درب‌ها:

درب قبله
درب رجا (امید)
درب قاضی الحاجات (برآورندهٔ نیازها)
درب شهدا
درب کرامة (بزرگواری و کرامت)
درب سلام (درود)
درب سدره
درب سلطانیه
درب رأس الحسین (سر حسین)
درب زینبیه







رواق‌ها و ایوان‌ها:

رواق شمالی (پادشاهان)
رواق خاوری (فقیهان)
رواق باختری (ابراهیم مجاب)
رواق جنوبی (حبیب مظاهر)
ایوان شمالی (صافی الصفا)
ایوان خاوری
ایوان باختری
ایوان جنوبی (طلا)







ارزش زیارت حسین نزد شیعیان

شیعیان باور نیکی به زیارت حسینِ بن علی دارند، به‌گونه‌ای که در کتاب‌هایشان بیشترین احادیث مربوط به زیارت دربارهٔ امام حسین است. برای نمونه به برخی اشاره می‌کنیم:

هیچ فرشتهٔ مقرب و پیامبر فرستاده‌ای نیست مگر از خدا می‌خواهد که بگذارد امام حسین را زیارت کند؛ پس مرتب دسته‌ای از روان‌های پیامبران و فرشتگان فرومی‌آیند و دسته‌ای فرامی‌روند.
هر شب هفتادهزار فرشته از آسمان فرود آمده پس از طواف خانهٔ خدا و زیارت حرم محمد و علی، به زیارت حرم حسین می‌روند و پیش از برآمدن خورشید به آسمان فرامی‌روند.
یکی از یاران جعفر صادق از او نقل می‌کند که گفت: «رسول گرامی وحضرت علی وحضرت فاطمه (س) و همهٔ امامان برای زائران امام حسین (ع) دعا می‌کنند» نیز نقل می‌کند که روزی بر او درآمدم، دیدم با خدایش رازونیاز می‌کند، و سجده‌کنان این دعا را می‌خواند …. از سجده که سر برداشت، گفت: «کسانی که در آسمان‌ها در حق زائران امام حسین دعا می‌کنند، بیش از کسانیست که در زمین برایشان دعا می‌کنند.» همچنین نقل می‌کند که امام گفت: «آیا دوست نداری از کسانی باشی که از دنیا بیرون می‌روند و گناهی برایشان نیست؟ آیا دوست نداری از کسانی باشی که فرستادهٔ خدا حضرتمحمد(ص) باایشان مصافحه می‌کند؟ پس امام حسین (ع) را زیارت کن»
خداوند هزاران فرشته را مامور قبر حسین نهاده‌است و هیچ زائری به زیارتش نمی‌رود مگر به پیشوازش آیند، و هیچ زائری با او وداع نمی‌کند مگراین که به پادره اش می‌روند، و هیچ زائری بیمار نگردد مگر عیادتش کنند، و هیچ زائری نمیرد مگر بر پیکرش نماز گزارند و پس از مرگش برایش آمرزش خواهند. طبق حدیث دیگری اگر در میان سفر بمیرد، فرشتگان بشویندش و درب‌های بهشت به رویش باز شود.








سوگواری محرم

سوگواری محرم عزاداری‌ها و یادبودهایی است که به مناسبت کشته شدن حسین بن علی و یارانش که در واقعه کربلا روی داد، انجام می‌شود. این نبرد در سال ۶۱ هجری قمری در صحرای کربلا در عراق کنونی اتفاق افتاد. سوگواری برای حسین بن علی مختص ماه محرم نمی‌شود و در دیگر روزهای سال نیز با توجه به فرهنگ و رسم هر منطقه انجام می‌شود. سوگواری برای حسین بن علی و دیگر یارانش از روز نخست محرم آغاز می‌شود و در ظهر عاشورا به اوج می‌رسد. در غروب و شامگاه عاشورا، این سوگواری تحت عنوان مراسم شام غریبان ادامه پیدا می‌کند. در روز ۱۲ محرم نیز مراسمی با نام «سوم امام حسین» انجام می‌شود. این نوع مراسم‌ها در روز ۱۶ محرم با نام «هفتم امام حسین» و ۲۰ صفر با نام «اربعین» ادامه پیدا می‌کند. مراسم سوگواری سومین امام شیعیان از دیدگاه شیعه اهمیت بسیاری دارد و انجام آن عبادت است. سوگواری محرم در جاهای مختلف به صورت‌های گوناگون انجام می‌شود. علاوه بر شیعیان، این مراسم در میان غیرمسلمانان در ترینیداد و توباگو، جامائیکا، هند و ارمنی‌های ایران برگزار می‌شود. سوگواری محرم علاوه بر ابعاد مذهبی، ابعاد سیاسی و اجتماعی نیز دارد. سوگواری شیعیان ایران در ماه محرم همواره به صورت خودجوش بوده است و حکومت‌ها دخالتی در راه‌اندازی دسته‌های عزادار و برپایی مجالس سوگواری نداشته‌اند.






سوگواری محرم

خووان گویتیسولو، نویسنده و گزارشگر اسپانیایی، کتابی دارد با عنوان «قبله؛ سیر و سیاحت در جهان اسلام» که حاصل تأملاتش در سیر و سیاحت‌هایی به گوشه و کنار جهان اسلام است. او در سفری به ایران که مصادف بود با ایام سوگواری محرم مشاهداتش را اینگونه بیان می‌کند. در روزهای عزاداری محرم چهره شهرهای بزرگ و کوچک ایران به صورت چشمگیری تغییر می‌کند و سیاهپوش می‌شود. بیرق‌ها و علم‌های سیاه و گاه سبزرنگ بر در و بام تکایا، مساجد، خانه‌ها، مؤسسات، ادارات و معابر افراشته می‌شود. زن و مرد و پیر و جوان سیاه می‌پوشند و خصوصاً در ظهر عاشورا برخی چهره‌ها و موهایشان را گِل‌آلود می‌کنند. در این ایام زنان و مردان و به خصوص جوانان در مساجد و معابر و تکایا جمع می‌شوند به سر و سینه خود می‌کوبند تا عزا برپا دارند و با کشته‌شدگان واقعه کربلا که چهارده قرن پیش در صحرای کربلا رخ داد ابراز همدردی کنند.

