ترجمه

صنعت و هنر ترجمه یا برگردان کار خطیر و دشوار درک و تفسیر موضوعات، معانی، و مفاهیم پدیدآمده در یک زبان (زبان مبدأ)، و سپس انتقال، معادل‌یابی، و بازسازی آنها در زبانی دیگر (زبان مقصد) را بر عهده می‌گیرد.






مترجمان کم‌تجربه در این فنّ ظریف، ممکن است براین باور باشند که در زبان و ترجمه، درست همانند علمی دقیق، می‌توان هر واژه و مفهومی را هم به طور دقیق تعریف و درک کرد، و هم آنها را به شیوه‌ای شفاف با پیوندهای متقابل و کاملاً ثابت، از دو حوزهٔ زبانی متفاوت به هم اتصال داد. هر چند چنین برخوردی ممکن‌است در مورد زبان‌های برنامه‌نویسی رایانه‌ای و زبان‌های ماشینی دیگر (همچون هوش مصنوعی) تا اندازه‌ای میسّر باشد، در خصوص زبان‌های طبیعی انسانی دور از واقعیّت و امکان‌است.

بیشتر این پیچیدگی‌ها به طبیعت و نقش بی‌همانند زبان در تمامی تجربه‌ها و فرایندهای حیات انسانی چه در سطوح فردی و شخصیتی، و چه در ترازهای اجتماعی و فرهنگی باز می‌گردد.

کت فورد ترجمه را چنین تعریف کرده‌است:

جایگزینی مواد متنی یک زبان با مواد متنی برابر، در زبان دیگر.

ترجمه به بیان رومن یاکوبسن: ترجمه یا واقعیت تازه ی ادبی صرفارابطه ی بینامتنی با شعر یا اثر قبلی دارد.

عوامل بسیاری در تبلور معنایی یک متن دخالت دارند و در درک مطلب یک متن، یعنی شناسایی دقیق این عوامل از جانب مخاطب. گاه ممکن است معنای متکلم و معنای مخاطب با هم تفاوت داشته باشد. یعنی آنچه مورد نظر متکلم است با آنچه مخاطب برداشت می‌کند، فرق داشته باشد و یا مخاطبان معانی متفاوتی را از یک متن برداشت کنند. این امر بیان کننده این مطلب است که عوامل بسیاری در داد و ستدهای زبانی حاکم اند که متون و ابزارهای نظام زبان (اصوات، دستور و واژگان) تنها یکی از آنها است.






پیرامون واژه

واژهٔ «ترجمه» در پهلوی به‌صورت «ترگمان» به معنی مترجم به‌کار رفته‌است و در نوشته‌های آشوری به‌صورت «ترگومانو» دیده شده‌است. همچنین در پارسی سره(فارسی خالص)، از واژه‌های «پچواک» و «برگردان» به جای «ترجمه» استفاده می‌کنند.






انواع

انواع ترجمه با توجه به روشی که مترجم انتخاب می کند عبارتند از :

ترجمه لفظی : ترجمه متن کلمه به کلمه و بدون توجه به ترکیب کلمات و قرار دادن آنها در جایگاه مناسبشان با توجه به زبان مقصد.
ترجمه معنوی : که بهترین نوع ترجمه است. گاهی ترجمه علاوه بر اینکه مطابق با متن می باشد ، با توجه به زبان مقصد و نحوه ترکیب کلمات در آن زبان انجام می شود.
ترجمه آزاد : این نوع نوع ترجمه به گونه ای است که مترجم، خود را در بند و اسیر عبارات نمی سازد و به دلخواه خود و متناسب با وضعیت دست به تغییراتی می زند.
ترجمه داستانی یا روایتی : گاهی ممکن است مترجم، مفهوم و ریشه متن را گرفته و آن را به شکل داستان بیان کند.




پیشینه
پیشینه در ایران

پیشینهٔ ترجمه در ایران به روزگار هخامنشیان می‌رسد (۵۵۹-۳۲۱ ق.م.). گستردگی این شاهنشاهی و ارتباطات گستردهٔ آن با سرزمین‌های دیگر ترجمه را امری بایسته ساخته بود. کتیبه‌های هخامنشیان معمولاً به سه زبان فارسی باستان، اکدی، و ایلامی نوشته می‌شده‌است.

در مراکز علمی عصر ساسانیان، مانند سلوکیه، تیسفون، و گندی‌شاپور آثار فراوانی از زبان‌های گوناگون متداول در آن روزگار همچون سانسکریت، یونانی، لاتینی، و سریانی به پهلوی ترجمه می‌شد. نخستین ترجمهٔ دوران ساسانیان را مربوط به عصر خسرو اول انوشیروان می‌دانند. از نامدارترین آثاری که در این دوره ترجمه شد، باید به ترجمهٔ پنچه تنتره یا کلیله و دمنه از سانسکریت به فارسی پهلوی اشاره کرد.

همچنین، در آغاز تمدن اسلامی ترجمه‌های متعددی از کتب فلسفی و علمی یونانی به پهلوی موجود بود.

