمد خوارزمشاه به حوالی بروجرد گریخت .در سال ۷۹۰ هجری، امیر تیمور گورکانی که پیش‌تر بروجرد و خرم‌آباد را به تصرف درآورده بود، عزالدین بن شجاع الدین محمود از حاکمان لر کوچک را که در قلعه رومیان بروجرد قرار داشت، به سوی سمرقند روانه کرد تیمور در سال ۸۰۵ هجری و در زمان حرکت به سوی گرجستان، به امیرزاده رستم از فرماندهان خود دستور داد تا به بروجرد برود و قلعه رومیان را بازسازی کند.
از قرن دهم و همزمان با دوره صفویه در بیشتر زمان‌ها[نیازمند منبع] ولایت بروجرد به صورت مستقل اداره می‌شده است و شامل بروجرد و جاپلق بوده است. این ترتیب تا دوره پهلوی اول ادامه داشت. در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری و همزمان با حکومت صفویان، لشکریان عثمانی (رومی) به مناطق غربی ایران حمله های متعددی کردند و بخش هایی از این مناطق را به اشغال خود درآوردند و ایرانیان را در حوالی بروجرد شکست دادند. در سال ۹۹۷ هجری، سپاه ایران به فرماندهی قورخمس‌خان شاملو در حوالی بروجرد از قشون عثمانی شکست خورد.
بر اساس قانون تقسیمات کشوری مصوب ۱۶ آبان ۱۳۱۶ شهر بروجرد در کنار شهرهایی مانند ملایر و خرم‌آباد بخشی از استان غرب به شمار می‌آمد اما پس از تغییر قانون در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۱۶ تعداد استان‌های ایران از شش استان به ده استان تغییر یافت و بروجرد در کنار شهرهایی مانند خرم‌آباد، اهواز، دزفول و آبادان در استان ششم قرار گرفت.

در زمان جنگ ایران و عراق بروجرد پذیرای جمعیت زیادی از جنگزدگان خوزستانی شد و همچنین بارها مورد بمباران هوایی قرار گرفت. در یکی از این بمباران ها که در روز ۲۰ دی ۱۳۶۵ روی داد، هواپیمای عراقی دو مدرسه شهید فیاض‌بخش و مام حسن مجتبی در محله ابراهیم آباد این شهر را بمباران کردند که منجر به کشته شدن ۶۰ دانش آموز شد. با اینکه استان لرستان و شهر بروجرد در جنگ تحمیلی بار ها مورد حملات هوایی و موشکی عراق قرار گرفتند بعد از اتمام جنگ هیچ گونه اعتباری مبنی بر مناطق جنگ زده دریافت نکردند که این خود یکی از دلایل عدم توسعه کمی و نسبی صنعتی در این منطقه است .



جغرافیا
بروجرد در ارتفاع ۱۶۲۰ متری از سطح دریا و در ۳۳/۹ درجه شمالی و ۴۸/۸ درجه شرقی واقع می‌باشد. بلندترین نقطه شهرستان بروجرد قله ولاش با ارتفاع ۳۶۲۳ متر در غرب شهر بروجرد و پست ترین ناحیه در دشت سیلاخور با ارتفاع تقریبی ۱۵۰۰ متر قرار دارد.شهر بروجرد بر کوهپایه‌های زاگرس و در دشت سیلاخور قرار گرفته و از سه جهت شرق، شمال و غرب به کوه ختم می‌شود. کوه گرین ۳۶۲۳ با متر در غرب بروجرد و کوه میش پرور ۳۵۰۰ با متر در جنوب غربی بروجرد قرار دارد. تنها در جهت جنوب و جنوب شرقی است که دشت وسیع سیلاخور قرار گرفته‌است. این شهر و مناطق پیرامون آن به دلیل قرار گیری بر روی گسل سراسری زاگرس، زلزله خیز هستند.
ساعت : 11:48 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
باشگاه خبرنگاران | next page | next page