با آنکه شهر ظاهری پُرآشوب دارد و مملو از مردانی است که با زنجیر و دست به سر و سینه خود می‌کوبند، اما آنچه گویتیسولو را به شگفت می‌آورد، مشاهده انبوه مردمانی است که از زن و مرد، پیر و جوان، بزرگ و کوچک، با مهربانی و همدلی در کنار هم سوگواری می‌کنند. او می‌نویسد مردمان در این دو سه روز با یکدیگر از زمان‌های دیگر مهربان‌ترند و همدل‌تر.

در ایران روضه‌ها بیشتر در ماه‌های محرم و صفر برگزار می‌شوند. معمولاً هر مجلس روضه از دو بخش زنانه و مردانه تشکیل می‌شود. برخی روضه‌ها ممکن است کاملاً زنانه باشند و گاه کاملاً مردانه. مجلس روضه ممکن است در خانه تشکیل شود و یا در تکیهها، مساجد و حسینیهها برپا شود.






انواع هیأت

یک دسته از هیأت‌ها فقط در محرم و صفر و دیگر ایام سوگواری عمومی تشکیل می‌شود. افراد آن در ایام خاصی دور هم جمع شده به عزاداری می‌پردازند.
هیأت‌هایی که در طول ایام سال فعالیت می‌کنند. بر حسب توافقی که کرده‌اند در شب‌های جمعه یا صبح جمعه یا شب چهارشنبه و غیره گرد هم جمع می‌شوند.







روش‌های مرسوم

زنجیرزنی
سینه‌زنی
نوحه
مرثیه
روضه
طبل و دهل زدن
بلند کردن پرچم
آتش زدن خیمه‌ها
تعزیه
برداشتن علم یا علامت (که قبلاً ممنوع بوده ولی اکنون قانونی است)
قمه زنی







تاریخچه
از آغاز تا سده هفتم

سوگواری برای کشته شدان کربلا در همان روزهای پس این واقعه انجام شد. در چهلم (اربعین) هنکامیکه اسیران از شام بسوی مدینه درحرکت بودند راه خود را به سمت کربلا تغییر داه و هنکامیکه بدان سرزمین رسیدند با جابر ابن عبدالله انصاری صحابی پیامبر و تعدادی از بنی هاشم مواجه شدند و در آنجا به سوگواری و نوحه سرایی پرداختند.

سوگواری در مدینه اولین بار به پیشگامی ام سلمه همسر پیامبر اسلام انجام شد.

در دوران امام پنجم شیعیان (که خود در کربلا حضور داشت) و امام ششم شیعیان که مصادف را دوران ضعف بنی امیه بود عزاداری بصورت مراسم سالانه رواج یافت.

سایر امامان شیعه نیز در برگزاری مراسم سالانه برای کشتگان کربلا اهتمام داشتند. دراین دوران تعداد زیادی از شاعران شیعه نیز اشعاری در مراثی حسین سرودند.






آل بویه

یکی ازمهمترین دوران عزاداری برای کشتگان کربلا در قرن چهارم و مقارن با حکومت آل بویه‌است. در این دوران حکومت‌های شیعی همچون علویان طبرستان، زیدیان یمن، حمدانیان در شمال عراق، فاطمیان در مصر و آل بویه در عراق و ایران به قدرت رسیدند. عموم مورخان به برگزاری عزاداری بصورت عمومی در کوچه خیابان در این دوران اشاره کرده‌اند.

در این باره ابن جوزی می‌نویسد: «در سال ۳۵۲ (قمری) معزالدوله دیلمی دستور داد، مردم در روز عاشورا جمع شوند و اظهار حزن کنند; در این روز بازارها بسته شد و خرید و فروش موقوف گردید; قصابان گوسفند ذبح نکردند، هریسه پزها هریسه (حلیم) نپختند، مردم آب ننوشیدند; در بازارها خیمه برپا کردند و به رسم عزاداری کرباس آویختند; زنان به سرو روی خود می‌زدند و بر حسین ندبه می‌کردند.»

حاکمان فاطمی مصر نیز با آنکه با ال بویه رقیب بودند از روش آنان در عزاداری پیروی کردند.تقی الدین مقریزی در این باره می‌نویسد که:

در زمان المعزلدین الله به سال ۳۶۳ (قمری) در کشور مصر تمام فاطمیین و شیعه در روز عاشورا در کنار مقبره ام کلثوم و سیده نفیسه اجتماع نموده و به عزاداری پرداختند و مبلغ بی حساب برای اطعام و عزاداری و شربت مخارج نمودند و به سال ۳۹۶ (قمری) در مصر کلیه بازارها را تعطیل عمومی کردند و ابن مأمون در سال ۵۱۵ (قمری) از موقوفات و صدقات کشور مصر روز عاشورا را تعطیل و روز توزیع صدقات قرار داد. و در عهد صدارت افضل بن بدرالدین در مسجد حسینی قاهره بوریاها فرش شد و افضل بدین سان در قلب مردم را یافت.







صفویه
اصطلاح‌ها
دسته‌ها

در جلوی دسته‌ها، پرچم‌داران به راه می‌افتند و سپس افراد بزرگتر زنجیرزن به ترتیب قد در دو صف طویل حرکت می‌کنند و در بین آنها افرادی نوحه می‌خوانند و طبل یا دهل می‌زنند. سپس سینه‌زن‌ها در پشت این صف حرکت می‌کنند.






تعزیه

در تعزیه بازیگران واقعه کربلا را به شکل نمایش بازی می‌کنند.






عَلم

عَلم یا جریده یکی از وسیله‌های نمادین بکار رفته در آیین سوگواری عاشورا در میان شیعیان است. این وسیله معمولاً چوبی بلندی به ارتفاع پنج شش متر که سر آن پنجه‌ای برنجین می‌گذارند و پارچه‌های رنگین قیمتی به چوب می‌بندند. علم از فلز ساخته شده، توسط علم دار حمل می‌شود. در مناطقی از ایران مردم اعتقاد دارند که برخی از علم‌ها، که با نام علم جوش شناخته می‌شوند، اصطلاحا می‌جوشند.. در تصویر ضمیمه، که در روستای الهرد منطقه ارسباران گرفته شده است، دو علم در میان دایره عزادارن دیده می‌شوند. یکی از علم‌ها ساکن است و دیگری در حالت افقی قرار گرفته و علمدار را می‌کشد.