کار ترجمه در ایران با کتابهای درسی دارالفنون رونق گرفت و بر اثر احیاء صنعت چاپ و اعزام محصلین به خارج گسترش یافت. از آنجا که هدف تأسیس این مؤسسه تربیتی در زمان عباس میرزا و به پیشنهاد روشنفکران و آزادیخواهان، اخذ تمدن و علوم و معارف مغرب زمین عنوان شده بود، لذا به استخدام معلمین خارجی نیز اقدام گردید. همچنین کتب درسی خارجی در زمینهٔ علوم، ادبیات، تاریخ، پزشکی و غیره با کمک همین معلمین به فارسی برگردانده شد. پس از چندی به توصیهٔ عباس میرزا به ترجمه آثار ادبی نیز پرداختند. از آنجاکه محصلین بیشتر به فرانسه اعزام می شدند زبان فرانسوی در کشور رایج و با گستردگی آن نه تنها آثار نویسندگان فرانسوی بلکه آثار ادبی دیگر زبانهای اروپایی مثل آلمانی، روسی، لهستانی، مجاری، اسپانیایی، پرتغالی نیز به فارسی برگردانده شد. نخستین نمایش نامه ای که از فرانسه به فارسی ترجمه شد، نمایشنامه "مردم گریز"، اثر مولیر است. دو کتاب تاریخی "پطر کبیر" و "شارل دوازدهم" اولین سفارش ترجمه ای بود که عباس میرزا به میرزا رضا مهندس داد. "انحطاط و سقوط امپراطوری روم" سفارش دیگر او به همین مترجم بود. نهضت ترجمه و نشر کتاب پس از مرگ عباس میرزا و فتحعلی شاه، در دوران محمد شاه قاجار دچار فترت شد، ولی در عهد ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه به اوج خود رسید. محمد طاهر میرزا و محمدحسن خان اعتماد السلطنه پرکارترین مترجمان این دوره بودند. از مشهورترین ترجمه‌های محمد طاهر میرزا "سه تفنگدار" ، "کنت مونت کریستو" ، "لوئی چهاردهم و عصر و قرنش" را می توان نام برد. "طبیب اجباری" ، "سرگذشت خانم انگلیسی" ، "داستان روبنسون سوئیسی" و "شرح احوال کریستف کلمب" نیز از بهترین آثار ترجمه اعتمادالسلطنه به شمار می رود. البته اکثر این ترجمه ها، بیش از آنکه یک ترجمه باشند، اقتباس، یا به قول درایدن ،imitation هستند. پس از جنگ جهانی دوم، زبان انگلیسی جای زبان فرانسه را به عنوان زبان دوم گرفت و گسترش روزافزون یافت. امّا با وجود اینکه انگلیسی امروزه زبان دوم اکثریت محصلین ایرانی به شمار می رود، در قلمرو ادبیات هنوز هم بهترین مترجمان ما اغلب کسانی هستند که از زبان فرانسه ترجمه کرده اند.






مدل‌های زبان‌ها
جمع یا مفرد

از جمله عوامل تاثیرگذار در گیرایی و روانی ترجمه رعایت هر چه ظریفتر اصول مربوط به انتخاب صیغه‌های مفرد و جمع به هنگام ترجمهٔ عناوین و مفاهیم است. زبان‌های گوناگون تمایلات و رفتارهای خاص خود را از این منظر دارا هستند که در ترجمه مهم و جالب توجه‌است. برای شروع می‌شود ترجمه‌های علمی کمی قدیمی تر صورت گرفته در زبان فارسی را با معادل‌های آن‌ها در فرانسوی و انگلیسی مقایسه کرد:



نظریهٔ اعداد
Théorie des nombres
Number theory



نظریهٔ احتمالات
Théorie des probabilités
Probability theory



مکانیک سیالات
Mécanique des fluides
Fluid mechanics



مکانیک محیط‌های پیوسته
Mécanique des milieux continus
Continuum mechanics

در فارسی جمع استفاده شده، در فرانسوی هم جمع، ولی در انگلیسی مفرد (بجز در مورد مکانیک.)
زبان و معانی فرهنگی

از آنجا که زبان‌های انسانی، همواره، وجوه مختلفی از رخدادها و تجربیات دیروز و امروز متکلمان خود را بیان داشته اند فرم‌ها و اشکال گرامری گوناگونی را هم برای بیان نقطه نظرهای خاص خود برگزیده اند.







مثال:

زبان انگلیسی: .I must go there
زبان نواهو: It is only good that I go there

زبان انگلیسی: .I make the horse run
زبان نواهو: .The horse is running for me





ترجمه هم‌زمان

ترجمه هم‌زمان یا ترجمه شفاهی عبارت است از برگرداندن یک مفهموم از زبان مبدا به زبان مقصد به صورت شفاهی. آنچه مترجم مکتوب را از مترجم هم‌زمان (شفاهی) متمایز می‌سازد این واقعیت است که مترجم هم‌زمان با قرار گرفتن در یک محیط ارتباطی ملموس و تکرار ناپذیر اجباراً از تکنیک‌ها و شگردهایی استفاده می‌کند که حاصل آن عبارات و جملاتی است که ترجمهٔ کلمه به کلمه محسوب نخواهد شد.






مترجم هم‌زمان

مترجم هم‌زمان فرصت تغییر دادن عبارات، تصحیح ساختار جملات و انتخاب سبک‌های گوناگون را ندارد و رعایت زمان در بعضی موارد یک نیاز محسوب می‌شود. تنها مزیتی که مترجم هم‌زمان از آن برخوردار است ولی مترجم مکتوب از آن بی بهره است استفاده از پیامهای جانبی است که از عوامل غیر زبانی چون حرکات دست و چهرهٔ گوینده منبعث می‌شود. در ترجمهٔ هم‌زمان گفتار ارائه شده توسط متکلم عینیت ملموس نمی‌یابد و در زمان محو می‌شود. آنچه باقی می‌ماند نقش مفاهیم در ذهن مترجم است. حرکات فیزیکی گوینده، پیام را روشنی بیشتری می‌بخشد و به آن غنای بهتری می‌دهد. مترجم هم‌زمان باید در کار خود دارای چنان ذوق و ظرافتی باشد که ترجمه بدست آمده عاری از عیب و نقص باشد زیرا فرصتی برای تصحیح و تجدید نظر و یا بازآفرینی وجود ندارد. مترجم هم‌زمان باید دارای خلاقیت بسیار بالا بوده و بتواند در لحظه تصمیم بگیرد.






انواع ترجمه‌های هم‌زمان

در حال حاضر سه نوع ترجمه هم‌زمان در سازمان‌های بین‌المللی خصوصاً در سازمان ملل متحد معمول است که عبارت‌اند از:




ترجمهٔ هم‌زمان مقطع (Consecutive interpreting):

در این نوع ترجمه، مترجم با استفاده از فاصله زمانی که پس از قطع موقت کلام گوینده حادث گردیده، مفاهیم را که یا به صورت یادداشت و یا به صورت ذهنی در اختیار دارد در زبان مقصد باز آفرینی می‌کند. این فاصلهٔ زمانی می‌تواند معادل دو یا سه جمله باشد و در بعضی موارد به چند دقیقه نیز برسد. هرچه طول این مدت یعنی زمانی که گوینده سخنان خود را ایراد می‌نماید طولانی تر باشد، ترجمهٔ ارائه شده نیز کلی تر خواهد بود. با وجود این برخی از مترجمان هم‌زمان به قطعات کامل و طولانی تر راغب اند زیرا بسیاری از موارد مبهم رفع خواهد شد.




ترجمهٔ هم‌زمان همردیف (Simultaneous interpreting):

در این نوع ترجمه، مترجم هم‌زمان در حالی که متکلم سخن می‌گوید او نیز به ترجمه پرداخته و جملات را به زبان مقصد بر می گرداند. این نوع ترجمه از تمام تر جمه‌های دیگر مشکل تر است.




ترجمهٔ مکتوب هم‌زمان (Trans - interpreting):

نوعی از ترجمه هم‌زمان است که ضمن آن مترجم متن ترجمه شده را همپای سخنران قرائت می‌کند ولی در عین حال نیز اگر به ضرورت عبارتی را سخنران شفاهاً اضافه نماید به موقع ترجمه می‌نماید.





ترجمه شاهنامه

نخستین ترجمه‌های شاهنامه از فارسی به عربی صورت گرفت. بنداری اصفهانی در قرن هفتم ترجمهٔ خلاصه‌شده‌ای از شاهنامه به زبان عربی ارائه داد. ترجمهٔ بنداری یکی از ترجمه‌هایی‌است که در تصحیح‌های شاهنامه هم از آن استفاده می‌شود. پس از عربی ترجمهٔ شاهنامه به زبان ترکی در ۸۵۴ قمری صورت گرفته‌است. این ترجمه ترجمه‌ای منثور بود. پس از آن داستانهایی از شاهنامه به شعر ترکی هم ترجمه شد.

در سده‌های اخیرتر ترجمه‌هایی از برخی داستان‌های شاهنامه زبان‌های اروپایی صورت پذیرفت. در ای میان ترجمه‌های آلمانی و فرانسوی و انگلیسی بیشتر اهمیت می‌دارند. سترگ‌ترین کار در ترجمه را از آنِ ژول مول (Jules Mohl) باید دانست. علاوه بر اینکه تصحیحی تا آن زمان بی‌نظیر از شاهنامه ارائه داد تمام شاهنامه را به فرانسوی ترجمه کرد و در طی چهل سال چاپ کرد.

از ترجمه‌های اخیر شاهنامه که شهرت یافته‌اند ترجمه‌ای‌است که دیک دیویس از کل شاهنامه به زبان انگلیسی ارائه داده‌است.





ترجمه حقوقی

ترجمه حقوقی به ترجمه متون حقوقی و الزام‌آور گفته می‌شود. موضوعات ترجمهٔ حقوقی با فرهنگ گره خورده‌اند و مترجم باید از فرهنگ‌های زبانی مبدأ و مقصد و موارد مرتبط با موضوع ترجمه آگاهی لازم را داشته باشد. این نوع ترجمه کاری ظریف و حساس شمرده می‌شود زیرا هرگونه تفسیر و ترجمهٔ اشتباه می‌تواند پیامدهای حقوقی و قضایی ناگواری به همراه داشته باشد. متون حقوقی دارای زبانی بسیار دقیق هستند و نیاز به فهم عمیق دارند، از این رو مترجمان باید با سیستم‌های حقوقی هر دو زبان مبدأ و مقصد نیز آشنایی داشته باشند.

از گذشته باور بر این بوده است که ترجمهٔ حقوقی باید تحت‌اللفظی باشد و به طور سنتی در ترجمهٔ حقوقی وفاداری به متن مبدأ دارای اهمیت ویژه‌ای است، به طوری که در گذشته برای ترجمهٔ یک متن حقوقی تنها استفاده از ترجمهٔ واژه‌به‌واژه یا تحت‌اللفظی قابل قبول بوده است و با معرفی روش‌های مختلف دیگر همچنان کاربرد دارد. با این حال تکنیک‌های به کار رفته در ترجمهٔ متون قانون‌گذاری با تکنیک‌های ترجمهٔ یک متن قضایی متفاوت است و معمولاً متون قضایی را می‌توان با آزادی بیشتری ترجمه کرد.

امروزه ترجمهٔ حقوقی از دید فرهنگی نیز بررسی می‌گردد و دیگر به آن به صورت یک فرایند مکانیکی جهت تبدیل اصطلاحات یک زبان به زبانی دیگر یا تبدیل رشته‌ای از واژه‌ها به معادل‌هایشان در زبان دیگر نگاه نمی‌شود. قانون و مذهب هر کشور پیوند نزدیکی با فرهنگ آن دارد و حتی عده‌ای از انسان‌شناسان مطالعات حقوقی را از مطالعات فرهنگی جدا نمی‌دانند. با این همه، در ترجمهٔ حقوقی دغدغهٔ اصلی مترجم برگردان جنبه‌های قانونی متن است تا جنبه‌های فرهنگی آن.





ترجمه چندرسانه‌ای

ترجمه چندرسانه‌ای (به انگلیسی: Multimedia Translation) شاخه ای تخصصی از علم ترجمه است که بیانگر وجود هرگونه سیستم چندرسانه‌ای الکترونیک در ترجمه یا در فرایند مخابره یک سخن میباشد.






تشریح

این گونه از ترجمه چه در فرم و چه در مفهوم فرایند خلاقیت، بشدت تحت تاثیر نوع دستگاه بکار رفته میباشد. ترجمه چندرسانه‌ای در زمینه های متنوعی نمود دارد، از جمله سینما، تلویزیون، تئاتر، تبلیغات، ارتباطات سمعی-بصری و تلفن همراه.

بعضی از راههای تخصصی در ترجمه چندرسانه‌ای عبارتند از:




دوبله
زیرنویس
Closed captioning(زیرنویس قابل محو کردن از صفحه پخش)
سینما و اقتباس تلویزیونی
Surtitling
Audio description
Respeaking
Mobile translation
ترجمه بازیهای ویدیویی





ترجمه به کمک کامپیوتر
ترجمه به کمک کامپیوتر یا CAT یک شکل ترجمه زبان است که در آن مترجم انسان، از نرم‌افزارهای کامپیوتری برای حمایت و تسهیل فرایند ترجمه، استفاده می‌کند. ترجمه به کمک کامپیوتر گاهی اوقات به نام به کمک ماشین، یا به وسیله ماشین، ترجمه می‌شود (نباید با ترجمه ماشینی اشتباه گرفته شود).