نخل

نخل تابوت بزرگ و بلندی است که در روز عاشورا به عنوان تابوت امام حسین حرکت داده می‌شود.
عزاداری‌های محلی در ایران

آئین سقاخانه: در بروجرد، برخی خانواده‌ها یک اتاق منزل خود را سیاهپوش می‌کنند و در شبهای دهه محرم، از عزاداران پذیرائی می‌کنند. سقاخانه‌های هر کوی، با نصب پرچم و چراغ و بازگذاشتن درب منزل مشخص می‌شوند.
چک‌چکو: نوعی عزاداری شبیه به سینه زنی است که در آن از دو قطعه چوب یا سنگ استفاده می‌شود. چک چکو در استهبان استان فارس رایج است.
خره مالی در استان‌های ناحیه زاگرس و شهرهای مختلف از جمله خرم‌آباد، بروجرد و بیجار
علم بندان در ماسوله - تصاویر
طوق بندان (علم بندان) در شاهرود
یاعباس یاعباس در شاهرود
وای عباس در مراغه
کرب زنی در لاهیجان
طشت گذاری در آذربایجان، زنجان، آستارا و تالش
علمگردانی در هزاوه
کاروان هلال غم در زواره
شامگاه خدام (شمع و چراغ) در شاهرود
سنگ زنی در تهران قدیم
قفل آجین در تهران قدیم و زنجان
شمع آجین در تهران قدیم
سنج و دمام در خوزستان، بوشهر و هرمزگان
نخل برداری (نخل گردانی) در استان یزد
شاخ به شاخ در روستاهای استان یزد


عزاداری در کشورهای دیگر






عراق

مشق شمشیر
مشعل گردانی







هند

بر خلاف باور عموم، محرم یک روز خاص نیست بلکه نام یک ماه هست. این ماه یکی از چهار ماه مقدس است. سه مورد دیگر، ذی القعده، ذی الحجه و رجب می‌باشند.

خداوند جهان را و آسمان و زمین را در این ماه پر برکت خلق کرد. جدا از واقعهٔ غم انگیز کربلا، این ماه در تاریخ اسلامی، با بسیاری از رویدادهای فرخنده و قابل توجه در ارتباط است

خداوند حضرت آدم را در این ماه خلق کرده و توبهٔ اورا قبول نموده و او را مورد عفو قرار داده است. کشتی نوح چندین قرن پیش در همچنین زمانی با موفقیت در کوه جودی لنگر انداخت. همچنین این اعتقاد بین مسلمانان وجود دارد که در این ماه خداوند حضرت ابراهیم را از آتش نمرود حفظ کرد و حضرت موسی و یارانش را از خشم فرعون و تعقیب همراهانش در امان نگه داشت.

در واقع، شهادت امام حسین، ادامه‌ای است برای بحث جانشینی حضرت پیامبر. همه فرقه‌های اهل سنت بر این باورند که پیامبر به صراحت نام هر جانشین را نگفته‌اند، در حالی که شیعیان آن را رد می‌کنند و بر این باورند که او نام جانشین را اعلام کرده که حضرت علی بود.

شیعه و اهل سنت - این حادثهٔ غم انگیز، جامعه اسلامی را برای همیشه به دو فرقه تقسیم کرده است. شیعیان علی، حسن و حسین را ائمه و خلفای بر حق در نظر می‌گیرند و علناً به خاطر قتل وحشیانه آنها سوگواری می‌کنند. مسلمانان سنی نیز بزرگداشتی به خاطر شهادت امام حسین دارند، اما به شیوه نمایشی کمتر، به جای آن بیشتر بر جنبه‌های معنوی آن تمرکز می‌کنند.







محرم

محرم یک تعطیلی رسمی در هند هست که شروع سال اسلامی ست. این روز برای بسیاری از کارمندان تعطیل می‌باشد. بعضی از مردم شروع سال جدید اسلامی را با آتش بازی جشن می‌گیرند.

بعضی از مردم همچنین در روزهای نهم و دهم، یا دهم و یازدهم ماه محرم، روزه می‌گیرند.{طبق گفته‌های یک کارشناس ارشد در رشتهٔ آموزه‌های اسلامی در هند (از فرقهٔ اهل حدیث), اهل سنت روز هشتم و نهم محرم را روزه می‌گیرند زیرا دستوریست که از سوی پیامبر داده شده. ماجرا از این قرار است که یهودیان روزه بودند. وقتی پیامبر علت را جویا می‌شوند، می‌گویند به خاطر رهایی حضرت موسی از فرعون، ما با روزه گرفتن این مناسبت را جشن می‌گیریم. سپس پیامبر (ص) امر می‌فرمایند که ما مسلمانها باید روزه بگیریم نه آنها. پس علیه آنها روزه بگیرید. یهودیان یک روز روزه می‌شوند و اهل تسنن دو روز}

آنها ممکن است جلسات مخصوص دعا در منازل یا مساجد داشته باشند. همهٔ مسلمانان این مراسم را اجرا نمی‌کنند و در این مناسبت رفتار مشابه ندارند. بعضی از مسلمانان ماه محرم را به خاطر جنگ و حادثهٔ کربلا، ماه عزاداری می‌دانند.

پولیکالی که با نام رقص ببر هم معروف می‌باشد، گوشه‌ای از مراسم محرم در ایالت کرالا ست. بعضی از مسلمان‌ها بدنشان را به شکل ببر نقاشی می‌کنند و ماسک می‌زنند و در خیابان رژه می‌روند، می‌خوانند و می‌رقصند و حرکات ببر را تقلید می‌کنند. آنها با این کار می‌خواهند به صورت خیالی، تصویری از شجاعت امام حسین را به نمایش بگذارند! {به نظر می‌رسد منظور اعتقاد به این واقعه باشد که حتی حیوانات عزادار حادثهٔ کربلا بودند. در شهرستان مهریز یزد شاهد گونه‌ای از این عزاداری هستیم که مردی در جلد شیر فرو می‌رود و با ماشین دور تا دور حسینیه چرخانده می‌شود در حالی که کاه بر سر می‌پاشد. باید در نظر گرفت واژهٔ رقص الزاماً به معنای آیینی برای شادمانی نیست}.







رویدادهای دیگر که در ده روز اول محرم رخ می‌دهند عبارتند از:

رژه همراه ماکتی از آرامگاه امام حسین گردهمایی که در آن مردان جوان برای سوگواری، خودرا با زنجیر و چوب می‌زنند {مراسم سینه زنی، زنجیر زنی و قمه زنی شیعیان} پخش کردن خوراکی بین فقیران وعده‌های خوراکی در مساجد و مراکز اجتماعی {نذری} نمایش آتش بازی

بعضی از این رویدادها در جهان اسلام مورد بحث است. محرم {ممکن است منظور روز عاشورا باشد. چون در تقویم هند تعطیل است اما مردم برای روز عاشورا نیز از واژهٔ محرم استفاده می‌کنند}, عمدتاً یک تعطیلی اسلامیست اما مردم از سایر ادیان نیز ممکن است در این مراسم شرکت کنند و یا شاهد فعالیتها باشند.