بازنگری

سیستم‌های ترجمه خودکار که امروزه در دسترس هستند، قادر به تولید ترجمه غیر مسلح با کیفیت بالا نیستند: خروجی آنها باید توسط انسان برای اصلاح اشتباهات و بهبود کیفیت ترجمه، ویرایش شود. ترجمه به کمک کامپیوتر (CAT) شامل مرحله ویرایش کتابچه نرم‌افزار به کمک راهنمایی کاربر است که به یک فرایند تعاملی میان انسان و کامپیوتردر ترجمه منجر می‌شود. برخی از راه حل‌های پیشرفته ترجمه به کمک کامپیوتر شامل کنترل ترجمه ماشینی (MT) است. ماژول‌های ترجمه ماشینی (MT) که دارای قیمت بالاتری می‌باشند، به طور کلی مجموعه‌ای از ابزارهای در دسترس ترجمه که ممکن است شامل ویژگی‌های مدیریت اصطلاحات و سایر ابزارهای مختلف زبانی و برنامه‌های کمکی باشند را ارائه می‌کنند. لغت نامه دقیق سفارشی شده توسط کاربر بر اساس واژگان صحیح، به طور قابل توجهی دقت ترجمه ماشینی (MT) را بهبود می‌بخشد و در نتیجه، هدف آن افزایش بهره وری کل فرایند ترجمه است.






محدوده ابزار

ترجمه به کمک کامپیوتر یک اصطلاح گسترده و مبهم است که طیف وسیعی از ابزار، از نسبتاً ساده به پیچیده را پوشش می دهد. این می تواند شامل موارد زیر باشد:

غلط یابهای املایی، یا داخل نرم‌افزار پردازش کلمه ساخته شده است، و یا در برنامه اضافه می شود.
غلط یابهای دستور زبانی، دوباره یا داخل نرم‌افزار پردازش کلمه ساخته شده است و یا در برنامه اضافه می شود.
مدیریت کننده های اصطلاحات، که به مترجم اجازه می دهد تا بانک واژگان خود را در فرم الکترونیکی مدیریت کند. این می تواند محدوده ای از جدول ساده ایجاد شده توسط نرم‌افزار مترجم کلمه، یا گسترده ای از یک پایگاه داده ایجاد شده در برنامه از جمله فایل‌میکر و یا دیگر برنامه های قدرتمند(و گران تر) باشد که در بسته های نرم‌افزار تخصصی مانند: SDL MultiTerm ،LogiTerm ،Termex و غیره، کاربرد دارد.
واژه نامه های الکترونیک، یا تک زبانه اند یا دو زبانه.
پایگاه داده های اصطلاحات، یا در کامپیوتر میزبان یا قابل دسترس از طریق اینترنت می باشند. از قبیل TERMIUM Plus یا فرهنگ لغت های بزرگ وابسته به اصطلاحات نظام زبانی فرانسه.
ابزار جستجوی متن کامل (یا نمایه سازان)، که اجازه می دهد تا کاربر در متون ترجمه شده یا انواع مختلف اسناد مرجع، جستجو کند. برخی از این نمایه سازان نرم‌افزار جستجو ISYS ، dtSearch دسکتاپ و طبیعت، می باشند.
نرم‌افزارهای تطبیق دهنده: برنامه هایی هستند که بازیابی نمونه از یک کلمه یا یک عبارت و زمینه های مربوطه خود را در یک پیکره تک زبانه، دو زبانه و یا چند زبانه، انجام می دهند از جمله یک bitext و یا یک حافظه ترجمه.
همتراز کننده های Bitext: ابزاری که اجازه می دهد پس از ترجمه با استفاده از یک نرم‌افزار جستجو کننده یا تطبیق دهنده عمل تجزیه و تحلیل را انجام داد.
نرم‌افزار مدیریت پروژه که اجازه می دهد تا زبان شناسان ساختار پیچیده پروژه های ترجمه را تعیین وظیفه کنند و به افراد مختلف توانایی پیگیری پیشرفت هر یک از این وظایف را بدهند.
ابزار حافظه ترجمه (ابزار TM) متشکل از یک پایگاه داده از بخش های متن در زبان مبدأ و ترجمه آنها در یک یا چند زبان هدف.






ترجمه ماشینی

ترجمهٔ ماشینی زیر شاخه‌ای از زبان‌شناسی محاسباتی است که عبارت است از ترجمهٔ متنی از یک زبان طبیعی به زبانی دیگر، توسط کامپیوتر. در سطح مقدماتی، ترجمه ماشینی یک جایگزینی ساده برای کلمات از زبان طبیعی به زبان دیگری است. با استفاده از تکنیک‌های زبان‌شناسی پیکره‌ای، ترجمه‌های پیچیده بیشتری قابل دستیابی هستند. همچنین این تکنیک‌ها کنترل بهتر تفاوت‌های گونه‌شناسی در زبان، تشخیص عبارات و ترجمهٔ اصطلاحات را به خوبی و درستی جدا کردن عبارات نامتعارف در متن، مقدور می‌سازند.

نرم‌افزارهای ترجمه ماشینی کنونی اغلب به کاربر اجازهٔ تغییر دلخواه بر اساس حوزه کاری یا حرفه‌ای دلخواه را می‌دهند(همانند گزارش آب و هوا). در واقع ارتقا کیفیت خروجی با استفاده از محدود کردن کلمات جایگزین شونده، انجام می‌شود. این تکنیک بطور خاص در حوزهٔ رسمی یا زبانهای فرموله شده استفاده می‌شود. این بدین معنی است که ترجمه ماشینی از اسناد قانونی و دولتی آسان‌تر از تولید خروجی قابل استفاده از مکالمات یا متون غیر چهارچوب بندی شده دیگر است. همچنین کیفیت خروجی بهبود یافته می‌تواند با استفاده از دخالت انسان بدست آید. برای مثال سیستم‌هایی موجودند که اگر کاربر بطور کاملاً واضحی کلماتی که اسامی خاص هستند را معین کرده باشد، قادر به ترجمه دقیق‌تری هستند. با کمک گرفتن از این تکنیک‌ها ترجمه ماشینی بعنوان یک ابزار برای کمک کردن به مترجمان(انسان‌ها) و بسیاری از موضوع‌های محدود، قادر به تولید خروجی قابل استفاده و نهایی است.

در ترجمهٔ ماشینی ویژگی‌هایی وجود دارد که نه تنها از نظر جاذبه و کشش علمی، بلکه، از دیدگاه اقتصادی و دیگر ضرورت‌ها و اقتضاهای عصر، انجام آن را کاملاً توجیه می‌کند. به عنوان مثال، در مقر سازمان ناتو در بروکسل و جامعه اروپا علی‌رغم آنکه حدود ۱۲۰۰ مترجم ورزیده به کار اشتغال دارند، در حال حاضر از ترجمه ماشینی نیز استفاده می‌شود. دلیل این امر سرعت و هزینه‌است. میزان کاری که مترجمی ورزیده در خلال چندین روز انجام می‌دهد، توسط کامپیوتر در عرض چند دقیقه انجام می‌شود. حتی اگر کیفیت و دقت ترجمه ماشینی کمتر از حاصل کار مترجم باشد، باز هم از جهات گوناگون اهمیت و ارزش خاص آن چشمگیر است.






تاریخچه

ترجمهٔ ماشینی از جملهٔ اولین اهداف مورد نظر در علوم رایانه و بخصوص در حوزهٔ هوش ماشینی به حساب می‌آید و سابقهٔ آن به حدود نیم قرن پیش از این باز می‌گردد. نخستین ترجمه‌ای که بطور کامل توسط کامپیوتر انجام شد، ترجمهٔ متنی بود از زبان انگلیسی به زبان روسی. گر چه از آن زمان تا کنون فناوری ترجمهٔ ماشینی رشد زیادی داشته‌است، هنوز هم نقص‌های فراوانی را داراست. اصولاً چون کامپیوترها نمی‌توانند مانند انسان هوشمند باشند، ترجمه‌ای هم که توسط آنها انجام شود، ترجمهٔ کاملی نخواهد بود. نمی‌توان انتظار داشت که با استفاده از یک نرم‌افزار مترجم، هر متنی به آسانی ترجمه شود. نرم‌افزارهای مترجم، در بهترین حالت، عمل ترجمه را با دقتی در حدود ۷۰ درصد انجام می‌دهند. برای به دست آوردن نتیجه بهتر، لازم است قبل و بعد از ترجمه، مقداری ویرایش روی متن انجام شود.

در طی چند دههٔ اخیر و هم‌زمان با گسترش و پیشرفت زبان‌شناسی رایانه‌ای، در بسیاری از کشورهای جهان، تلاشهای همه‌جانبه و پیگیر در جهت ترجمهٔ متون از طریق کامپیوتر انجام گرفته، و حاصل کار با توجه به تنگناها، محدودیت‌ها، و مسائل خاص ترجمه درخور توجه‌است. در بعضی از زمینه‌ها حاصل کار واقعاً رضایت‌بخش است، ولی، در برخی موارد نتایج به دست آمده را علی‌رغم قابل فهم بودن، باید ویراستاری کرد. طبیعتاً نوع متن و میزان پیچیدگی آن اهمیت زیادی در نتیجه کار دارد.






فرایند ترجمه

فرایند ترجمه به شرح زیر است:

رمزگشایی معنایی متن مبدا
کدگذاری دوباره این معنا در زبان مقصد

در پس این فرایند بظاهر آسان، عملیات شناختی پیچیده‌ای واقع است. به منظور رمز گشایی معنای متن مبدا، مترجم باید قابلیت تفسیر و تجزیه تحلیل تمام ویژگی‌های متن را داشته باشد. یک فرایند که احتیاج به دانش عمیقی از دستور زبان، جمله‌شناسی(نحو)، معناشناسی و اصطلاحات از زبان مرجع دارد به همان اندازه باید دانش مربوط به فرهنگ صحبت کنندگان آن زبان را نیز داشته باشد. از آن جهت، چالشی در ترجمه ماشینی وجود دارد که چگونه یک کامپیوتر را برنامه نویسی کنیم که بتواند همانند یک انسان متنی را بفهمد و بتواند یک متن جدید در زبان مقصد بسازد که بنظر می‌رسد توسط انسان نوشته شده‌است. این مساله ممکن است به روشهای مختلفی حل شود.






روش‌ها

برای دست یافتن به ترجمه ماشینی می‌توان روشی مبتنی بر قوانین زبان‌شناسی استفاده کرد، به این معنی که کلمات از نظر زبان‌شناسی ترجمه خواهند شد. (در واقع متناسب‌ترین کلمات مقصد جایگزین کلمات مبدا خواهند شد.)

این موضوع که موفقیت ترجمه ماشینی پیش از هر چیز نیازمند حل مسئله فهم زبان طبیعی است، اغلب مورد بحث است. به طور عام روش‌های قانون مند، متن را با استفاده از ساختن واسطی سمبلیک -که نهایتاً متن زبان مقصد از آن ایجاد می‌شود- تجزیه می‌کنند.

با توجه به طبیعت نمایش واسطه، یک روش به عنوان ترجمه ماشینی بین زبانی یا ترجمه ماشینی مبتنی بر انتقال معرفی می‌شود. این روش‌ها نیاز به واژگان وسیعی با اطلاعات تک‌واژشناسی، دستور زبان و معناشناسی دارند.

با دادن داده‌های کافی نرم‌افزارهای ترجمه ماشینی حتی برای صحبت کننده بومی یک زبان به حدی خوب کار می‌کنند که معنی تقریبی آنچه توسط یک صحبت کننده بومی دیگر نوشته شده‌است بفهمد. دشواری کار ترجمه خودکار، بدست آوردن اطلاعات کافی از نوع صحیح آن برای پشتیبانی روشی خاص است. به عنوان مثال یک پیکره وسیع چند زبانی از داده‌ها، برای روشهای آماری مورد نیاز است، حال آنکه برای روشهای مبتنی بر دستورزبان لازم نیست. اما از سویی دیگر روشهای مبتنی بر دستورزبان نیاز به یک زبان شناس حرفه‌ای برای طراحی دقیق دستورزبانی که استفاده خواهد شد، دارند. برای ترجمه بین زبان‌های نزدیک بهم، تکنیکی به نام ترجمه ماشینی مبتنی بر انتقال سطحی ممکن است استفاده شود.