روز اول محرم در هند تعطیلی رسمی ست بنابرین ادارات دولتی، دفاتر پست و بانکها تعطیل هستند. ممکن است مغازه‌ها و کار و بار و سایر نهادهای اسلامی، تعطیل باشند یا ساعات کار را کاهش دهند. مردمی که مایل به استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی هستند ممکن است نیاز باشد که جدول زمانی را با مسئولان محلی هماهنگ کنند. نماز جماعت و مراسم دعا، رژه و راهپیمایی در این روز ممکن است باعث ترافیک شدید خصوصاً در مناطق مسلمان نشین شود.

در میان شیعیان هند مراسمی معمول است که ممکن است در نواحی مختلف، جزئیاتی متفاوت داشته باشند. به محض ظاهر شدن ماه جدید، مردم هر سال در مکان‌های دائمی (که در جنوب هند به عاشور خانه معروف است) گرد هم می‌آیند. آنها بعد از خوردن شربت (نوشیدنی شیرین و خنک), یا برنج {منظور نذری ست} با نام حسین فاتحه می‌خوانند. نوشیدنی خنک به معنای یادآوری مومنان از تشنگی وحشتناک حسین و خانواده و همراهانش هست که رنج برده‌اند. بعد خوراک و نوشیدنی بین مردم خصوصاً فقرا پخش می‌شود. در بعضی مکان‌ها هر روز غروب مردم گودالی حفر می‌کنند و درونش آتش روشن می‌کنند و دورش با چوب یا شمشیر حفاظ می‌سازند. یا دورتا دور این گودال می‌دوند و فریاد می‌زنند

عاشور خانه معمولاً با پارچه‌های سیاهی که روی آن آیات قرآن نوشته شده تزئین می‌شود. درون عاشور خانه تابوت‌ها و سازه‌های چوبی قرار دارد که با ورق‌های نقره‌ای، کاغذهای رنگی و زرق و برق دار پوشش داده شده. آنها با تخیل و احساس هنری ساخته شده است و به منظور نشان دادن آرامگاه حسین، در دشت کربلا، و یا مقبره پیامبر در مدینه و یا حتی تاج محل در اگرا بنا شده. در کنار آن‌ها وسایل جنگی قرار دارد که متصور هستند امام حسین در کربلا از آنها استفاده کردند. مثل عمامه (از طلا)، یک شمشیر، سپر، تیر و کمان

همچنین تعدادی علم یا علامت در اشکال گوناگون وجود دارد که هر کدام معنی مخصوص خود را دارند. اغلب علم‌ها شکل یک دست را در راس خود دارند. این علامت از آنجایی محبوب است که به پنج تن از اعضای خانوادهٔ پیامبر اشاره دارد: محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین







به یاد کربلا

هر روز عصر مردم در عاشور خانه یا منازل خود گرد هم می‌آیند. این مجالس، یادآور قدم به قدم وقایع کربلاست. از زمانی که امام حسین دعوت کوفیان را دریافت کرد تا زمانی که شهید شد. ذاکر خطابه‌ای را برای اعضای مجلس می‌خواند و مرثیه گوها اشعاری را که حوادث کربلا را به یاد می‌آورد، قراعت می‌کنند. این وقایع به طور هنرمندانه‌ای بی رحمی یزیدیان که امام حسین، خانواده و همراهانش را کشتند روایت می‌کنند. این مراثی شامل نوحه (اشعار درد و رنج) همراه با سوز خوانده می‌شوند تا احساسات شنوندگان را برای ندبه و گریه تحریک کنند. مومنان از جا بر می‌خیزند و با اندوه سینه می‌زنند و فریاد می‌زنند: یا حسن، یا حسین. در عین حال یزید، خلیفه‌ای که باعث کشته شدن امام حسین شد، نفرین می‌شود.







دسته‌ها و مراسم دیگر

از هفتم تا دهم محرم مراسمی برگزار می‌شود که در بزرگداشت پسر امام حسن، قاسم هست. قاسم، در حالی به شهادت رسید که تازه داماد بود. همراه با هیئتی که در صفوف منظم می‌روند، اسب سفیدی (دلدل یا ذوالجناح) می‌رود که نشانهٔ مرکب امام حسین هست. یا اشاره به اسب عروس قاسم دارد. قاسم دقیقاً قبل از حادثهٔ کربلا با دختر امام حسین (فاطمه صغرا) ازدواج کرده بود. به خاطر همین مردم مکرراً فریاد می‌زنند:عروس! داماد! عروس! داماد!

در روز هشتم نیزه‌ای به حرکت در می‌آید در حالی که سر امام حسین را حمل می‌کند. این کاراشاره به واقعه‌ای دارد که به دستور یزید سرها را بر نیزه کردند.

به علاوه تابوتهایی از امام حسن، امام حسین و قاسم حمل می‌شوند. تمام مدت مردم سینه می‌زنند و می‌گویند: حسن! حسین! بعضی مواقع این کار متوقف می‌شود و گروهی از مردان و پسران با نیم تنهٔ برهنه و با دسته‌های تیغ خودشان را می‌زنند که خون از پشتشان جریان میابد {قمه زنی} یا گروهی بزرگ تشکیل می‌شود که در حالی که به شدت بر سر و سینه می‌کوبند، همراه هم داد می‌زنند: یا حسن! یا حسین!

رسم است که تابوت‌ها و علم‌های سبز (علامت‌های ارتش امام حسین، تزئین شده با نقره، طلا و برنج) در صفوف منظم توسط مردان پابرهنه که سینه می‌زنند، مرثیه می‌خوانند و گاهی اوقات برای ابراز غم و اندوه خود، خودزنی می‌کنند، حمل می‌شوند. این پروسه در طول ماه محرم ادامه دارد و در روز دهم ماه، که روز عاشورا نام دارد، به اوج خود می‌رسد.

روز دهم، عاشوراست. در این روز تابوتها را در آب می‌اندازند یا در گودالی که به این منظور و به نام کربلا حفر کرده‌اند، به صورت دسته جمعی دفن می‌کنند. در غروب دوازدهم مردم تمام شب را بیدار می‌مانند و برای بزرگداشت امام حسین قرآن و مرثیه می‌خوانند.

روز آخر مقداری خوراکی تهیه می‌شود و بعد از خواندن فاتحه آن را به فقرا می‌دهند. با این امور خیر، مراسم محرم پایان میابد.






نقدهای درون‌دینی

سید علی اصغر غروی: شیعیان به جای بزرگداشت این قیام و پرداختن به علل، نتایج، دستاوردها و نقش تاریخ ساز آن، بیشتر به حواشی ماجرا می‌پردازند، و در این میان، سخنرانان نیز بی‌تقصیر نیستند، قصه‌گویانی که از قرآن و نهج البلاغه اطلاع کمی دارند، یا اصلاً اطلاعی ندارند، و کمتر از آنها نقل می‌کنند، و این فرصت مغتنم را برای معرفی حقیقت دین به مردم از دست می‌دهند. بیش از نیمی از زمان هر مراسم، صرف عزاداری می‌شود! داستانهای بسیاری در مورد گلوی بریدة حسین، دستان بریده و فرق شکافتة ابوالفضل، گلوی شکافتة علی اصغر و جوانی علی اکبر تعریف می‌شود، اما افسوس و صد افسوس که هیچ کس نمی‌گوید اینها همه برای چه بود! نمی‌گویند چون یزید ظالم بود و حسین بن علی می‌خواست احقاق حق کند، آن اتفاقات روی داد! چطور ممکن است جامعه‌ای ادعاء حب حسین داشته باشد ولی از اخلاق حسین و نوع دینداری او بی‌خبر باشد؟! اگر قبول داریم حسین بر حق بوده، پس مشکل در عدم شناخت صحیح حق و ناحق است! آن هم حق و ناحق امروز، نه ۱۴۰۰ سال پیش، که معما چو حل گشت آسان شود می‌پنداریم که در مصیبت حسین گریه می‌کنیم، ولی در اصل به حال خودمان می‌گرییم و این داستان تکراری عزاداریهای ما در طول تاریخ بوده است! چون اساساً اکثر ما حق و باطل را نمی‌شناسیم یا اگر شناختیم منافعمان ما را وادار به سکوت می‌کند.







مقتل‌الحسین

مقتل در لغت به معنی محل قتل و در اصطلاح به گزارشات به قتل رسیدن امامان اشاره دارد. در میان مقتل ها مقتل امام سوم شیعیان از همه مهم تر و بیشتر مورد توجه است.

مقتل الحسین نام دسته‌ای از کتب است، که وقایع کربلا و کُشته‌شدن حسین بن علی در آن شرح داده شده‌است.






منابع دست اول

منابع دست اول نبرد کربلا به دو دسته کلی تقسیم می‌شود. دسته اول احادیث و بیانات اهل بیت است که در بخش عمده آن در کتب حدیث گرد آمده‌است. دسته دوم گزارش‌های تاریخی برگرفته از روایات حاضران در حادثه‌است.

از مقاتل دسته دوم به طور خاص مقتل ابومخنف نوشته ابومخنف(ف. ۱۵۷ هجری قمری) به طور تقریباً کامل از دو طریق کتاب تاریخ طبری و کتاب الارشاد شیخ مفید در دسترس می‌باشد. از سایر گزارش‌های تاریخی جز اندکی در خلال کتاب‌های تاریخ چیزی در دسترس نیست.








منابع دست دوم

منابع دست دوم مبتنی بر گزارش‌های منابع دست اول است. این منابع در زمانی تهیه شده‌است که به علت فاصله تاریخی امکان دسترسی به روایات شاهدان واقعه میسر نبوده‌است.

فهرستی از مهمترین منابع دست دوم به شرح ذیل است:

طبقات الکبری، ابن سعد (متوفی ۲۳۰)
انساب الاشراف، بلاذری (متوفی ۲۷۹)
اخبار الطوال، دینوری (متوفی ۲۸۳)
تاریخ طبری (متوفی ۳۱۰)
الفتوح، ابن اعثم کوفی (متوفی حدود ۳۱۴)
مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی (متوفی ۳۵۶)
معجم الکبیر طبرانی (متوفی ۳۶۰)
شرح الأخبار، قاضی نعمان (متوفی ۳۶۳)
کامل الزیارات، ابن قولویه (متوفی ۳۶۸)
امالی شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱)
ارشاد، شیخ مفید (متوفی ۴۱۳)
روضة الواعظین، ابن فتال نیشابوری (متوفی ۵۰۸)
اعلام الوری، طبرسی (متوفی ۵۴۸)
مقتل الحسین خوارزمی (متوفی ۵۶۸)
تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر (متوفی ۵۷۱)
مناقب ابن شهر آشوب (متوفی ۵۸۸)
الکامل فی التاریخ، ابن اثیر (متوفی ۶۳۰)
مثیر الأحزان، ابن نما (متوفی ۶۴۵)
تذکرة الخواص، سبط ابن جوزی (متوفی ۶۵۳)
اللهوف علی قتلی المطفوف (لهوف) سید بن طاووس (متوفی ۶۶۴)
کشف الغمة، اربلی (متوفی ۶۹۲)
سیر اعلام النبلاء، ذهبی (متوفی ۷۴۸)

در میان منابع دست دوم اللهوف علی قتلی الطفوف نوشته دانشمند شیعه سید پسر طاووس (ف. ۶۶۴ هجری قمری) جایگاهی ممتاز داراست.

چنانکه مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی می‌نویسد نبرد کربلا در برخی از منابع بخصوص کتاب‌هایی که برای مجالس روضه و عزا نوشته شده به شدت دچار تحریف شده‌است نظیر روضه الشهدا اثر حسین کاشفی(ف. ۹۱۰ هجری قمری)، محرق القلوب اثر مهدی نراقی و اسرار الشهادة اثر فاضل دربندی.






منابع متأخر

منابع متأخر کتاب‌هایی هستند که در سده اخیر به بررسی و گزارش واقعه کربلا پرداخته‌اند. اکثر این کتاب‌ها از دو جهت با منابع تاریخی دست اول و دست دوم متافئت هستند. نخست آنکه با ورود تحریفات فراوان بخصوص در چند قرن اخیر در بیان حوادث نبرد کربلا، این کتاب‌ها تلاش داشته‌اند که واقعیت تاریخی بدون تحریف را ارائه کنند. دوم آنکه عمدتاً دربردارنده تحلیل‌های اعتقادی، سیاسی و اجتماعی هستند و به عبارت دیگر بیشتر تاریخ تحلیلی هستند و نه صرفاً تاریخ نقلی.