روش قاعده‌مند

الگوی ترجمه ماشینی قانون مند شامل الگوی ترجمه ماشینی مبتنی بر انتقال، ترجمه ماشینی بین زبانی و ترجمه ماشینی مبتنی بر فرهنگ لغت است.






روش بین زبانی

ترجمه ماشینی بین زبانی نمونه‌ای از ترجمه ماشینی قاعده‌مند است. در این روش، متن به زبان مبدا به یک متن بین زبانی(بعنوان مثال، زبانهای بین‌المللی کمکی همانند اسپرانتو) که مستقل از زبان مقصد است، تبدیل می‌شود. سپس متن به زبان مقصد از متن بین زبانی، تولید خواهد شد.






روش مبتنی بر فرهنگ لغت

ترجمه ماشینی می‌تواند از روشی مبتنی بر داده‌های فرهنگ لغت استفاده کند و این بدان معنی است که کلمات به همان گونه‌ای که در فرهنگ لغات موجودند، ترجمه می‌شوند.
9:21 pm
بروجرد
بُروجـِرد مرکز شهرستان بروجرد، دومین شهر پرجمعیت استان لرستان و سی و دومین شهر پرجمعیت ایران است. این شهر در شمال دشتی حاصلخیز به نام سیلاخور قرار گرفته و قله‌های مرتفع گرّین از مجموعه رشته کوههای زاگرس مانند نواری شمال غربی تا جنوب شرقی آن را در بر گرفته‌اند و سرابهای دائمی متعددی که از دامنه این کوهها جاری است در اقتصاد منطقه و توسعه شهر بروجرد نقش اساسی داشته‌اند.
شهرهای ملایر و نهاوند در استان همدان، شازند در استان مرکزی و نیز خرم‌آباد و الشتر در مجاورت بروجرد قرار دارند.از گذشته‌های دور، این شهر دارای موقعیت ویژه ارتباطی بوده‌است. قرارگیری بر سر شاهراه تهران - جنوب یکی از عوامل رونق اقتصادی شهر به شمار می‌رود.
جمعیت شهر بروجرد بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی مرکز آمار ایران ۲۴۰،۶۵۴ نفر گزارش شده‌است. مردم بروجردکه به گویشی از زبان فارسی میانه به نام گویش بروجردی سخن می‌گویند و این شهر یکی از مراکز مهم صنعت در استان است.





ریشه‌شناسی

بروجرد با نامهای گوناگون در درازای تاریخ خوانده شده است ؛بروجرد را با نامهای زیر خوانده اند:

اُرُجِرد-اُرُگِرد-اُرُذکَرد-اُروگِرد-الوکرد-بَرجود-بَردُجِرد-بَرگود-بَروجِرد-بُروجِرد-بروکرد-بَروگِرد-بکاگِرد-بوک گرد-پیروزگرد-پیروزه گِرد- فُروجِرد-فُلوُگِرد-فیروزگرد-فیروزه جرد- فیروزه گرد-وَرجرد-وَردگرد-وَروجِرد-وَروگِرد-وِروگرد-وِلوگرد-ووریِ گرد-ویروگرد-یزدجرد-یزدگرد.

گرد و کرد در اسامی شهرهای ایرانی به معنای شهر، آبادی و ساخته و اثر هستند. اشکانیان و ساسانیان شهرها را بیشتر با پسوند گرد می‌ساخته‌اند همانند سوسنگرد، بروگرد و دارابگرد. عده‌ای نام درست بروجرد را ویروگرد دانسته‌اند که به معنای شهر و ساخته ویرو شاهزاده اشکانی است. کوهی در غرب بروجرد با نام ولاش نیز یاد آور نام شاهان اشکانی است. اما معتبرترین نوشته‌ها، بروجرد را پیروزگرد دانسته‌اند که آن را به فیروز ساسانی منتسب می‌کند. سعید نفیسی بروجرد را از شهرهای ساسانیان و اصل آن را بروگرد و ساخته از «بر» + «گرد» دانسته‌است که به معنای شهری است که گرد است و بر و میوه فراوان دارد. یزدگرد سوم پادشاه ساسانی پس از شکست از اعراب به منطقه بروجرد گریخت و سپاهیانش در آن محل بر + او + گرد آمدند و به این ترتیب نام این محل بَروگرد شد. در کتاب‌های تاریخی از بروجرد با نامهای گوناگون نام برده شده‌است مانند بَروجرد، فلوجرد، اردکرد، یزدگرد، ولوگرد. روحبخشان در کتاب «جغرافیای تاریخی بروجرد» بیش از سی مورد از صورتهای مختلف نام این شهر را به تفصیل ذکر نموده‌است.

امروزه بروجرد در گویش بروجردی وُوری یرد vūriyerd و در لری خرم‌آبادی وُروگرد vorūgerd نامیده می‌شود. بروگرد borūgerd نام روستایی آن و نیز نام به کار رفته در نوشته‌های پارسی سره و بروجرد borūjerd نام رسمی این شهر است. از اثار باستانی باقی‌مانده در این شهر می توان به خرابه های مانده در قلعه یزدگرد بر بالای تپه یزد گرد و قبرستان باستانی روستای دره گرم اشاره نمود که هردو مکان ذکر شده متأسفانه دستخوش حفاریهای غیر قانونی سوداگران میراث فرهنگی شده است.

در منابع مختلف گاه به شهر بروجرد لقب‌هایی منتسب شده است. از جمله آنها شهر سبز حضرت سلیمان است که توسط ظل السلطان داده شد.
به دلیل اینکه شجاع الدین لر مدتی در این شهر سکونت داشت لقب شهر شجاعان را به آن دادند.همچنین زادگاه فرزانگان از لقب‌های دیگر این شهر است. اما لقبی که بیشتر منابع بر آن تصریح دارند دارالسروربه معنای سرای شادمانی است که محمد تقی خان حکیم صفای شهر در فصل بهار را علت آن دانسته است.همچنین لقب دیگری با نام دارالشوکه در پشت سکه‌های ضرب بروجرد در دوره قاجار دیده شده است.