نفس المهموم نوشته شیخ عباس قمی
حماسه حسینی نوشته مرتضی مطهری
لمعات الحسین علیه‌السلام تالیف علامه‌آیت‌الله حاج سیّدمحمّدحسین حسینی طهرانی، حاوی برخی از خطبه‌ها و موعظه‌های امام حسین علیه‌السلام است که با ذکر مدارک معتبر نقل شده.
کتاب‌شناسی اندیشه سیاسی عاشورا
ابوالقاسم سحاب، زندگانی حضرت ابیعبدالله الحسین سیدالشهداء (ع)، انتشارات کتاب سحاب، چاپ سوم، تهران ۱۳۷۴
فتح خون نوشته مرتضی آوینی
پس از پنجاه سال سید جعفر شهیدی
انوار الشهاده ، محمدحسین یزدی متوفای 1297ق







حسین بن علی و نبرد کربلا از دیدگاه علمای اهل سنت

حسین بن علی که نوه پیامبر اسلام و فرزند علی بن ابی‌طالب می‌باشد به نقل دانشمندان و محدثان مذهب سنی به صفات مختلف یاد شده‌است. احمد بن حنبل در روایتی از محمد پیامبر اسلام، حسین بن علی را آقای جوانان بهشت معرفی می‌کند. علاء‌الدین متقی هندی در کنز العمال آورده‌است: حسین بن علی زمینه ساز دوستی خدا و پیامبرش معرفی شده‌است و جایگاه جاودانش در بهشت خواهد بود. ابن صباغ مالکی از راویان و دانشمندان مذهب سنی در رابطه با حسین بن علی روایت کرده‌است: هنگامی که حسین بن علی به نماز می‌ایستاد رنگش زرد می‌شد. ابن تیمیه فقیه و متکلم مسلمان دوره حمله مغول قاتلین حسین بن علی را لعنت می‌کند. ابن خلدون از حسین بن علی به عنوان صحابی مجتهد یاد می‌کند و او را شایسته رهبری برای قیام علیه یزید بر می‌شمرد.
3:19 am
بروجرد
بُروجـِرد مرکز شهرستان بروجرد، دومین شهر پرجمعیت استان لرستان و سی و دومین شهر پرجمعیت ایران است. این شهر در شمال دشتی حاصلخیز به نام سیلاخور قرار گرفته و قله‌های مرتفع گرّین از مجموعه رشته کوههای زاگرس مانند نواری شمال غربی تا جنوب شرقی آن را در بر گرفته‌اند و سرابهای دائمی متعددی که از دامنه این کوهها جاری است در اقتصاد منطقه و توسعه شهر بروجرد نقش اساسی داشته‌اند.
شهرهای ملایر و نهاوند در استان همدان، شازند در استان مرکزی و نیز خرم‌آباد و الشتر در مجاورت بروجرد قرار دارند.از گذشته‌های دور، این شهر دارای موقعیت ویژه ارتباطی بوده‌است. قرارگیری بر سر شاهراه تهران - جنوب یکی از عوامل رونق اقتصادی شهر به شمار می‌رود.
جمعیت شهر بروجرد بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ خورشیدی مرکز آمار ایران ۲۴۰،۶۵۴ نفر گزارش شده‌است. مردم بروجردکه به گویشی از زبان فارسی میانه به نام گویش بروجردی سخن می‌گویند و این شهر یکی از مراکز مهم صنعت در استان است.





ریشه‌شناسی

بروجرد با نامهای گوناگون در درازای تاریخ خوانده شده است ؛بروجرد را با نامهای زیر خوانده اند:

اُرُجِرد-اُرُگِرد-اُرُذکَرد-اُروگِرد-الوکرد-بَرجود-بَردُجِرد-بَرگود-بَروجِرد-بُروجِرد-بروکرد-بَروگِرد-بکاگِرد-بوک گرد-پیروزگرد-پیروزه گِرد- فُروجِرد-فُلوُگِرد-فیروزگرد-فیروزه جرد- فیروزه گرد-وَرجرد-وَردگرد-وَروجِرد-وَروگِرد-وِروگرد-وِلوگرد-ووریِ گرد-ویروگرد-یزدجرد-یزدگرد.

گرد و کرد در اسامی شهرهای ایرانی به معنای شهر، آبادی و ساخته و اثر هستند. اشکانیان و ساسانیان شهرها را بیشتر با پسوند گرد می‌ساخته‌اند همانند سوسنگرد، بروگرد و دارابگرد. عده‌ای نام درست بروجرد را ویروگرد دانسته‌اند که به معنای شهر و ساخته ویرو شاهزاده اشکانی است. کوهی در غرب بروجرد با نام ولاش نیز یاد آور نام شاهان اشکانی است. اما معتبرترین نوشته‌ها، بروجرد را پیروزگرد دانسته‌اند که آن را به فیروز ساسانی منتسب می‌کند. سعید نفیسی بروجرد را از شهرهای ساسانیان و اصل آن را بروگرد و ساخته از «بر» + «گرد» دانسته‌است که به معنای شهری است که گرد است و بر و میوه فراوان دارد. یزدگرد سوم پادشاه ساسانی پس از شکست از اعراب به منطقه بروجرد گریخت و سپاهیانش در آن محل بر + او + گرد آمدند و به این ترتیب نام این محل بَروگرد شد. در کتاب‌های تاریخی از بروجرد با نامهای گوناگون نام برده شده‌است مانند بَروجرد، فلوجرد، اردکرد، یزدگرد، ولوگرد. روحبخشان در کتاب «جغرافیای تاریخی بروجرد» بیش از سی مورد از صورتهای مختلف نام این شهر را به تفصیل ذکر نموده‌است.

امروزه بروجرد در گویش بروجردی وُوری یرد vūriyerd و در لری خرم‌آبادی وُروگرد vorūgerd نامیده می‌شود. بروگرد borūgerd نام روستایی آن و نیز نام به کار رفته در نوشته‌های پارسی سره و بروجرد borūjerd نام رسمی این شهر است. از اثار باستانی باقی‌مانده در این شهر می توان به خرابه های مانده در قلعه یزدگرد بر بالای تپه یزد گرد و قبرستان باستانی روستای دره گرم اشاره نمود که هردو مکان ذکر شده متأسفانه دستخوش حفاریهای غیر قانونی سوداگران میراث فرهنگی شده است.