پیشینه تاریخی
آثار پیش از تاریخ
در ناحیه بروجرد به ویژه در دشت سیلاخور، تعداد زیادی تپه های باستانی و تاریخی وجود دارد که از دور های پیش از تاریخ تا قرن معاصر آباد بوده اند. از نظر باستان شناسی، تپه قرق با قدمت عصر مس در دهستان شیروان، از مهمترین تپه های باستانی شهرستان بروجرد است که تا پنج طبقه لایه برداری و مطالعه شده است. اشکال هندسی و رنگ اخرایی سفال های کشف شده قدمت آن را با تپه گیان و کوهدشت همزمان می کند. در لایه های بیرونی، تک سفال هایی از دوره های بعدی از جمله اشکانیان هم در آن دیده می شود تپه قلعه رومیان نیز در سه کیلومتری جنوب بروجرد از تپه های مهم باستانی منطقه است که تا قرن نهم دارای اهمیت نظامی بوده است.



پیش از اسلام
شواهد و اشارات تاریخی حاکی است که بروجرد از شهرهای قبل از اسلام بوده و دلایل زبانشناسی نیز واژه بروجرد را با ترکیب دو جزء برو + گرد موجودیت این شهر را به پیش از اسلام میرساند زیرا که گرد در زبانهای قدیمی ایران به معنای شهر می‌باشد. بروجرد از شهرهای باستانی ایران است که برخی ساخت آن را به منوچهر از سلسله پیشدادیان نسبت می‌دهند اما شواهد کافی در مورد شهر بودن آن تنهااز دوران ساسانیان موجود است که بر اساس کتابهای تاریخی، بروجرد یکی از پایگاههای نظامی ایران به هنگام حمله اعراب و جنگ نهاوند بوده‌است. در گذشته بروجرد از شهرهای آباد و مهم بوده و گاه فرمان‌داری جداگانه و گاه مرکز استان لرستان و خوزستان بوده‌است.مینورسکی نام اصلی این شهر را ویروگرد و آن را منتسب به ویرو شاهزاده دوره اشکانی می داند . در منطقه سیلاخور در دوره مادها و بعدها در دوره هخامنشیان قلعه های نظامی و ارتباطاتی متعددی وجود داشته است و یکی از آنها هم قلعه بروجرد بوده است که با فاصله اندکی از قلعه های مشهور دیگر مانند قلعه رومیان قرار داشته است

. ناحیه بروجرد و نهاوند در پایان دوره ساسانیان به دلیل حمله اعراب به ایران اهمیت نظامی و دفاعی ویژه ای داشتند و محل استقرار سپاهیان ایران بوده اند.

گروهی از کاسی‌ها در هزاره سوم پیش از میلاد در مناطق کوهستانی لرستان مستقر شدند
. بروجرد به عنوان ناحیه واسط لرستان و همدان، ناحیه مرزی بین دو تمدن کاسی و ماد بوده است اما با قدرت گرفتن بیشتر مادها، بروجرد منطقه ای از سرزمین مادها به حساب می آمده است. بروجرد و مناطق پیرامون آن از دوره مادها به این سو، به خاطر مراتع فراوان، پرورشگاه و مراکز تولید و چرای اسب بوده اند و از این جهت نیز برای حکومت ها اهمیت داشته‌اند

.

اشکانیان در غرب ایران در ناحیه کرمانشاه، همدان و بروجرد شهرهایی ساختند و از میان قلعه های نظامی متعدد منطقه سیلاخور، قلعه بروجرد را مورد توجه ویژه قرار دادند و آن را به شهر تبدیل کردند. دلایل متعددی مبنی بر شکل گیری شهر بروجرد در دوره اشکانیان وجود دارد که می تواند از جنبه های زبانشناسی، قرائن تاریخی و نیز آثار باستانی منطقه به دست آید. در واقع، نخستین دوره رونق گیری بروجرد به عنوان یک شهر را باید در دوره اشکانیان جستجو کرد و پیش از آن، بروجرد بیشتر در قالب یک قلعه با اهمیت نظامی و ارتباطی بر سر راه هگمتانه مورد نظر بوده است. اشکانیان از پسوند کرد به معنی ساخته و گرد برای نامگذاری شهرها استفاده می کردند و به همین ترتیب نام این شهر را به افتخار ویرو شاهزاده اشکانی، ویروگرد نهادند
. اُردکرد یکی از نام های تاریخی ثبت شده بروجرد است

و این احتمال وجود دارد که اشکانیان نام اولیه شهر بروجرد را به افتخار اُرد اول یا ارد دوم پادشاهان اشکانی، اردکرد نهاده باشند.

در تقسیمات باستانی ایران، بروجرد و نهاوند دو نقطه شهری ماه نهاوند از توابع پهله از سرزمین ماد بودند
. پهله یا پهلو نام سرزمینی وسیع در غرب ایران بوده‌است که بیشتر شهرها و نواحی زاگرس فعلی را فرا می‌گرفته است.ایالت پهله در زمان ساسانیان به این نام نهاده شده و پهلوی، به مردم، زبان و خط مربوط به پهله اشاره می‌کند..ماه نهاوند بخشی از سرزمین بزرگ پهله در غرب و مرکز ایران بوده است که بعدها به ماه بصره نیز شهرت یافته است. ابن الندیم از قول عبداﷲ بن المقفع آورده است که ماه نهاوند یکی از پنج ناحیه پهله (فهله) است (یادداشت های دهخدا ). بروجرد و نهاوند دو قصبه یا نقطه شهری ماه نهاوند بوده‌اند .رضا قلیخان هدایت در فرهنگ انجمن آرای ناصری نام اصلی شهر بروجرد را فیروزگرد دانسته و در توضیح آن نوشته است «شهریست از بناهای خسرو پرویز که اکنون به بروجرد شهرت دارد» .پیروزگرد به معنای شهر فیروز از نام های ثبت شده بروجرد است که این شهر را منسوب به فیروز پادشاه ساسانی می کند.