در منابع مختلف گاه به شهر بروجرد لقب‌هایی منتسب شده است. از جمله آنها شهر سبز حضرت سلیمان است که توسط ظل السلطان داده شد.
به دلیل اینکه شجاع الدین لر مدتی در این شهر سکونت داشت لقب شهر شجاعان را به آن دادند.همچنین زادگاه فرزانگان از لقب‌های دیگر این شهر است. اما لقبی که بیشتر منابع بر آن تصریح دارند دارالسروربه معنای سرای شادمانی است که محمد تقی خان حکیم صفای شهر در فصل بهار را علت آن دانسته است.همچنین لقب دیگری با نام دارالشوکه در پشت سکه‌های ضرب بروجرد در دوره قاجار دیده شده است.



پیشینه تاریخی
آثار پیش از تاریخ
در ناحیه بروجرد به ویژه در دشت سیلاخور، تعداد زیادی تپه های باستانی و تاریخی وجود دارد که از دور های پیش از تاریخ تا قرن معاصر آباد بوده اند. از نظر باستان شناسی، تپه قرق با قدمت عصر مس در دهستان شیروان، از مهمترین تپه های باستانی شهرستان بروجرد است که تا پنج طبقه لایه برداری و مطالعه شده است. اشکال هندسی و رنگ اخرایی سفال های کشف شده قدمت آن را با تپه گیان و کوهدشت همزمان می کند. در لایه های بیرونی، تک سفال هایی از دوره های بعدی از جمله اشکانیان هم در آن دیده می شود تپه قلعه رومیان نیز در سه کیلومتری جنوب بروجرد از تپه های مهم باستانی منطقه است که تا قرن نهم دارای اهمیت نظامی بوده است.



پیش از اسلام
شواهد و اشارات تاریخی حاکی است که بروجرد از شهرهای قبل از اسلام بوده و دلایل زبانشناسی نیز واژه بروجرد را با ترکیب دو جزء برو + گرد موجودیت این شهر را به پیش از اسلام میرساند زیرا که گرد در زبانهای قدیمی ایران به معنای شهر می‌باشد. بروجرد از شهرهای باستانی ایران است که برخی ساخت آن را به منوچهر از سلسله پیشدادیان نسبت می‌دهند اما شواهد کافی در مورد شهر بودن آن تنهااز دوران ساسانیان موجود است که بر اساس کتابهای تاریخی، بروجرد یکی از پایگاههای نظامی ایران به هنگام حمله اعراب و جنگ نهاوند بوده‌است. در گذشته بروجرد از شهرهای آباد و مهم بوده و گاه فرمان‌داری جداگانه و گاه مرکز استان لرستان و خوزستان بوده‌است.مینورسکی نام اصلی این شهر را ویروگرد و آن را منتسب به ویرو شاهزاده دوره اشکانی می داند . در منطقه سیلاخور در دوره مادها و بعدها در دوره هخامنشیان قلعه های نظامی و ارتباطاتی متعددی وجود داشته است و یکی از آنها هم قلعه بروجرد بوده است که با فاصله اندکی از قلعه های مشهور دیگر مانند قلعه رومیان قرار داشته است

. ناحیه بروجرد و نهاوند در پایان دوره ساسانیان به دلیل حمله اعراب به ایران اهمیت نظامی و دفاعی ویژه ای داشتند و محل استقرار سپاهیان ایران بوده اند.

گروهی از کاسی‌ها در هزاره سوم پیش از میلاد در مناطق کوهستانی لرستان مستقر شدند
. بروجرد به عنوان ناحیه واسط لرستان و همدان، ناحیه مرزی بین دو تمدن کاسی و ماد بوده است اما با قدرت گرفتن بیشتر مادها، بروجرد منطقه ای از سرزمین مادها به حساب می آمده است. بروجرد و مناطق پیرامون آن از دوره مادها به این سو، به خاطر مراتع فراوان، پرورشگاه و مراکز تولید و چرای اسب بوده اند و از این جهت نیز برای حکومت ها اهمیت داشته‌اند

.

اشکانیان در غرب ایران در ناحیه کرمانشاه، همدان و بروجرد شهرهایی ساختند و از میان قلعه های نظامی متعدد منطقه سیلاخور، قلعه بروجرد را مورد توجه ویژه قرار دادند و آن را به شهر تبدیل کردند. دلایل متعددی مبنی بر شکل گیری شهر بروجرد در دوره اشکانیان وجود دارد که می تواند از جنبه های زبانشناسی، قرائن تاریخی و نیز آثار باستانی منطقه به دست آید. در واقع، نخستین دوره رونق گیری بروجرد به عنوان یک شهر را باید در دوره اشکانیان جستجو کرد و پیش از آن، بروجرد بیشتر در قالب یک قلعه با اهمیت نظامی و ارتباطی بر سر راه هگمتانه مورد نظر بوده است. اشکانیان از پسوند کرد به معنی ساخته و گرد برای نامگذاری شهرها استفاده می کردند و به همین ترتیب نام این شهر را به افتخار ویرو شاهزاده اشکانی، ویروگرد نهادند
. اُردکرد یکی از نام های تاریخی ثبت شده بروجرد است

و این احتمال وجود دارد که اشکانیان نام اولیه شهر بروجرد را به افتخار اُرد اول یا ارد دوم پادشاهان اشکانی، اردکرد نهاده باشند.

در تقسیمات باستانی ایران، بروجرد و نهاوند دو نقطه شهری ماه نهاوند از توابع پهله از سرزمین ماد بودند
. پهله یا پهلو نام سرزمینی وسیع در غرب ایران بوده‌است که بیشتر شهرها و نواحی زاگرس فعلی را فرا می‌گرفته است.ایالت پهله در زمان ساسانیان به این نام نهاده شده و پهلوی، به مردم، زبان و خط مربوط به پهله اشاره می‌کند..ماه نهاوند بخشی از سرزمین بزرگ پهله در غرب و مرکز ایران بوده است که بعدها به ماه بصره نیز شهرت یافته است. ابن الندیم از قول عبداﷲ بن المقفع آورده است که ماه نهاوند یکی از پنج ناحیه پهله (فهله) است (یادداشت های دهخدا ). بروجرد و نهاوند دو قصبه یا نقطه شهری ماه نهاوند بوده‌اند .رضا قلیخان هدایت در فرهنگ انجمن آرای ناصری نام اصلی شهر بروجرد را فیروزگرد دانسته و در توضیح آن نوشته است «شهریست از بناهای خسرو پرویز که اکنون به بروجرد شهرت دارد» .پیروزگرد به معنای شهر فیروز از نام های ثبت شده بروجرد است که این شهر را منسوب به فیروز پادشاه ساسانی می کند.