پس از اسلام

در تقسیمات باستانی ایران، بروجرد به همراه نهاوند بخشی از دو نقطه شهری ماه نهاوند از توابع پهله از سرزمین ماد بوده است.حموله وزیر حکومت محلی آل ابی دلف از حکمرانان عرب خلفای عباسی که بین سال‌های ۲۱۰ تا ۲۵۸ هجری قمری در کرج ابی دلف ناحیه‌ای بین اراک و بروجرد امروزی (شهر آستانه از توابع شهرستان شازند) ساکن شده بودند، به بازسازی بروجرد پرداخت و در آن منبری برپا کرد.

مرداویج در سال ۳۱۶ قمری، بروجرد را به تصرف درآورد و سی و دو سال پس از آن حسنویه بر این شهر مسلط شد.در ۴۱۴ قمری، سماءالدوله دیلمی قصد بیرون کردن فرهاد بن مرداویج از این شهر را می کند اما با حمایت علاءالدوله دیلمی، ناکام می ماند .در سلجوقیان بروجرد شهری مهم محسوب می شده و اتفاقات متعددی در آن روی داده است که از جمله می توان به کشته شدن نظام‌الملک وزیر آلب ارسلان اشاره کرد. همچنین سلطان سلجوقی برکیارق (فرزند و جانشین ملکشاه سلجوقی) به هنگام سفر از اصفهان به بغداد در راه دچار بیماری می شود و در بروجرد می میرد. در مورد این که آرامگاه وی بقعه زواری‌جان در شمال شهر بروجرد است یا این که در اصفهان به خاک سپرده شده اختلاف نظر وجود دارد.

شهر بروجرد در طول دوره حاکمیت اتابکان لر، معمولاً به عنوان بخشی از عراق عجم شناخته می‌شده است. اما در در قرن هشتم هجری، تحت تسلط و نفوذ اتابکان لر کوچک قرار گرفته و در همین دوران از بروجرد به اشتباه به عنوان یکی از شهرهای لر کوچک نام برده شده است. در سال ۷۹۰ هجری، عزالدین بن شجاع‌الدین محمود از حاکمان لر کوچک در قلعه رومیان بروجرد مستقر بوده است.
در زمان خوارزمشاهیان بروجرد شهری خرم و آباد و دارای مرکزیت دینی با علمای فراوان بوده است. در سال ۶۱۷ قمری و به هنگام فرمانروایی در حمله مغولان به بروجرد، مردم این شهر قتل عام شدند. همچنین سلطان محمد خوارزمشاه به حوالی بروجرد گریخت .در سال ۷۹۰ هجری، امیر تیمور گورکانی که پیش‌تر بروجرد و خرم‌آباد را به تصرف درآورده بود، عزالدین بن شجاع الدین محمود از حاکمان لر کوچک را که در قلعه رومیان بروجرد قرار داشت، به سوی سمرقند روانه کرد تیمور در سال ۸۰۵ هجری و در زمان حرکت به سوی گرجستان، به امیرزاده رستم از فرماندهان خود دستور داد تا به بروجرد برود و قلعه رومیان را بازسازی کند.
از قرن دهم و همزمان با دوره صفویه در بیشتر زمان‌ها[نیازمند منبع] ولایت بروجرد به صورت مستقل اداره می‌شده است و شامل بروجرد و جاپلق بوده است. این ترتیب تا دوره پهلوی اول ادامه داشت. در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری و همزمان با حکومت صفویان، لشکریان عثمانی (رومی) به مناطق غربی ایران حمله های متعددی کردند و بخش هایی از این مناطق را به اشغال خود درآوردند و ایرانیان را در حوالی بروجرد شکست دادند. در سال ۹۹۷ هجری، سپاه ایران به فرماندهی قورخمس‌خان شاملو در حوالی بروجرد از قشون عثمانی شکست خورد.
بر اساس قانون تقسیمات کشوری مصوب ۱۶ آبان ۱۳۱۶ شهر بروجرد در کنار شهرهایی مانند ملایر و خرم‌آباد بخشی از استان غرب به شمار می‌آمد اما پس از تغییر قانون در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۱۶ تعداد استان‌های ایران از شش استان به ده استان تغییر یافت و بروجرد در کنار شهرهایی مانند خرم‌آباد، اهواز، دزفول و آبادان در استان ششم قرار گرفت.

در زمان جنگ ایران و عراق بروجرد پذیرای جمعیت زیادی از جنگزدگان خوزستانی شد و همچنین بارها مورد بمباران هوایی قرار گرفت. در یکی از این بمباران ها که در روز ۲۰ دی ۱۳۶۵ روی داد، هواپیمای عراقی دو مدرسه شهید فیاض‌بخش و مام حسن مجتبی در محله ابراهیم آباد این شهر را بمباران کردند که منجر به کشته شدن ۶۰ دانش آموز شد. با اینکه استان لرستان و شهر بروجرد در جنگ تحمیلی بار ها مورد حملات هوایی و موشکی عراق قرار گرفتند بعد از اتمام جنگ هیچ گونه اعتباری مبنی بر مناطق جنگ زده دریافت نکردند که این خود یکی از دلایل عدم توسعه کمی و نسبی صنعتی در این منطقه است .



جغرافیا
بروجرد در ارتفاع ۱۶۲۰ متری از سطح دریا و در ۳۳/۹ درجه شمالی و ۴۸/۸ درجه شرقی واقع می‌باشد. بلندترین نقطه شهرستان بروجرد قله ولاش با ارتفاع ۳۶۲۳ متر در غرب شهر بروجرد و پست ترین ناحیه در دشت سیلاخور با ارتفاع تقریبی ۱۵۰۰ متر قرار دارد.شهر بروجرد بر کوهپایه‌های زاگرس و در دشت سیلاخور قرار گرفته و از سه جهت شرق، شمال و غرب به کوه ختم می‌شود. کوه گرین ۳۶۲۳ با متر در غرب بروجرد و کوه میش پرور ۳۵۰۰ با متر در جنوب غربی بروجرد قرار دارد. تنها در جهت جنوب و جنوب شرقی است که دشت وسیع سیلاخور قرار گرفته‌است. این شهر و مناطق پیرامون آن به دلیل قرار گیری بر روی گسل سراسری زاگرس، زلزله خیز هستند.
ساعت : 9:21 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
باشگاه خبرنگاران | next page | next page