پس از اسلام

در تقسیمات باستانی ایران، بروجرد به همراه نهاوند بخشی از دو نقطه شهری ماه نهاوند از توابع پهله از سرزمین ماد بوده است.حموله وزیر حکومت محلی آل ابی دلف از حکمرانان عرب خلفای عباسی که بین سال‌های ۲۱۰ تا ۲۵۸ هجری قمری در کرج ابی دلف ناحیه‌ای بین اراک و بروجرد امروزی (شهر آستانه از توابع شهرستان شازند) ساکن شده بودند، به بازسازی بروجرد پرداخت و در آن منبری برپا کرد.

مرداویج در سال ۳۱۶ قمری، بروجرد را به تصرف درآورد و سی و دو سال پس از آن حسنویه بر این شهر مسلط شد.در ۴۱۴ قمری، سماءالدوله دیلمی قصد بیرون کردن فرهاد بن مرداویج از این شهر را می کند اما با حمایت علاءالدوله دیلمی، ناکام می ماند .در سلجوقیان بروجرد شهری مهم محسوب می شده و اتفاقات متعددی در آن روی داده است که از جمله می توان به کشته شدن نظام‌الملک وزیر آلب ارسلان اشاره کرد. همچنین سلطان سلجوقی برکیارق (فرزند و جانشین ملکشاه سلجوقی) به هنگام سفر از اصفهان به بغداد در راه دچار بیماری می شود و در بروجرد می میرد. در مورد این که آرامگاه وی بقعه زواری‌جان در شمال شهر بروجرد است یا این که در اصفهان به خاک سپرده شده اختلاف نظر وجود دارد.

شهر بروجرد در طول دوره حاکمیت اتابکان لر، معمولاً به عنوان بخشی از عراق عجم شناخته می‌شده است. اما در در قرن هشتم هجری، تحت تسلط و نفوذ اتابکان لر کوچک قرار گرفته و در همین دوران از بروجرد به اشتباه به عنوان یکی از شهرهای لر کوچک نام برده شده است. در سال ۷۹۰ هجری، عزالدین بن شجاع‌الدین محمود از حاکمان لر کوچک در قلعه رومیان بروجرد مستقر بوده است.
در زمان خوارزمشاهیان بروجرد شهری خرم و آباد و دارای مرکزیت دینی با علمای فراوان بوده است. در سال ۶۱۷ قمری و به هنگام فرمانروایی در حمله مغولان به بروجرد، مردم این شهر قتل عام شدند. همچنین سلطان محمد خوارزمشاه به حوالی بروجرد گریخت .در سال ۷۹۰ هجری، امیر تیمور گورکانی که پیش‌تر بروجرد و خرم‌آباد را به تصرف درآورده بود، عزالدین بن شجاع الدین محمود از حاکمان لر کوچک را که در قلعه رومیان بروجرد قرار داشت، به سوی سمرقند روانه کرد تیمور در سال ۸۰۵ هجری و در زمان حرکت به سوی گرجستان، به امیرزاده رستم از فرماندهان خود دستور داد تا به بروجرد برود و قلعه رومیان را بازسازی کند.
از قرن دهم و همزمان با دوره صفویه در بیشتر زمان‌ها[نیازمند منبع] ولایت بروجرد به صورت مستقل اداره می‌شده است و شامل بروجرد و جاپلق بوده است. این ترتیب تا دوره پهلوی اول ادامه داشت. در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری و همزمان با حکومت صفویان، لشکریان عثمانی (رومی) به مناطق غربی ایران حمله های متعددی کردند و بخش هایی از این مناطق را به اشغال خود درآوردند و ایرانیان را در حوالی بروجرد شکست دادند. در سال ۹۹۷ هجری، سپاه ایران به فرماندهی قورخمس‌خان شاملو در حوالی بروجرد از قشون عثمانی شکست خورد.
بر اساس قانون تقسیمات کشوری مصوب ۱۶ آبان ۱۳۱۶ شهر بروجرد در کنار شهرهایی مانند ملایر و خرم‌آباد بخشی از استان غرب به شمار می‌آمد اما پس از تغییر قانون در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۱۶ تعداد استان‌های ایران از شش استان به ده استان تغییر یافت و بروجرد در کنار شهرهایی مانند خرم‌آباد، اهواز، دزفول و آبادان در استان ششم قرار گرفت.

در زمان جنگ ایران و عراق بروجرد پذیرای جمعیت زیادی از جنگزدگان خوزستانی شد و همچنین بارها مورد بمباران هوایی قرار گرفت. در یکی از این بمباران ها که در روز ۲۰ دی ۱۳۶۵ روی داد، هواپیمای عراقی دو مدرسه شهید فیاض‌بخش و مام حسن مجتبی در محله ابراهیم آباد این شهر را بمباران کردند که منجر به کشته شدن ۶۰ دانش آموز شد. با اینکه استان لرستان و شهر بروجرد در جنگ تحمیلی بار ها مورد حملات هوایی و موشکی عراق قرار گرفتند بعد از اتمام جنگ هیچ گونه اعتباری مبنی بر مناطق جنگ زده دریافت نکردند که این خود یکی از دلایل عدم توسعه کمی و نسبی صنعتی در این منطقه است .



جغرافیا
بروجرد در ارتفاع ۱۶۲۰ متری از سطح دریا و در ۳۳/۹ درجه شمالی و ۴۸/۸ درجه شرقی واقع می‌باشد. بلندترین نقطه شهرستان بروجرد قله ولاش با ارتفاع ۳۶۲۳ متر در غرب شهر بروجرد و پست ترین ناحیه در دشت سیلاخور با ارتفاع تقریبی ۱۵۰۰ متر قرار دارد.شهر بروجرد بر کوهپایه‌های زاگرس و در دشت سیلاخور قرار گرفته و از سه جهت شرق، شمال و غرب به کوه ختم می‌شود. کوه گرین ۳۶۲۳ با متر در غرب بروجرد و کوه میش پرور ۳۵۰۰ با متر در جنوب غربی بروجرد قرار دارد. تنها در جهت جنوب و جنوب شرقی است که دشت وسیع سیلاخور قرار گرفته‌است. این شهر و مناطق پیرامون آن به دلیل قرار گیری بر روی گسل سراسری زاگرس، زلزله خیز هستند.
ساعت : 3:19 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
باشگاه خبرنگاران | next page | next page